تبليغاتX
یک معلم

یک معلم
 
آخرين مطالب
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
متن كامل مصاحبه هاي هاله اسفندياري كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو
قسمت نخست توضيحات و اظهارات هاله اسفندياري تاجبخش و رامين جهانبگلو در برنامه اي به اسم دموكراسي چهارشنبه و پنجشنبه شب از شبكه اول سيما پخش شد و پرده از روي دخالتهاي آمريكا و تلاش براي براندازي نرم در ايران برداشت .
متن اين اظهارات بدين شرح است ;
هاله اسفندياري
من هاله اسفندياري هستم متولد ايرانم 67 سال دارم در آمريكا زندگي مي كنم در شهر واشنگتن تحصيلاتم را در اتريش انجام دادم 44 سال پيش از دانشگاه وين در رشته روزنامه نگاري و تاريخ هنر فارغ التحصيل شدم پس ازاتمام تحصيلاتم رفتم به بنياد فرح و در آنجا مسئول مركز فرهنگي باغ فردوس بودم و همچنين رابط بين موزه هاي زير نظر بنياد دو ماه قبل از انقلاب از ايران رفتم به لندن يك سال و نيم در لندن بودم و آنجا كار نمي كردم .
1980 رفتم به آمريكا به شهر پرينستون در ايالت نيوجرسي و در دانشگاه پرينستون به مدت 14 سال زبان فارسي را تدريس كردم .
در سال 1996 يك بورس مطالعاتي از مركز ويلسون كه در واشنگتن قرار دارد گرفتم در ارتباط با تمام كردن يك كتاب در باره زنان ايران كه قبلا تدوينش را شروع كرده بودم . در اواخر 1997 بود كه مسئول برنامه بين الملل مركز ويلسون با من تماس گرفت و پيشنهاد كرد كه به صورت پاره وقت بيايم آنجا و يك برنامه خاورميانه درست كنم .
كيان تاجبخش
من يحيي كيان تاجبخش هستم متولد 1340 تهران درسن حدود هفت يا هشت سالگي به مدرسه شبانه روزي در انگليس رفتم در آن زمان پدر من در دفتر فرح پهلوي كار مي كرد با مسئوليت روابط عمومي و در سال 1975 ايشان به سوئيس رفتند و با عنوان كارمند اداري سازمان ملل شروع به كار كردند من ادامه تحصيلم را در انگليس تا مقطع فوق ليسانس ادامه دادم و در سال 1984 با فوق ليسانس مديريت شهري از انگليس رفتم به شهر نيويورك شهري كه مادرم در آن اقامت داشت .
در آمريكا تا زمان حدود 1997 من هيچ توجهي به مسائل ايران نداشتم زبان فارسي بلد نبودم خواندن و نوشتن بلد نبودم و تا آن زمان تقريبا هيچ علاقه اي به مسائل ايران نداشتم و دنبال نمي كردم .
رامين جهانبگلو
من « رامين جهانبگلو » هستم فرزند اميرحسين جهانبگلو و خجسته كيا كه در 7 دي 1335 در تهران متولد شدم تحصيلات ابتدايي و متوسطه ام را در تهران انجام دادم تا سال 1353 و از سال 1353 تا سال 1372 در فرانسه مشغول تحصيل فلسفه علوم سياسي و تاريخ بودم .

تاجبخش براي بار اول در نيويورك با آقاي بيژن خواجه پور آشنا شدم ايشان خودش را به من معرفي كرد ايشان به من توصيه كردند زمانيكه من به ايران سفرمي كنم با مجموعه مجله گفتگو همكاري كنم و ايشان توصيه كردند و تعريف كردند كه مجله « گفتگو » مجله اي محلي است و مجله اي است كه به اصطلاح مفاهيم جديد مربوط به دموكراسي و جامعه مدني آنجا بحث مي شود و در آن مجله منتشر و اشاعه مي شود.
