تبليغاتX
یک معلم

یک معلم
 
آخرين مطالب
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

روایت كامليا انتخابى‏فرد و ارغنده پور از مهمانى جرج.

روایت كامليا انتخابى‏فرد و ارغنده پور از مهمانى جرج Print E-mail
سه شنبه ۳۰ تير ۱۳۸۸


 ثانیه‏نیوز- روزنامه كويتى «القبس»در يادداشتى به قلم «كامليا انتخابى فرد» عضو سابق هيات تحريريه روزنامه هاى همشهرى در زمان مديرمسؤولى غلامحسين كرباسچى و روزنامه توقيف شده «زن» به مدير مسؤولى «فائزه هاشمى» كه پس از توقيف اين روزنامه به خارج كشور رفت، از حضور خود در مهمانى منزل «جرج سوروس» رئيس بنياد «جامعه باز» به همراه «شهلا شركت» و «محمد عطريانفر» سردبير سابق روزنامه همشهرى و عضو كنونى شوراى مركزى حزب كارگزاران خبر داد. جرج سوروس سرمايه دار معروف صهيونيست است كه به دليل دخالت در شورش هاى منتهى به تغيير حكومت ها در اروپاى شرقى و قفقاز، به پدر معنوى انقلاب هاى رنگى و مخملى شهرت يافته است. انتخابى فرد كه كتاب وى با عنوان «كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابى» به زبان انگليسى به عنوان سلسله يادداشت هاى روزانه با ترجمه عربى در ۱۰ قسمت در روزنامه القبس چاپ شده، در يكى از اين يادداشت  ها تاكيد مى كند كه در سفرى به آمريكا به همراه «محمد عطريانفر» از روزنامه همشهرى ، «شهلا شركت» مديرمسؤول ماهنامه زنان و «مژگان جلالى» از روزنامه ايران نيوز، در مهمانى ويژه اى در منزل «جرج سوروس» ميلياردر يهودى آمريكايى حضور داشته است.

وى با اشاره به اينكه سفر اين هيات مطبوعاتى به آمريكا، نخستين برنامه مشترك روزنامه  نگارى بين دو كشور پس از انقلاب اسلامى بوده است، مى نويسد: «هنگامى كه در روزنامه «زن» به مديرمسؤولى «فائزه هاشمى» فعاليت داشتم، وى از سوى روزنامه «وستون گلوب» براى ديدارى از آمريكا دعوت شد، اما به من پيشنهاد داد كه به جاى وى، به اين سفر بروم و بدين ترتيب من نخستين روزنامه  نگارى بودم كه در اين برنامه مشترك بين ايران و آمريكا شركت مى كردم». انتخابى فرد كه در برخى سفرهاى خارجى دوره رياست جمهورى سيدمحمد خاتمى  به عنوان روزنامه نگار و خبرنگار در هيات همراه وى حضور داشته و اكنون براى رسانه هاى آمريكايى كار مى كند، در ادامه نوشته است: « از سوى ايران پنج نفر از جمله من براى سفر به آمريكا در قالب هيات روزنامه  نگارى انتخاب شديم كه برنامه ما از نيويورك و با بازديد از دانشكده امور بين المللى در دانشگاه كلمبيا و جمعيت آسيايى شروع مى شد در حالى كه اگر آزادى مزبور در عرصه رسانه اى ايران ايجاد نمى شد من نمى توانستم ايران را به اين سادگى ترك كنم، اما من اميدوار بودم و نقشه هاى خوشبينانه اى در سر مى پروراندم، اما هيچگاه تصورش را هم نمى كردم كه اين سفر به تبعيد من پيش از بازگشتم به ايران تبديل شود». وى به ماجراى مهمانى منزل سوروس اشاره كرده و مى افزايد: «پس از بازديد از جمعيت آسيايى، همراه ما كه «سينشيا ديكستن» نام داشت با شور و شوق به ما اعلام كرد كه ما براى عصر همان روز به مهمانى و صرف چاى در منزل جرج سوروس دعوت هستيم، اما وقتى كه ديد هيچ يك از ما شگفت زده نشديم ادامه داد: سوروس، مهم ترين شخصيت در آمريكاست و اوست كه هزينه سفر و بازديدهاى ما را تامين كرده است. اما باز هم هيچ يك از ما برداشتى از اين شخصيت نداشتيم».

