تبليغاتX
یک معلم

یک معلم
 
آخرين مطالب
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

شبهه عدم منتهی شدن نسل انسان های حاضر به حضرت آدم

اصل شبهه: برخی بر اساس مبانی عقلی شبهه ای را ذکر نموده اند که: بر اساس قرآن عمر انسان (از نسل آدم(علیه السلام) تا حال) چند سال است، و آیا انسان هاى كنونى از نسل حضرت آدم (ع) هستند؟ اگر اولین مخلوق روى زمین حضرت آدم بوده پس چرا انسانها با رنگها و زبانهاى مختلف وجود دارد و اگر گروهى خلق شدند چرا در قرآن حضرت آدم را كنار ابراهیم، موسى مى آورد؟ دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح" ژئولوژى" معتقدند كه عمر نوع بشرى بیش از ملیونها سال است، و بر این گفتار خود ادله اى از فسیل هایى كه آثارى از انسانها در آنها هست، و نیز ادله اى از اسكلت سنگ شده خود انسانهاى قدیمى آورده اند، كه عمر هر یك از آنها به طورى كه روى معیارهاى علمى خود تخمین زده اند بیش از پانصد هزار سال است.آنها اعتقاد دارند که این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسانهاى امروز است.آنها می گویند: اختلاف رنگ پوست بدن انسانها كه عمده آن سفیدى در نقاط معتدله از آسیا و اروپا و سیاهى در ساكنان آفریقاى جنوبى، و زردى در ساكنان چین و ژاپن، و سرخى در هنود آمریكائیان مى باشد حكم مى كند به اینكه هر یك از این نسل ها به مبدئى منتهى شود كه غیر از مبدأ آن دیگرى است، چون اختلاف رنگها از اختلاف طبیعت خونها ناشى مى شود، و بنا بر این مبدأ مجموع افراد بشر نمى تواند كمتر از چهار نوع زن و شوهر باشد چرا كه چهار نوع رنگ بیشتر وجود ندارد (و از یك نوع زن و شوهر چهار نوع انسان منشعب نمى شود، پس فرضیه آدم و حوا قابل قبول نیست).و چه بسا بر نظریه خود استدلال نیز كرده باشند به اینكه: همه مى دانیم قاره آمریكا در قرون اخیر كشف شد، (كه كریستف كلمب فرانسوى آن را كشف كرد)، و وقتى كشف كرد سرخ پوستان را در آنجا دید، با اینكه همه مى دانیم سرخ پوستان هیچ ارتباط و اتصالى با سایر سكنه دنیا نداشتند و نمى شود احتمال داد كه ساكنان نیم كره شرقى دنیا با فاصله بسیار زیادى كه با آنان داشتند ریشه و منشا واحدى داشته باشند و همه به یك پدر و یك مادر منتهى شوند. به همین جهت بعضى از آنها گفته اند: نسل حاضر بشر منتهى مى شود به چند تن انسان، كه هر یك داراى رنگ مخصوصى بوده اند، یكى سرخ پوست، دیگرى زرد پوست، سومى سفیدپوست، چهارمى سیاه پوست، و چهار نژاد فعلى بشر منتهى مى شود به چهار زن و شوهر، و یا آنكه بعضى از این نژادها قدیمى، و بعضى دیگر بعدها پیدا شده اند، مانند نژاد سرخ و زرد، كه در آمریكا و استرالیا پدید آمده اند.

عناصر منطقی شبهه:
1- مسلمانان معتقدند که نسل همه بشر منتهی به حضرت آدم (ع) و همسرش می شود.
2- در حالی که طبق تحقیقات دانشمندان ژئولوژى وجود فسیل هایی از انسان های گذشته و وجود اختلاف رنگها در بین انسان ها نمی تواند با این اعتقاد مسلمان ها سازگاری داشته باشد.
3- بنابر این نسل انسان های امروزی تنها به حضرت آدم منتهی نمی شود.