ضمنا در همان سفري كه آقاي خواجه پور به نيويورك داشتند در يك محل ديگر من با ايشان ملاقات كردم ايشان دريكي از دفاتر متعلق به بنياد سوروس سخنراني داشتند در مورد انتخابات و تاسيس شوراهاي شهر در ايران اين يكي از اولين بارهايي بودكه من درمورد اين مقوله ( شوراها در ايران ) شنيده بودم در آن جلسه دوباره آقاي (ريشتر) مدير برنامه سوروس و مدير برنامه ايران سوروس و بخش خاورميانه ايشان در آنجا حضور داشتند.
جهانبگلو : با افرادي آشنا شدم همكارانم كه از جمله يكي از آنها( ديويد كمران )بود مرابا مجله دموكراسي آشنا كرد ودر آن مجله من يك مقاله اي در مورد اين تحقيقم در مورد روشنفكران نوشتم كه چاپ شد و از طريق ايشان من آشنا شدم با آقاي (مارك پلتنر) كه رئيس كه مي شه گفت بنياد در حقيقت دموكراسي يا صندوق مالي دموكراسي در ned اين مجله دموكراسي بود و از عناصر مهم آمريكا.
آقاي پلتنر با من تماس گرفتند وگفتند در همان سال 2001 به من گفتند كه ما يكسري بورسهايي داريم فلوشيپهايي داريم كه امسال سال اول آنهاست و اگر شما برايتان جالب هست ما با شما تماس بگيريم و من گفتم بله براي من جالب است در آن دوره كار من در دانشگاه تورنتو تمام شده بود ومن فعاليتي نداشتم و ايشان با من تماس گرفتند و گفتند كه اين بورس هست و اگر شما بخواهيد مي توانيد از اكتبر 2001 بياييد به آمريكا واشنگتن و كارتان را شروع كنيد از آنجا ارتباط من با نهادهاي سياسي آمريكا شروع شد .
هاله اسنفدياري : هدف از گذاشتن برنامه ايران چه بود
علاوه بر برنامه كشورهاي خاورميانه هدف از برنامه ايران اين بود وقتي يك سخنراني از ايران مي آيد و در يك مركزي به اهميت مركز ويلسون صحبت مي كند يك عده اي مي آيند و حرفهاي آنها را گوش مي كنند.
اينهايي كه به اين جلسات مي آيند چه كساني هستند
سياست سازان هستند. سياست سازان يعني چه در آمريكا
سياست سازان در شهر واشنگتن يعني كساني كه در نهادهاي دولتي فعاليت مي كنند كساني كه در كنگره آمريكا كار مي كنند كساني كه در نهادهاي اطلاعاتي هستند كساني كه در رسانه هاي گروهي كار مي كنند كساني كه در بنيادها هستند كساني كه در دانشگاهها فعاليت مي كنند و كساني هم كه در مراكز تحقيقاتي هستند يعني طيف خيلي وسيعي را اين سياست سازان در بر مي گيرد.
تاجبخش : بنابراين ديديم كه بعد يك بعد پروژه برنامه هاي آشكار هست و آن برنامه هاي آشكار هست بعد دو نهاد سازي فرهنگ سازي و شبكه سازي هست ولي بعد سه در واقع آن اهداف دراز مدت بنياد سوروس هست كه پياده كردن فلسفه جامعه باز هست
هاله اسفندياري : اما نقش من در اين وسط چه بود
نقش من يكي اينكه شناسايي سخنرانها بود و من چون سالها از ايران دور بودم در مرحله واقعا با متخصصين ايراني كه در واشنگتن بودند مشورت مي كردم و از آنها اسم مي خواستم يا متخصصين ايراني كه در سراسر آمريكا در دانشگاهها در مراكز تحقيقاتي و غيره كار مي كردند.
نحوه ديگر اين بود كه من بعضي وقتها كه به ايران سفر مي كردم اگر اسمي داشتم با اين شخص تماس مي گرفتم و يك آشنايي برقرار مي شد.
نقش ديگر من اين بود كه رياست جلسه را به عهده داشتم مديريت جلسه را مي كردم معمولا اگر يك سخنران بود سر يك ساعتي جلسه شروع مي شد سي و پنج دقيقه سخنران صحبت مي كرد بيست و پنج دقيقه هم صرف سوال و جواب مي شد.