انتخابى فرد در ادامه مى افزايد: «من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به ياد مقاله اى افتادم كه در جايى خوانده بودم. در همين حين كه منتظر تاكسى براى رفتن به منزل سوروس در جاده «همست پنجم» بوديم در گوش همراه خود «محمد عطريانفر» سردبير روزنامه همشهرى زمزمه كردم: الآن فهميدم سوروس كيست. او يك يهودى است كه ثروتمندترين مرد آمريكا و امپراتور آسياى ميانه به شمار مى رود و عطريانفر سرش را بى اهميت تكان داد انگار كه حرف من هيچ واكنشى را در او برنيانگيخت. وى در ادامه نوشته خود تصريح كرده است: «هنگامى كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وى،  براى مان در فنجان هاى چينى بديع، چاى آورد من به ساير خانم هاى همراهم شهلا شركت و مژگان جلالى نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدند و به دليلى كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگى به طرز عجيبى زديم زير خنده، بگونه اى كه تا وقتى در منزل سوروس بوديم نمى توانستيم جلوى خنده خود را بگيريم و طورى شد كه من مجبور شدم به دستشويى بروم و نفس عميقى بكشم تا بتوانم خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم، اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوى خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد». انتخابى فرد مى افزايد: «در اين حال عطريانفر با تندى رو به ما كرد و به فارسى گفت: خودتان را كنترل كنيد! و سوروس نيز گفت:لابد خانم ها چيز با اهميتى ديده اند، اما بهتر است با ما در بحث، مشاركت داشته باشند. اما ما باز هم نتوانستيم جلوى خنده خود را بگيريم و حتى پاسخ پرسش هاى سوروس را بدهيم، اما وى در پايان هنگام بدرقه ما نسخه اى از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم».

انتخابى فرد مى گويد: «عطريانفر از ما خواست كتاب سوروس را دور بيندازيم تا هنگام بازرسى از بارهاى ما در فرودگاه مهرآباد آن را پيدا نكنند، اما چه كسى مى دانست كه تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد براى پايگاه اينترنتى يوروآسيا كه مالكيت آن بر عهده سوروس است مشغول به كار شوم؟».

* روايت كريم ارغنده پور

كريم ارغنده پور روزنامه نگار دوم خردادى نيز در يكى از يادداشت هاى وبلاگ شخصى خود درباره سفر اين هيات مطبوعاتى به آمريكا بدون اشاره به حضور كامليا انتخابى فرد در اين هيات و مهمانى منزل سوروس، آورده است: «سفر من به ايالات متحده در سال ۱۳۷۷ صورت گرفت. آقاى خاتمى  رئيس جمهور وقت، ايده گفت وگوى تمدن ها را مطرح و در مصاحبه اى با كريستين امان پور در شبكه سى.ان.ان از ضرورت گفت وگوى انديشمندان و نخبگان دو كشور سخن گفته بود. پس از سخنان ايشان انجمن سردبيران نيوانگلند در شرق آمريكا از سردبيران روزنامه هاى ايران از همه گرايش ها دعوت كرد كه در يك نشست مشترك شركت كنند كه «محمد عطريانفر» از روزنامه همشهرى، من از روزنامه «سلام»، خانم شركت از ماهنامه زنان، خانم مژگان جلالى از روزنامه ايران نيوز اين دعوت را پذيرفتيم و در آن شركت كرديم. اين سفر در واقع نخستين سفر يك هيات مطبوعاتى از ايران پس از پيروزى انقلاب به آمريكا بود».

نكته مهمى كه ارغنده پور در اين يادداشت به آن اشاره مى كند اين است كه بعد از هياتى كه او در آن عضويت داشته است، هيات ديگرى از چهره هاى مشهور دوم خردادى نيز به آمريكا اعزام شده اند. او در اين خصوص مى نويسد: «چند ماه پس از سفر ما يك هيات مطبوعاتى ديگر هم اعزام شد كه «احمد بورقانى»، «على مزروعى»، «حسين قاضيان»، «رضا تهرانى» و «شهاب الدين فرخ يار» را در ميان آنها به خاطر دارم».

