تبليغاتX
یک معلم

یک معلم
 
آخرين مطالب
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
اصلاح طلبان و مسئله خاتمي براي يك گروه سياسي كه در آستانه مبارزه اي نفس گير قرار دارد و شارژ روحي مهم ترين نياز آن است، هيچ چيز بدتر از اين نيست كه جايي وسط راه بفهمد آنچه آن را مهم ترين نقطه قوت خود مي پنداشته، از قضا بزرگترين نقطه ضعف آن است. اصلاح طلبان ايراني چند روزي است ياد نسب دوم خردادي خود كرده اند و از شگفتي سخن مي گويند كه در صورت پذيرش كانديداتوري انتخابات مجلس از جانب سيدمحمد خاتمي، در آن انتخابات آفريده خواهد شد. اگرچه برخي منابع ديروز خبر دادند كه دواندن نام آقاي خاتمي در (ميانه) مباحثات مربوط به انتخابات مجلس طراحي اتاق به اصطلاح جنگ رواني اصلاح طلبان است تا هواداران خسته و نا اميد خود را جان و روحيه اي ببخشند، اما حقيقت اين است كه دروغ يا راست بودن اين سر و صداها چندان اهميتي ندارد؛ مهم اين است كه تأمل كنيم كدام تحليل است كه برمبناي آن بعضي اصلاح طلبان تصور كرده اند آويختن از خاتمي گره افتاده بر كار فرو بسته آنها در حافظه و خاطره جامعه ايراني را خواهد گشود. موج مطرح كردن سيدمحمد خاتمي به روش هاي گوناگون البته جديد نيست. از اين حيث، دوستان آن طرف آب آقايان اصلاح طلب بر آنها فضل تقدم دارند. هنوز چند ماهي از انتخابات سوم تير و نه قاطع مردم به بزرگترين ائتلاف تاريخ اصلاح طلبان نگذشته بود كه اروپا و آمريكا آغوش خود را به روي رئيس جمهور سابق گشودند و مكرراً به بهانه هاي مختلف او را ميزباني كردند. پيام اين كار هم البته واضح بود، همانطور كه خودشان گفته اند مي خواستند به مردم ايران نشان بدهند اساساً چطور رئيس جمهوري را مي پسندند و چرا از نتيجه انتخاب آنها در سوم تير سخت ناخشنودند. در هر حال اين موج خيلي زود در داخل هم بازسازي شد. اصلاح طلبان كه دريافته بودند تنها راه اينكه بتوانند اساساً با اصولگرايان در انتخابات مجلس وارد رقابت شوند اين است كه ائتلافي نيم بند ميان آنها شكل گرفته باشد، به دنبال محوري مي گشتند كه اين ائتلاف را حول او سازمان بدهند. به نظر مي رسيد خاتمي حداقلي از وجاهت را ميان همه گروه هاي اصلاح طلب دارد و مي تواند ايفاي چنين نقشي را برعهده بگيرد. انتخابات شوراها و نقش آفريني پس پرده خاتمي كه منجر به ورود 5 نفر از اصلاح طلبان به شوراي شهر 15 نفره تهران شد هم كمك كرد تا اين ديدگاه قوت بيشتري پيدا كند. حالا ظاهراً اصلاح طلبان مي خواهند با اكسير سيدمحمد خاتمي، مس انتخابات مجلس را زر كنند. اين هم فرصتي است تا كمي در قوت تدبيرگري اصلاح طلبان انديشه كنيم. خاتمي اگرچه ممكن است در اين وانفساي بي سرو صاحبي اضطراراً بتواند نقشي موثرتر از ديگران در جبهه اصلاحات ايفا كند، اما قدرمطلق تاثير او هرگز از مقدار معيني فراتر نخواهد رفت. به تعبير ديگر، اصلاح طلبان- به دلايلي كه خواهيم گفت- دربرآورد محبوبيت خاتمي چه در ميان مردم و چه حتي در خود جبهه اصلاحات اندكي بيش از حد مجاز خطا كرده اند. قصه اگر چه خيلي جدي نيست( مرتضي حاجي ديروز كانديداتوري خاتمي را رسماً تكذيب كرد) اما از همين حالا معارضاني جدي در مقابل يك ائتلاف خاتمي محور ظهور كرده اند. اولين گروه از معارضان آنهايي هستند كه خود را هم وزن خاتمي و بلكه بالاتر از او مي دانند و ادعا مي كنند در اصل آنها بودند كه خاتمي را خاتمي كرده اند. اينها همانها هستند كه زماني گفتند شخصاً خاتمي را از پشت ميز كتابخانه ملي تا ساختمان پاستور كشانده اند و مدتي بعد كه ديدند خاتمي حاضر نيست جايگاه رياست جمهوري را تبديل به ستاد فرماندهي اپوزيسيون كند، ساده و صريح اعلام كردند خاتمي اصلاً سياستمدار نيست و بايد از او عبور كرد. همين عده- كه نشانشان پنهان نيست- اين اواخر و پس از ماجراي مصافحه آقاي رئيس جمهور سابق با زنان اجنبيه و تكذيب متعاقب آن، به خاتمي يادآوري كردند صداقت و راستگويي شرط در انداختن طرح نو است و اين تكذيب هم اقدامي رذيلانه است. (وبلاگ «آينده» را ببينيد.) گروه دوم معارضان خاتمي درون جبهه اصلاحات كساني