در طي اين سالها وقتي شما تعداد اين جلسات را پشت سر هم بگذاريد و سخنرانهايي كه آمدند به اين نتيجه مي رسيد كه خواهي نخواهي يك شبكه اي ارتباطي بين سخنرانان افرادي كه ملاقات مي كنند از بنيادها مراكز تحقيقاتي نهادهاي دولتي و متخصصين مسائل ايران و همچنين سخنرانان ديگري كه از ايران مي آمدند چون بعضي وقتها ما بيش از يك سخنران داشتيم مثلا يك كنفرانس داشتيم و سه نفر از ايران مي آمدند و الزاما شايد اين سه نفر همديگر را نمي شناختند
جهانبگلو : بخاطراينكه خانم اسفندياري كه ايشان مسئول بخش خاورميانه نهاد وودرو ويلسون هستند و همسر آقاي شائول بخاش هستند كه ايشان يهودي الاصل هستند و در ايران قبل از انقلاب هم فعاليت داشتند رئيس يك روزنامه فكر مي كنم تهران تايمزبودند يا كيهان اينترنشنال به زبان انگليسي و در دانشگاه جورج ميسن تدريس مي كنند.
خانم اسفندياري دقيقا خيلي از افراد را در نهادهاي مختلف آمريكا مي شناخت و موجب شد كه اين آشنايي ها با آن افراد صورت بگيرد افرادي از بنياد كارنگي افرادي از بنياد بروكلين افرادي از كنگره و خود نهاد وودرو ويلسون در حقيقت مي شه گفت پول اصلي اش هزينه اصلي كارش را از نهاد كنگره آمريكا مي گرفت بنابراين آشنايي ها و نزديكي هايي با همديگر داشتند
تاجبخش : كلا نقش من به عنوان مشاور به خصوص در طرح ها و پروژه هايي كه در حيطه تخصص من نبوده نقش بنده هماهنگ كننده اين پروژه بين نهادهايي كه در ايران بوده افرادي كه در ايران بوده و دفاتر بيناد سوروس يعني در واقع ما را ترجمه اسناد برقراري ارتباط پاسخ به سوالات اداري و غيره به طور كلي مشاوره به بنياد سوروس و دفاتر سوروس در مورد مسائل سياسي فرهنگي اجتماعي ايران بوده يعني سوالي بود در مورد تحولات يا وضعيت ايران .
جهانبگلو : خانم هاله اسفندياري و آن نهادهاي آمريكايي از همان سال 2002 يك دعوتي از من كرده بودند و از چند تن از هموطنان ديگربه يك كنفرانسي به نام كنفرانس يوسي اله كه اين كنفرانس اسمش يوسي اله بود براي اينكه توسط يك بخشي از دانشگاه يوسي اله برگزار مي شد ولي در حقيقت خرج كنفرانس را وزارت خارجه آمريكا بيشتر تقبل مي كرد و در اين كنفرانس يكسري از افرادي كه انتخاب شده بودند از خاورميانه اسرائيلي فلسطيني اردني عربستان سعودي كويتي عراقي و آمريكايي به اين كنفرانس مي آمدند و به مدت سه چهار روز با همديگر در مورد مباحث مختلف در گروههاي مختلف صحبت كردند اين كنفرانس تقريبا دو بار و گاهي سه بار در سال برگزارمي شد واين محيط خيلي مهمي بود براي اينكه افراد بتوانند با هم آشنا شوندو من هم در اين كنفرانس شركت كردم اين كنفرانسي كه من شركت كردم بيشتر در آتن بود و دوبارآن در اردن بود و در آنجا با يكسري افراد آمريكايي آشنا شدم و يكسري افراد كه از اسرائيل مي آمدند و اين افراد افرادي مثل آقاي يوسي آي فل بود كه بيشتر ماموران اطلاعاتي بودند.
هاله اسفندياري : دانشگاه يوسي اله سالهاست كه يك كنفرانس خاورميانه مي گذارد اخيرا چند سال هست كه در آتن مي گذارد با همكاري وزارت دفاع يونان قبلا درساير كشورهاي اروپايي مي گذاشتند.