وى مى افزايد: «موضوع نشست هاى مشترك ما با روزنامه نگاران آمريكايى صرفاً حول محورهاى حرفه اى بود ولى در حاشيه اين نشست ها ما از برخى دانشگاه ها هم بازديد كرديم و در جلسات هموطنانمان در شهرهاى مختلف حضور پيدا كرديم. دوست داشتم فرصتى براى انتشار خاطرات اين سفر بود، ولى اشتغالات كارى فراوان مانع از تحقق اين ايده شد».

ارغنده پور در ادامه مى افزايد: «من در انجمن آسيايى نيويورك سخنرانى كردم. اين مراسم چند هفته پس از سخنرانى خانم آلبرايت، وزير خارجه وقت ايالات متحده، در همين محل صورت مى گرفت كه او در اعلام موضعى مهم، از مداخله آمريكا در كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عذرخواهى كرده بود. جلسه جالبى بود. اصلاحات و رويكردهاى آقاى خاتمى  توجهات زيادى را به سمت كشور جلب كرده بود. چند نفر از شركت كنندگان كه بعد فهميدم از نخبگان علمى  به شمار مى روند از انگيزه خود براى بازگشت به كشور سخن گفتند». وى سپس با انتشار عكسى آورده است: «در عكس، خانم شركت و محمد عطريانفر حضور دارند. خانم نغمه سهرابى هم پشتش به عكس است كه ايشان در آن زمان نقش مترجمى  هيات را بر عهده داشتند. آن زمان دانشجوى دكترا در هاروارد بودند كه مسلماً حالا درسشان را به اتمام رسانده اند».
ثانیه‏نیوز- روزنامه كويتى «القبس»در يادداشتى به قلم «كامليا انتخابى فرد» عضو سابق هيات تحريريه روزنامه هاى همشهرى در زمان مديرمسؤولى غلامحسين كرباسچى و روزنامه توقيف شده «زن» به مدير مسؤولى «فائزه هاشمى» كه پس از توقيف اين روزنامه به خارج كشور رفت، از حضور خود در مهمانى منزل «جرج سوروس» رئيس بنياد «جامعه باز» به همراه «شهلا شركت» و «محمد عطريانفر» سردبير سابق روزنامه همشهرى و عضو كنونى شوراى مركزى حزب كارگزاران خبر داد. جرج سوروس سرمايه دار معروف صهيونيست است كه به دليل دخالت در شورش هاى منتهى به تغيير حكومت ها در اروپاى شرقى و قفقاز، به پدر معنوى انقلاب هاى رنگى و مخملى شهرت يافته است. انتخابى فرد كه كتاب وى با عنوان «كامليا! حقيقت را بگو تا نجات يابى» به زبان انگليسى به عنوان سلسله يادداشت هاى روزانه با ترجمه عربى در ۱۰ قسمت در روزنامه القبس چاپ شده، در يكى از اين يادداشت  ها تاكيد مى كند كه در سفرى به آمريكا به همراه «محمد عطريانفر» از روزنامه همشهرى ، «شهلا شركت» مديرمسؤول ماهنامه زنان و «مژگان جلالى» از روزنامه ايران نيوز، در مهمانى ويژه اى در منزل «جرج سوروس» ميلياردر يهودى آمريكايى حضور داشته است.

