|
یک معلم | ||
|
در سوگ دو افتخار تعليم و تربيت
معلم اخلاق
سخنان بزرگان درباره آيتالله مجتهديتهراني و حوزه علميه ايشان
امام خميني (ره)، مقام معظم رهبري، آيات عظام وحيد خراساني، فاضل لنكراني، جوادي آملي، مكارم شيرازي، مرعشي نجفي و شبيري زنجاني، همواره به تكريم آيتالله احمد مجتهديتهراني و حوزه علميه ايشان پرداختهاند.
* امام خميني(ره)
در جلسهاي كه شوراي مدرسين حوزه علميه قم، با امام خميني (ره) داشتند، امام از وضع آينده حوزهها اظهار نگراني كردند. آيتالله العظميصافي به ايشان عرض كردند، كه در تهران مدرسهاي هست كه اگر در آينده مجتهدي بيرون بيايد، از آنجاست. امام فرمودند: ميدانم، ميدانم.
همچنين شخصي از حضرت امام استفتاء كرد كه پسرم ديپلم گرفته است و ميخواهم او را به حوزه علميه بفرستم، كدام حوزه خوب است امام فرمودند: حوزه آقاي مجتهدي.
* مقام معظم رهبري:
اگر مدرسه علميه ايشان نبود، متحير بودم فرزندانم را به كجا بفرستم.
همچنين رهبر معظم انقلاب در ديدار با طلاب و اساتيد مدرسه علميه آيتالله مجتهدي فرمودند: از سالها پيش خيلي مايل بودم كه يك وقت به مدرسه شما و اين حوزه گرمي كه در تهران بر خلاف معمول بحمدالله با همتي بلند به وجود آمده، بيايم و از نزديك آنجا را ببينم اما امروز بحمدالله اين توفيق را پيدا كرديم كه شما به اينجا تشريف بياوريد و از نزديك زيارتتان كنيم. خيلي قبل از آنكه خدمت جناب آقاي مجتهدي برسم و ايشان را از نزديك زيارت كنم، مدرسه ايشان را پيش از انقلاب ميشناختم و نام و آوازه اين مدرسه را شنيده بودم. ايشان همت كردند و در تهران يك حوزه علميه واقعي و جدي تشكيل دادند. اين چيز خيلي كمياب و كمنظيري بوده است. عشق و علاقه ايشان به اين كار و تلاش مخلصانهاي كه انجام دادند، كمك الهي را جلب كرد و ايشان توانستند اين كار را انجام دهند. اين مدرسه بحمدالله بركاتي هم داشته است؛ از سالهاي متمادي فضلاي برجسته و علماي محترمي، از همين كانون بناشده بر عشق و همت و تلاش و اخلاص بيرون آمدهاند و در نقاط مختلف مشغول انجام وظيفهاند. اين را بايد قدر بدانيم.
* آيتالله العظمي وحيدخراساني:
در مدرسه آيتالله مجتهديتهراني، انسان، تربيت ميشود.
* آيتالله العظمي فاضللنكراني
در جواب سؤالي كه در كدام حوزه برويم درس بخوانيم، فرمودند: به حوزه آقاي مجتهدي.
* آيتالله العظمي ناصر مكارمشيرازي:
ما براي طلاب ايشان احترام خاصي قائل هستيم.
* آيتالله جواديآملي:
در جواب شخصي كه پرسيدند در تهران به درس اخلاق چه كسي برويم، فرمودند: به درس اخلاق آقاي مجتهدي برويد.
* آيتالله العظمي مرعشينجفي:
در جواب سؤال طلاب حوزه آيتالله مجتهدي كه موعظه خواسته بودند، فرمودند: برويد كارهاي آقاي مجتهدي را نگاه كنيد، همهاش موعظه است.
* آيتالله العظمي شبيريزنجاني:
طلابي كه در محضر حاج آقا مجتهدي هستند، نفس ايشان (و مراقبتهاي دائمي از درس و اخلاق طلاب) آنها را عاقبت بخير ميكند.