اينها 150 نفر را از كشورهاي خاورميانه از مصر تا ايران دعوت مي كنند از استادان دانشگاه از نخبگان از كساني كه در گذشته در نهادهاي اطلاعاتي بودند الان احتمالا در دانشگاهها تدريس مي كنند از فعالان دموكراسي از نهادهاي مدني يعني يك گروه 150 نفري را دعوت مي كنند.
هميشه هم تكيه شان اين است كه مسائلي كه در اين كنفرانس مطرح مي شود جائي منعكس نشودولي آن چيزي كه در ارتباط با اين كنفرانس مهم است شبكه ارتباطي كه در خارج از جلسات كنفرانس بوجود مي آيد يعني يك عده باهم در خارج از جلسات اين كنفرانس تماس مي گيرند و با هم صحبت مي كنند بالاخره صبح و ظهر و شب با هم هستند از كشورهاي مختلف مي آيند و درباره مسائل گوناگون مسائلي كه در جلسات الزاما مطرح نمي شود در حالت غير رسمي در خارج اين جلسه مطرح مي شود خوب يك شبكه ارتباطي بين شركت كنندگان بوجود مي آيد.
از جمله افرادي كه در اين كنفرانس شركت كردند و يادم هست من دو بار در اين كنفرانس شركت كردم كه از من خواسته بودند يك گروه كار زنان را تشكيل دهم از آمريكا خوب البته آقاي اسپيگل كه برگزار كننده اين كنفرانس هست خانم جودي تيافه است كه استاد دانشگاه دفاع ملي آمريكاست و سابقه اش تحليگر سازمان سيا بوده است و يك شخص عاليرتبه از وزارت دفاع يونان سفير سابق كانادا ازمصر يك نفر از وزارت خارجه سوئد نماينده اتحاديه اروپا از كشور اسرائيل آقاي ديويد من نشريت كه استاد ايران شناسي در يكي از دانشگاههاشون هست . آقاي يوسي ال فل هستند كه سابقا ده سال افسر اطلاعاتي بودند و الان يك مجله اينترنتي به نام ليموي تلخ را پخش مي كنند . از لبنان يك افسر بازنشسته از اردن يك وزير بازنشسته به هر حال 150 نفر از كشورهاي مختلف خاورميانه از جمله ايران مي آيند به اين كشورها
اسفندياري : درارتباط با مسائل جوانان مثالي براي شما بزنم اتفاق 18 تير كه در ايران افتاد من با آقاي دكتر جهانبگلو تماس گرفتم و خواهش كردم بيايند مركز ويلسون و يك صحبتي در ارتباط با آن حادثه و مسئله رفراندوم و غيره و ذالك كنند. ايشان گفتند كه ترجيح مي دهند اشاره به صحبت جوانان بكنند در چهارچوب مطرح كردن مسائل روشنفكران و ما هم پذيرفتيم و آمدند صحبتشان را ned كردند . ولي بعد از آن واقعه ايران اخيرا امسال الان اينجا كه من نشستم آقاي افشاري يك بورس مطالعاتي از آن صندوق دموكراسي گرفتند يعني بهرحال اين رابطه ها هم كماكان ادامه دارد.
هاله اسفندياري : براي خيلي ها ورودشان برنامه خاورميانه مركز ويلسون بود يعني يك نوع شاهراهي بود براي آوردن اين سخنرانان ازايران و آشنا كردن آنها با مراكز تحقيقاتي همانطور كه قبلا گفتم با سياست سازان كه اينكه منجر شود كه دعوت بشوند به مراكز تحقيقاتي بورس تحقيقاتي بگيرند و در ارتباط با آقاي دكتر جهانبگلودقيقا اين اتفاق افتاد.
دانشگاهها بالاخره از بنيادها كمك مي گيرند همانطور كه گفتم بورس هاي مطالعاتي مي دهند جلسات مي گذارند و مثلا الان يكي از اين مراكز خيلي فعال در ارتباط با ايران دانشگاه هاروارد هست كه الان آقاي دكتر سازگارا آنجا يك بورس مطالعاتي دارند.