هستند كه معتقدند بايد از اينكه «كابينه» آقاي خاتمي به مرتبه تصميم گيرندگان اول و آخر جبهه اصلاحات ارتقا يابد، جلوگيري كرد. اين عده كه خود را معتدل و اعوان خاتمي را تندرو مي دانند در چند ماه گذشته بارها هشدار داده اند تا جبهه اصلاحات خود را از چاه ويل راديكاليسم كور مشاركت و مجاهدين بيرون نكشد، عاقبت به خير نخواهد شد، سهل است، دور نيست كه تتمه آبروي خود را هم كه مرهون شيخوخيت چند ريش سفيد است پاك از دست بدهد. اصلاح طلبان معتدل اكنون حيثيت سياسي خود را قرباني هوس بازي كساني مي بينند كه درباره توانايي و امكانات خود دچار توهم بودند 8 سال پي در پي به نام مردم بحران آفريدند تا اينكه بالاخره در حالي كه شوراي نگهبان تحت فشار صلاحيت آنها را تاييد كرده بود، مردم خود پاي صندوق به عدم كفايت آنها راي دادند. به اين ترتيب به سادگي مي توان فهميد كه بخش هاي مهمي از جبهه اصلاحات هر كدام به دلايل خاص خود، حاضر به تجمع زير بيرق خاتمي نيستند. از آن سو، خاتمي خود هم با بخشي از آنها كه لاجرم پاي ثابت هر ائتلافي در جبهه اصلاحات خواهند بود، ميانه چندان خوبي ندارد. به ياد بياوريد، در بين اصلاح طلبان خاتمي جزو اولين كساني بود كه از اردوگاه اصلاحات صداي دشمن را شنيد در همان حال كه مثلاً وزير فرهنگ كابينه اش اعتقاد داشت اثري از دشمن در آن دور و برها نيست. خاتمي البته درست فهميده بود، بيش از 80 درصد كساني كه او رايحه دشمني از كردارشان استشمام كرد اكنون تحت حمايت بنيادهاي وابسته به سرويس هاي غربي در خارج از ايران به «مبارزه براي دموكراسي»(؟!) مشغولند و آن 20درصد باقي مانده در ايران هم فعلاً به لطف كرم و نجابت نظام جمهوري اسلامي، آشكارا در حال توطئه اند تا كي نوبت مسافرتشان به پاريس و آمستردام و پراگ برسد. رئيس جمهور دولت اصلاحات حالا حتي ابايي ندارد از اينكه بگويد مخالف برخورد با اين جماعت نبوده است: «مگر ما مي گفتيم اگر يك روزنامه، جناح و جريان سياسي حرفي را بزند كه امنيت ملي را از بين ببرد، با آن برخورد نشود؟ ما مي گفتيم از روي ضابطه، با وكيل و هيئت منصفه و با طي روال باشد». نزاع خاتمي با افراطيون البته تا آستانه انتخابات رياست جمهوري نهم ادامه يافت. مدتي قبل رسانه هاي اصلاح طلب نوشتند خاتمي حتي با كانديداتوري معين در انتخابات 27 خرداد 76 موافق نبوده و در آوردن اداي اپوزيسيون پيش چشم مردم را راي آور نمي دانسته است. علاوه بر اين موارد كه همه جزو تاريخ است، همين امروز هم قرائني هست كه خاتمي پيش بيني هاي تخيلي بعضي اصلاح طلبان دراين باره را كه پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس رد خور ندارد، چندان معقول نمي داند و معتقد است از همين حالا هم مي توان فهميد كه اصلاح طلبان شانس چنداني ندارند الا اينكه دور هم جمع شوند تا آن وقت شايد امكان رقابت - نه لزوماً پيروزي- پيدا كنند. پايگاه اينترنتي بي بي سي فارسي از قول خاتمي و در استدلال بر ضرورت شكل گيري ائتلاف در ميان اصلاح طلبان نوشته است: «آدم هاي معقول اصلاح طلب اگر در زير يك چتر درآيند، مطمئن باشيد نتيجه انتخابات متفاوت از آن چيزي خواهد بود كه دوستان الان پيش بيني مي كنند» و اين يعني پيش بيني ها فعلاً از فاجعه خبر مي دهد. خلاصه كنيم، خاتمي اگرچه رهبر اصلاح طلبان نيست و آنها هم او را به رهبري قبول ندارند اما نماد دوراني است كه به زحمت بتوان از آن دفاع كرد همچنان كه او خود نيز انگيزه چنداني براي اين كار از خود نشان نمي دهد. براي اصلاح طلبان خاتمي همان قدر كه الان محور ائتلاف به نظر مي رسد، بالقوه مي تواند محور اختلاف باشد. بر تكيه گاهي چنين نامطمئن تكيه كردن فقط از يك عقل اصلاح طلب برمي آيد و بس. مهدي محمدي
[ دوشنبه 14 آبان1386 ] [ 21:54 ] [ معلم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
معلم هستم. هدفم فراهم نمودن اطلاعات مورد نظر همکاران فرهنگی است.
دامنه مرتبط : www.1moallem.com
www.nooroozy.blogfa.com
امکانات وب

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
فروش بک لینکطراحی سایتعکس