پاسخ شبهه:
آدم هم اسم جنس است و هم اسم ذات. در حالت اسم جنسى به معناى انسان و بشر استعمال مى شود و در معناى اسم ذاتى به شخصیت تاریخى حضرت آدم(ع) پدر بشر امروزى و اولین پیامبر الهى اطلاق مى شود. در قرآن كریم 15 بار نام آدم تكرار شده است كه یك بار به صورت »ابنى آدم; مائده 27« به معناى دو فرزند آدم - هابیل و قابیل و 6 بار به صورت »بنى آدم« - فرزندان آدم و یك بار هم به صورت »ذریه آدم« - نسل آدم - و مابقى به تنهایى آمده است و در تمام موارد هم به عنوان اسم ذات آمده است. پس در قرآن در تمام موارد آدم به صورت اسم ذات - یا به تعبیر شما اسم خاص - آمده ا ست كه اشاره به شخص حضرت آدم(ع) دارد.

دیدگاهها در مورد نژادهاى مختلف بشر
اما در مورد نژادهاى مختلف بشر، مانند: سفید و سرخ و سیاه و زرد، دو نظریه وجود دارد:
الف - كلیه این نژادها از یك ریشه بوده اند، ولى در پى جدا شدن از یكدیگر و مهاجرت به سرزمین هاى مختلف و ازدواج هاى داخلى، یك دسته صفات ژنتیكى به عنوان صفات برتر و فائق در آن مجموعه ها به وجود آمده است و ژن هاى دیگر در آن مناطق امكان بقا و رشد پیدا نكرده اند.

ب - نسل آدم ابوالبشر (ع) با باقى مانده نسل انسان هاى قبلى - كه بر روى زمین ساكن بوده اند - مخلوط شده و تفاوت افراد بشر به همین جهت است. هر دو نظریه در حال حاضر طرفدارانى دارد و دلیل هایى نیز هر كدام از قرآن و روایات بر مدعاى خود ذكر مى كنند. اگر چه با توجه به ظاهر آیات قرآن; نظریه دوم، كمتر قابل دفاع است و ظاهرا" بشر امروزى (به طور كامل) از نسل حضرت آدم(ع) مى باشد. زیرا قرآن در سوره نسأ آیه اول مى فرماید: «یا أیها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا" كثیرا" و نساء» ترجمه: اى مردم (حق) پروردگار خود را رعایت كنید، كسى كه شما را از یك نفس (حضرت آدم) خلق كرد و از او همسرش (حوا) را آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیارى را (در سراسر زمین) منتشر كرد«. آیه خطاب به »الناس« یعنى; تمام مردم زمان نزول وحى و پس از آن تا قیامت است. همچنین در آیه 13 سوره مباركه احزاب مى فرماید: «یا أیها الناس »- باز خطاب به تمام مردم جهان است - إنا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلناكم شعوبا" و قبائل لتعارفوا» ترجمه: اى مردم ما شما را از مرد و زن (آدم و حوا) آفریدیم و شما را خلق ها و قبیله هایى قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید«. با وجود این شواهد هنوز در این مورد نمى توان حكم قطعى صادر كرد.