تاجبخش : يك استراتژي كلي بنياد سوروس دارد كه در پنج شش برنامه درواقع براي اين يارگيري اساتيد و دانشجوها استفاده مي شود فهرست وار من عرض مي كنم .
يك برنامه آي فل برنامه آشكار يك سازماني كه متعلق به بنياد سوروس است كه برنامه آشكارش كمك به كتابخانه هاي دانشگاه ايران براي دسترسي بيشتر به منابع ديجيتالي است اما آن بعد دو شبكه سازي به چه شكلي عملياتي مي شد تفاهم نامه اي كه آي فل و ايرانيان مي خواستند انجام بدهند با دوشرط بوده است شرط يك اين است كه يك نهاد جديد در ايران تاسيس بشود كه ترجيحا اين نهاد نهاد غير دولتي باشد يعني از جامعه مدني باشد و ازبدنه وزارت علوم واز يك نهاد مثل كتابخانه ملي بيايد بيرون و در قالب يك چيزي مثل انجمن كتابداران دانشگاهي تاسيس بشود و اين طرف آي فل شود.
شرط دوم اين است كه يك فرد يك شخص به عنوان رابط به آي فل معرفي شود و نقش اين رابط سفر كردن به كنفرانسها و نشستهاي به عنوان يك عضو در شبكه هاي بين المللي كه در واقع در آن بنياد سوروس حضور قوي داشته . ngo اروپا و نهايتا آوردن آن نهاد
هاله اسفندياري : بودجه مركز از دو راه تامين مي شود بودجه اجرايي مركز را كنگره آمريكا تامين مي كند ولي بودجه برنامه هارا بايد خود برنامه ها از طريق بنيادها بخش خصوصي و افراد تامين كنند.موقعي كه با من درارتباط با مسائل خاورميانه تماس گرفتند.
تاجبخش : اينكه دولت آمريكا به بنياد سوروس مجوز فعاليت پروژه در ايران داده مي شود نشان مي دهد كه عليرغم تفاوتهاي سياستهايي كه خود آقاي سوروس و بنياد سوروس با حزب جمهوريخواه آقاي بوش دارند در برنامه هاي مربوط به ايران اينجا مشتركند چون بهرحال مجوز دولتي داده شده به اين بنياد.
هاله اسفندياري : بنياد سوروس در زمينه هاي مختلف كار مي كند فرهنگ سازي مي كند نهادهاي مدني زنان را تقويت مي كند مثلا اين كار را در گرجستان كرد نهادهاي آموزشي و بهداشتي را تقويت مي كند ورسانه گروهي داخل كشورها و خارج كشورها را كه مخالف با آن كشور هستند تقويت مي كند و از اين قبيل فعاليتها در داخل كشور و در داخل آمريكا بورس هاي مختلف و كمكهاي مالي به برنامه هاي مختلف در زمينه كشورهاي مختلف مي كند.
طي اين سالهايي كه ما با بنياد سوروس كار كرديم يعني اينها سه بودجه در ارتباط با برنامه ايران به ما دادند.
جهانبگلو : جالب اينجا بود كه يكسري ازاين افرادي كه در آن كنفرانسهاي وودي ويلسون بودند دركنفرانسهاي يوسي اله هم شركت داشتند و مي آمدند و بنابراين همديگر را مي ديدند و مي توانستند افراد ديگر رامرتب در آنجا ببينند طبيعتا اين حلقه هم شكل مهمي به خودش مي گرفت و مي توانست يك كارخيلي عملياتي مهمي را كه مي خواهد انجام بدهد تقريبا تمام اين حلقه ها وقتي در كنار هم قرار مي گيرند به اين صورت بود كه ما مي بينيم كه يك فعاليتي كه سفارتخانه ها داشتند چه در وجه اروپاي شرقي و چه در وجه اروپاي غربي و چه فعاليتي كه خانم اسفندياري و نهاد وودرو ويلسون داشتند در دعوت ايرانيان و بعد از دعوت بورس دادن به يكسري از ايرانياني كه مي توانستند بروند و يك مدتي در آمريكا بمانند.