وى با اشاره به اينكه سفر اين هيات مطبوعاتى به آمريكا، نخستين برنامه مشترك روزنامه  نگارى بين دو كشور پس از انقلاب اسلامى بوده است، مى نويسد: «هنگامى كه در روزنامه «زن» به مديرمسؤولى «فائزه هاشمى» فعاليت داشتم، وى از سوى روزنامه «وستون گلوب» براى ديدارى از آمريكا دعوت شد، اما به من پيشنهاد داد كه به جاى وى، به اين سفر بروم و بدين ترتيب من نخستين روزنامه  نگارى بودم كه در اين برنامه مشترك بين ايران و آمريكا شركت مى كردم». انتخابى فرد كه در برخى سفرهاى خارجى دوره رياست جمهورى سيدمحمد خاتمى  به عنوان روزنامه نگار و خبرنگار در هيات همراه وى حضور داشته و اكنون براى رسانه هاى آمريكايى كار مى كند، در ادامه نوشته است: « از سوى ايران پنج نفر از جمله من براى سفر به آمريكا در قالب هيات روزنامه  نگارى انتخاب شديم كه برنامه ما از نيويورك و با بازديد از دانشكده امور بين المللى در دانشگاه كلمبيا و جمعيت آسيايى شروع مى شد در حالى كه اگر آزادى مزبور در عرصه رسانه اى ايران ايجاد نمى شد من نمى توانستم ايران را به اين سادگى ترك كنم، اما من اميدوار بودم و نقشه هاى خوشبينانه اى در سر مى پروراندم، اما هيچگاه تصورش را هم نمى كردم كه اين سفر به تبعيد من پيش از بازگشتم به ايران تبديل شود». وى به ماجراى مهمانى منزل سوروس اشاره كرده و مى افزايد: «پس از بازديد از جمعيت آسيايى، همراه ما كه «سينشيا ديكستن» نام داشت با شور و شوق به ما اعلام كرد كه ما براى عصر همان روز به مهمانى و صرف چاى در منزل جرج سوروس دعوت هستيم، اما وقتى كه ديد هيچ يك از ما شگفت زده نشديم ادامه داد: سوروس، مهم ترين شخصيت در آمريكاست و اوست كه هزينه سفر و بازديدهاى ما را تامين كرده است. اما باز هم هيچ يك از ما برداشتى از اين شخصيت نداشتيم».

انتخابى فرد در ادامه مى افزايد: «من به ذهنم فشار آوردم و ناگهان به ياد مقاله اى افتادم كه در جايى خوانده بودم. در همين حين كه منتظر تاكسى براى رفتن به منزل سوروس در جاده «همست پنجم» بوديم در گوش همراه خود «محمد عطريانفر» سردبير روزنامه همشهرى زمزمه كردم: الآن فهميدم سوروس كيست. او يك يهودى است كه ثروتمندترين مرد آمريكا و امپراتور آسياى ميانه به شمار مى رود و عطريانفر سرش را بى اهميت تكان داد انگار كه حرف من هيچ واكنشى را در او برنيانگيخت. وى در ادامه نوشته خود تصريح كرده است: «هنگامى كه به منزل شيك سوروس رسيديم و خانم خدمتكار وى،  براى مان در فنجان هاى چينى بديع، چاى آورد من به ساير خانم هاى همراهم شهلا شركت و مژگان جلالى نگاه كردم و لبخند زدم و آنها هم خنديدند و به دليلى كه تا امروز هم برايم روشن نشده همگى به طرز عجيبى زديم زير خنده، بگونه اى كه تا وقتى در منزل سوروس بوديم نمى توانستيم جلوى خنده خود را بگيريم و طورى شد كه من مجبور شدم به دستشويى بروم و نفس عميقى بكشم تا بتوانم خودم را كنترل كنم و به جايم بازگردم، اما با اين حال باز هم هيچ كدام نتوانستيم تا آخر، جلوى خنده خود را بگيريم و اشك همه ما سرازير شد». انتخابى فرد مى افزايد: «در اين حال عطريانفر با تندى رو به ما كرد و به فارسى گفت: خودتان را كنترل كنيد! و سوروس نيز گفت:لابد خانم ها چيز با اهميتى ديده اند، اما بهتر است با ما در بحث، مشاركت داشته باشند. اما ما باز هم نتوانستيم جلوى خنده خود را بگيريم و حتى پاسخ پرسش هاى سوروس را بدهيم، اما وى در پايان هنگام بدرقه ما نسخه اى از كتاب خود را امضا كرد و به ما هديه داد و ما هم متقابلاً از او عذر خواستيم».

انتخابى فرد مى گويد: «عطريانفر از ما خواست كتاب سوروس را دور بيندازيم تا هنگام بازرسى از بارهاى ما در فرودگاه مهرآباد آن را پيدا نكنند، اما چه كسى مى دانست كه تنها دو سال بعد من به عنوان خبرنگار آزاد براى پايگاه اينترنتى يوروآسيا كه مالكيت آن بر عهده سوروس است مشغول به كار شوم؟».