معلم تاريخ
در سوگ استاد سيد جعفر شهيدي
سوگ استاد شهيدي سوگ يك تن نيست، سوگ فرهنگ و مذهب و تاريخ و ادبيات ايرانزمين است. مرد آگاه و انسان روشنضميري كه بيش از 80 سال از عمر گرانبهاي خود را صرف تحصيل، تحقيق، تدريس و تربيت انسانهايي كرد كه اكنون در سمت استادي در گروههاي زبان و ادبيات پارسي، ايرانشناسي، مطالعات اسلامي و شيعي در سراسر دانشگاههاي بزرگ جهان به تدريس و تحقيق اشتغال دارند.
دقت، نكتهسنجي، حافظه قوي، آميختن درس با حكمت اخلاقي، روش او بود. ميگفت هيچگاه درس مثنوي مولوي را بدون وضو شروع نكردم. او شاگردپرور نبود، مريدپرور هم نبود، استادپرور و مرجعپرور بود. همراه با تدريس، تحقيق ميكرد. چندين سال از عمر پربركت خود را صرف تحصيل علوم ديني كرد و سپس به دانشگاه پرداخت. در دو مكتب و دو روش قديم و جديد پرورش يافت. از محضر استادان و دانشمنداني يگانه همچون حضرت آيتالله خويي و حضرت آيتالله بروجردي كسب فيض كرد.
پس از رحلت جانگداز دكتر محمد معين كه مسؤول ادامه و انجام لغتنامه دهخدا بود، سرپرستي لغتنامه را به عهده گرفت و به قول دكتر مهدوي دامغاني استاد نابغه و دانشمندم، بايد نام لغتنامه دهخدا، لغتنامه شهيدي باشد، اما آن مرد بزرگوار در تدوين لغتنامه دهخدا هرگز نام دكتر معين را از ياد نبرد و نام او همچنان بر صفحه لغتنامه دهخدا ميدرخشد.
فعاليتهاي ديني و علمي و ادبي و فرهنگي او را بايد روزشمار بياوريم، اما افسوس كه ناتوانيم. كتاب جنايات تاريخ، زندگاني فاطمه زهرا سلاماللهعليها، پس از 50 سال مربوط به عاشورا، تاريخ تحليلي اسلام به عنوان كتاب درسي، شرح مشكلات ديوان انوري، شرح 6 دفتر مثنوي مولوي، آن هم نه لغت معني شرحي عالمانه با احاطه به فرهنگ و علوم اسلامي و قرآني، مقالهها، سفرها و... نميدانم چه بگويم. واقعاً هميشه از خود ميپرسم كه چطور ممكن است انساني همه عمر خود را صرف تحقيق، تعلم و تعليم كند.به نظام واحد درسي چندان اعتقادي نداشت. وقتي دانشگاهها به عنوان انقلاب فرهنگي تعطيل شد، گفت: حالا وقت خوبي است براي درس خواندن دور از تشريفات دانشگاهي!و بيشترين حجم تدريس را از لحاظ كمي و كيفي در همان دوره تعطيل به عهده گرفت. در سختترين شرايط درس و تدريس را تعطيل نميكرد. گويي وظيفهاي آسماني و ديني بود كه به انجام ميرساند. تدريس جواهرالبلاغه در معاني و بيان و بديع بهرههاي فراواني براي دانشجويان داشت.هيچگاه سخني لغو به كسي نميگفت. از بيهودهگويي پرهيز ميكرد و اين حديث را ميخواند كه: من حسن اسلام المرئ تركه مالا يعنيه؛ از نيكي و درستي اسلام يك مسلمان، ترك كردن چيزهاي بيمعني است. يادم رفت كه از تدريس نهجالبلاغه سخن بگويم. سالها نهج البلاغه شريف رضي را در كلاس تدريس فرمود و ترجمهها را با دست خود مينوشت، به كلاسميآورد و با استادان و دانشجويان شركتكننده در كلاس مطرحميكرد. هر كس نظر صحيحي ابراز ميكرد، با كمال تواضع ميپذيرفت
[ چهارشنبه 26 دی1386 ] [ 23:14 ] [ معلم ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||