هاله اسفندياري : هدف اصلي هم واقعا در تماس با اين گروهها به نظر من يك نوع شناسايي افراد كليدي هست .شناسايي افراد كليدي براي دعوت كردن حالا افراد كليدي به اين جلسات و سخنراني ها و كنفرانسها يعني ارتباط دادن آنها به اين شبكه وسيع كه در داخل و خارج است .
تاجبخش : « سرمايه اجتماعي » كتابي بود كه من تاليف كردم و اين كتاب قبلا در دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور به فارسي ترجمه شد.
اين كتاب آقاي پاتلان بوده يعني كتاب مهم علوم سياسي آمريكايي مربوط به آقاي پاتلان به فارسي ترجمه شد چند سال بعد من كتاب ديگري درباره سرمايه اجتماعي نوشتم و اين باعث شد كه اين مقوله سرمايه اجتماعي قابل تدريس شود و من در يكي از كلاسهاي دكتراي دانشگاه تهران اين بحث را طرح و تدريس كردم .
اين باعث شد كه افراد مختلف و چند تا از شاگردان اين موضوع سرمايه اجتماعي را به عنوان رساله دكتري انتخاب كنند و بعدا مقالات علمي در اين زمينه بنويسند.
برخي از اين شاگردان مسئوليت رسمي در وزارت كشور و سازمان شهرداري ها داشتند و مقوله و مفهوم سرمايه اجتماعي را در مجلات رسمي وزارت كشور كه به تمام شهرداري هاي كشور فرستاده مي شود براي نخستين بار آنجا مطرح شد و به عنوان حكمراني خوب و سرمايه اجتماعي محلي در واقع اين بحث اشاعه پيدا كرد و نهايتا در بعضي از شعارهاي انتخاباتي متوجه شدم كه بحث سرمايه اجتماعي هم داره مطرح مي شود.
هاله اسفندياري : يك نكته اي كه براي تان بخواهم بگويم اينست كه يك رابطه اي ميان دولت افراد و روساي بنيادها و مراكز تحقيقاتي وجود دارد و مانند درب هاي گرداني هستند كه مي چرخند و آدم از يك در مي رود و ازآن در بيرون مي آيد. مثلا رئيس انستيتو بروكينز معاون وزارت امور خارجه زمان كلينتون بود
رئيس شوراي روابط خارجه آمريكا كه واقعا يك نهاد بسيار با اهميتي است در دوران رياست جمهوري دوره اول بوش او رئيس برنامه ريزي برنامه هاي وزارت خارجه آمريكا بود و اكنون رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا است .
است كه از فلسفه آقاي كوپر برگرفته شده است . osa تاجبخش : بنياد سوروس اسم ديگر آن موسسه جامعه باز است يا
آقاي جرج سوروس از اين فلسفه اين برداشت را كرده كه همانطور كه آقاي كوپر مي گويد هر علم بايد ابطال پذير باشد و هر معرفت و دانشي بايد قابل ابطال باشد و نسبت به آن بايد شك و ترديد به وجود بيايد.
هدف دراز مدت بنياد سوروس براي پياده كردن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه هر جامعه اي به سمت جامعه باز اين است كه ميان حاكميت و ملت شكاف ايجاد شود و از طريق اين شكاف آن قسمتهايي از جامعه مدني كه برمبناي فلسفه جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده روي آن حاكميت فشار بياورد براي تغيير رفتار.
اين شايد شتاب زده شود وقتي كه حالت گرجستان باشد يا به تدريج به تغيير رفتار از طريق انتخابات و از طريق تغيير رفتارهاي نرم و تدريجي باشد.
براي ايجاد اين شكاف يا حاكميت و دولت مركزي بايد تضعيف شود و يا بخش جامعه مدني يا عمومي كه همراه حاكميت نيست بايد توانمند شود.