* روايت كريم ارغنده پور

كريم ارغنده پور روزنامه نگار دوم خردادى نيز در يكى از يادداشت هاى وبلاگ شخصى خود درباره سفر اين هيات مطبوعاتى به آمريكا بدون اشاره به حضور كامليا انتخابى فرد در اين هيات و مهمانى منزل سوروس، آورده است: «سفر من به ايالات متحده در سال ۱۳۷۷ صورت گرفت. آقاى خاتمى  رئيس جمهور وقت، ايده گفت وگوى تمدن ها را مطرح و در مصاحبه اى با كريستين امان پور در شبكه سى.ان.ان از ضرورت گفت وگوى انديشمندان و نخبگان دو كشور سخن گفته بود. پس از سخنان ايشان انجمن سردبيران نيوانگلند در شرق آمريكا از سردبيران روزنامه هاى ايران از همه گرايش ها دعوت كرد كه در يك نشست مشترك شركت كنند كه «محمد عطريانفر» از روزنامه همشهرى، من از روزنامه «سلام»، خانم شركت از ماهنامه زنان، خانم مژگان جلالى از روزنامه ايران نيوز اين دعوت را پذيرفتيم و در آن شركت كرديم. اين سفر در واقع نخستين سفر يك هيات مطبوعاتى از ايران پس از پيروزى انقلاب به آمريكا بود».

نكته مهمى كه ارغنده پور در اين يادداشت به آن اشاره مى كند اين است كه بعد از هياتى كه او در آن عضويت داشته است، هيات ديگرى از چهره هاى مشهور دوم خردادى نيز به آمريكا اعزام شده اند. او در اين خصوص مى نويسد: «چند ماه پس از سفر ما يك هيات مطبوعاتى ديگر هم اعزام شد كه «احمد بورقانى»، «على مزروعى»، «حسين قاضيان»، «رضا تهرانى» و «شهاب الدين فرخ يار» را در ميان آنها به خاطر دارم».

وى مى افزايد: «موضوع نشست هاى مشترك ما با روزنامه نگاران آمريكايى صرفاً حول محورهاى حرفه اى بود ولى در حاشيه اين نشست ها ما از برخى دانشگاه ها هم بازديد كرديم و در جلسات هموطنانمان در شهرهاى مختلف حضور پيدا كرديم. دوست داشتم فرصتى براى انتشار خاطرات اين سفر بود، ولى اشتغالات كارى فراوان مانع از تحقق اين ايده شد».

ارغنده پور در ادامه مى افزايد: «من در انجمن آسيايى نيويورك سخنرانى كردم. اين مراسم چند هفته پس از سخنرانى خانم آلبرايت، وزير خارجه وقت ايالات متحده، در همين محل صورت مى گرفت كه او در اعلام موضعى مهم، از مداخله آمريكا در كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عذرخواهى كرده بود. جلسه جالبى بود. اصلاحات و رويكردهاى آقاى خاتمى  توجهات زيادى را به سمت كشور جلب كرده بود. چند نفر از شركت كنندگان كه بعد فهميدم از نخبگان علمى  به شمار مى روند از انگيزه خود براى بازگشت به كشور سخن گفتند». وى سپس با انتشار عكسى آورده است: «در عكس، خانم شركت و محمد عطريانفر حضور دارند. خانم نغمه سهرابى هم پشتش به عكس است كه ايشان در آن زمان نقش مترجمى  هيات را بر عهده داشتند. آن زمان دانشجوى دكترا در هاروارد بودند كه مسلماً حالا درسشان را به اتمام رسانده اند».
[ چهارشنبه 31 تیر1388 ] [ 21:15 ] [ معلم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
معلم هستم. هدفم فراهم نمودن اطلاعات مورد نظر همکاران فرهنگی است.
دامنه مرتبط : www.1moallem.com
www.nooroozy.blogfa.com
امکانات وب

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
فروش بک لینکطراحی سایتعکس