جهانبگلو : از آنجا بود كه اين بحثي كه من داشتم مي كردم آن چيزي كه به نظر خودمن اصلاح خشونت پرهيز جامعه ايران مي آمد تقريبا افتاد به نوعي در دام مي شه گفت : در ذهنيت اين نهادهاي آمريكايي كه به آن شكل جديدي دادند و من را آشنا كردند با افراد مختلف وبا تمام شد و در يك ريپورت نهائي گزارش نهائي كه من براي آن سازمان نوشته بودم من به اين ned نهادهاي مختلف واز آنجا كار من كه در مسائل توجه كردم و اين وضعيت تطبيقي بين جامعه مدني و جامعه اروپاي شرقي و وضعيت فروپاشي را با هم ديگر اشاراتي به آن كرده بودم آقاي پلتنر من را آشنا كردند با نهاد وودرو ويلسون و خانم هاله اسفندياري و در حقيقت خانم هاله اسفندياري و نهاد وودرو شروع شده بود را به يك نوعي دنبال كرد . ned شد و مي شه گفت دنباله آن بحثي كه در ned ويلسون يك نهاد جديدي شد كه جايگزين
تاجبخش : هدف دراز مدت بنياد سوروس براي پياده كردن آن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه و حركت كردن هر جامعه اي به سمت جامعه بازاين هست كه بين حاكميت و ملت شكاف ايجاد شود و از طريق اين شكاف آن قسمتهايي از جامعه مدني كه بر مبناي برنامه فلسفه جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده روي آن حاكميت فشار بياورد براي تغيير رفتار اين شايد شتاب زده شود يعني به حال شتاب زده باشد وقتي به حالت گرجستان باشد يا ميتواند به تدريج به تغيير رفتار از طريق انتخابات از طريق به اصطلاح تغيير رفتارهاي نرم باشد يعني به تدريج باشد براي ايجاد اين شكاف يا دولت مركزي يا حاكميت مركزي بايد تضعيف شود يا آن بخش جامعه مدني يا بخش عمومي كه همراه با آن حاكميت نيست بايد توانمند بشود.
سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام كمونيزم و شوروي اين بايد باشد كه دنياي اسلام را مورد هدف قرار دهد و اين در واقع همان حالت اتوپيك را نشان مي دهد و استراتژي درازمدت اين بنياد را هم نشان مي دهد و در واقع تا به حال بيشتر برنامه ها و سرمايه گذاري هاي بنياد سوروس در اروپاي شرقي و شوروي و آسياي مركزي بوده ولي اكنون اين بنياد احساس مي كند كه كارش آنجا اگر تمام نشده تقريبا تمام شده و الان كلا برنامه ها به سمت كشورهاي دنياي اسلام اعم از تركيه كشورهاي عرب پاكستان افغانستان و غيره است .
هاله اسفندياري : نماينده بنياد سوروس با ما تماس گرفت از بنياد فورد شنيده بود كه مركز ويسلون يك برنامه خاورميانه شروع كرده و علاقه مند هست كه يك برنامه ايران داشته باشد نماينده انيستيتو جامعه باز كه بخشي از بنياد سوروس هست با ما تماس گرفت آقاي انتوني ريشتر و ايشان آمدند واشنگتن و يك جلسه برگزاركردند با رئيس برنامه بين الملل ومن و يك توضيحاتي ما برايشان داديم كه هدف ما چيست و چه كاري مي خواهيم بكنيم و ايشان گفتند كه علاقه مند خواهند بود از طرف بنياد كه اين بنياد به برنامه سخنراني هاي ايران كمك مالي بكند
تاجبخش : آقاي شوارد نادزه خودشان نقل كردند كه خيلي از ناآراميها و تحولاتي كه در گرجستان اتفاق افتاد از طريق حمايتهاي نهادهايي بود كه از طرف بنياد سوروس حمايت مي شدند و اين برمي گردد به آن بعد دو اهميت بعد دو چيست آن توانمند ساختن نهادها كه با بنياد سوروس در ارتباط هستند در شرايط خاصي بلافاصله مي توانند در واقع مورد حمايت بنياد سوروس باشند چه از انتقال پول واستفاده ازآن براي رسانه و براي اعتراضات خياباني و براي فعاليتهاي مختلف درانتخابات يا غيرانتخاباتي . به تدريج دردوسال گذشته كه من قرارداد مشاوره اي داشتم در چند جلسه بسته بيشتر بسته با مديران ارشد من چند نكاتي در صحبتها شنيدم .
هاله اسفندياري : من واقعا نمي دانستم كه بنياد سوروس چه نقش مهمي در فروپاشي شوروي داشته و بهر حال اين بنياد پول زيادي در شوروي خرج كرد بنياد را يك شخصي به نام جورج سوروس درست كرد كه ايشان مجاري الاصل هستند و بعداز جنگ دوم جهاني به آمريكا آمدند و يك ثروت نسبتا قابل ملاحظه اي بهرحال درست كردند برا ي خودشان و هدفشان براي كشورهايي كه جز شوروي سابق بودند اين بود كه يك جامعه بازي بوجود بياورند.پس با خود شوروي شروع كردند و الان هم در جمهوريهاي آسياي ميانه خيلي فعال هستند بخصوص خودشان علنا مي گويند كه موثر بودند يا عامل انقلاب مخملي در گرجستان بودند و بهرحال در اوكراين هم يك فعاليتهايي در زمينه انقلاب مخملي داشتند.
توانمند ساز nGo در ايران آنچه دارد اتفاق مي افتد يك مدل دموكراسي غربي با vng تاجبخش : و اين باعث مي شود كه با پيشبرد برنامه مي شود يعني تقويت مي شود و چون اين يك تعارض نهايتا يعني شايد در شكلهاي اولي براي تصميم گيري و دور هم نشستن شباهتي باهم داشته باشند ولي نهايتا بر مبناي فلسفه اصول و سنت چه فرهنگ رسمي چه قوانين رسمي تعارضي بالاخره پيش مي آيد اين مي شود كه در واقع اين شكاف بين حاكميت و ملت از طريق آن جامعه مدني محلي نتيجه اين كار خواهد بود..
آقاي بوش آمده است بگويد كه ما مي خواهيم دنيا را براي دموكراسي آماده كنيم ولي از دهنش درآمده ما مي خواهيم دنيا را براي خودمان آماده كنيم بعد بلافاصله گفته نه منظورم يعني براي دموكراسي وهانتيگتون در پاورقي گفته كه همان حرف اولي است .
هاله اسفندياري : الان كه نزديك 5 ماه هست كه من درايران هستم و فرصتي پيش آمد كه روي اين مسائل كه مطرح كردم فكر كنم و صحبتهايي هم دراين باره كرديم واقعا به اين نتيجه رسيدم كه اين افراد وخود من بشويم حلقه يك زنجيره اي كه تشكيل شده از بنيادها مراكز تحقيقاتي و دانشگاهها كه به اسم دموكراسي به اسم توانمند سازي زنان به اسم ديالوگ حتي سعي كنند يك شبكه هايي را بوجود بياورند كه اين شبكه ها نهايتا درداخل ايران منجر بشود به بوجود آوردن يك تغييرات خيلي اساسي در درون رژيم ايران يعني واقعا متزلزل كردن اين سيستم .
جهانبگلو : من الان كه بر مي گردم به اين فعاليتهاي چندساله ام از دوره آمريكا تا ايران مي بينم كه فعاليتهايي كه داشته ام بيشتر در راستاي منافع دشمنان ايران قرار گرفته تا در راستاي منافع ملت ايران و از كرده خودم خيلي پشيمان هستم و فكر مي كنم به بهترين وجه بايد آن را جبران كنم .
رامين جهانبگلو : هزينه كنفرانس هايي را كه درباره ايران و خاورميانه توسط مراكز خصوصي برگزار مي شود توسط وزارت خارجه آمريكا پرداخت مي گرديد
هاله اسفندياري : هدف اصلي ما از تماس با گروههاي ايراني شناسايي افراد و ايجاد يك شبكه وسيع در داخل وخارج ايران بود
كيان تاجبخش : هدف بنياد سوروس از پياده كردن جامعه باز در كشورها ايجاد شكاف ميان حاكميت ها وملتها بود
[ یکشنبه 31 تیر1386 ] [ 0:16 ] [ معلم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
معلم هستم. هدفم فراهم نمودن اطلاعات مورد نظر همکاران فرهنگی است.
دامنه مرتبط : www.1moallem.com
www.nooroozy.blogfa.com
امکانات وب

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
فروش بک لینکطراحی سایتعکس