دیدگاه قرآن درباره تاریخ بشر
درباره آغاز تاریخ بشر از قرآن كریم و آیات آن چنین برداشت می شود كه خداوند متعال ابتداء حضرت آدم ـ علیه السلام ـ را ـ كه پدر بشر كنونی به حساب می آید ـ از گل آفرید و سپس برای او همسری به نام حوا از جنس خودش خلق نمود؛ قرآن كریم در این زمینه می فرماید: «ای مردم! از - مخالفت- پروردگارتان بپرهیزید، همان كسی كه همه شما از یك انسان (یعنی آدم ـ علیه السلام ـ ) آفرید، و همسر او را - نیز- از جنس او خلق كرد، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی را - بر روی زمین- پراكنده ساخت...»( سوره نساء، آیه 1).
طبق این آیه، دلیل اینكه انسان باید از خدا پروا كند و رضایت و خوشنودى او را بجوید، این است كه خدا پرورش دهنده انسانهاست و هموست كه انسانها را از نسل یك نفر به وجود آورده كه منظور حضرت آدم است و همسر او حوا را هم از او آفرید و از این دو نفر مردان و زنان بسیارى پدید آورد.
كیفیت خلقت نوع بشر و تكثیر ذریه آدم و پدید آمدن انسانها از پدران و مادران بهترین وضعیت و حالت در ایجاد نوع بشر است خداوند با قرار دادن غریزه جنسى در نهاد آدمى و شدت علاقه اى كه به او نسبت به جنس مخالف داده، كارى كرده است كه به طور طبیعى و بدون احتیاج به امر تشریعى نسل بشر در روى زمین باقى مانده است هر چند كه امر تشریعى به ازدواج نیز به صورت استحبابى وجود دارد ولى غریزه جنسى آنچنان نیرومند است كه خود به خود و حتى در میان اقوام وحشى نیز تولید مثل وتكثیر نسل وجود دارد.بنابراین، خداوند با پدیدآوردن انسانها با این كیفیت مخصوص بالاترین حق را برگردن انسانها دارد و آن حق حیات است و به همین جهت لازم است كه انسان از خدا پروا كند و تقوا داشته باشد و خوشنودى او را در كارهاى خود در نظر بگیرد.
پس تاریخ بشر كنونی با خلقت حضرت آدم و همسرش رقم خورد و از آن دو انسان بزرگ نسل های بعدی بشر به تدریج بوجود آمدند وخداوند متعال بر اساس سنت هدایت در راستای تعلیم و تربیت و سوق بشر به طرف كمال، پیامبران فراوانی را مبعوث كرد،كه هر كدام با دعوت انسان به پرستش خدای یگانه، ارزش های و راه های كمال را برای بشر ترسیم كردند و قرآن كریم با تذكر و یادآوری سرگذشت برخی از پیامبران الهی و امت های آن ها، گوشه هایی از تاریخ پرفراز و فرود بشریت را ترسیم نموده است. و سرانجام با بعثت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ آخرین پیامبر خود را با دین و آیینی كامل، جامع و جهانی به همراه قرآن كریم برای هدایت و تربیت بشر به مردم معرفی كرد و همگان را به پیروی از این پیامبر خاتم و عمل به آیات قرآن و فرمان های آن بزرگوار موظف و مكلف نمود، قرآن كریم می فرماید: «به خدا سوگند به سوی امت های پیش از تو پیامبرانی فرستادیم...، قرآن را بر تو نازل نكردیم، مگر برای این كه آن چه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن كنی و این - قرآن- مایه هدایت و رحمت است برای قومی كه ایمان می آورند»( سوره نحل، آیات 63 و 64).
به هر حال با توجه به متن قرآن و ظواهر آیات، شكى وجود ندارد كه از دیدگاه قرآن نسل كنونى بشر به یك فرد به نام آدم مى رسد كه خدا او را از خاك آفرید و از روح خود بر او دمید و او نخستین انسان روى زمین است كه بدون پدر و مادر آفریده شده. تكامل نوع انسان از انواع دیگر حیوانات مانند میمون، مورد قبول متن قرآن و ظواهر آیات نیست و البته مى دانیم كه این نظریه از سوى بعضى از دانشمندان علوم طبیعى نیز رد شده و فسیلها و اسنادى یافته اند كه مخالف با این فرضیه است.

دیدگاه علامه طباطبایی
علامه ذیل آیه 1 سوره نساء« یا أیها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الأرحام إن الله كان علیكم رقیبا » ترجمه: اى مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایى كه همه شما را از یك تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق كرد و از آن دو تن خلقى بسیار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگیخت و بترسید از آن خدایى كه به نام او از یكدیگر مسئلت و درخواست مى كنید (خدا را در نظر آرید) و در باره ارحام كوتاهى مكنید كه همانا خدا مراقب اعمال شما است (سوره نساء، آیه 1) می فرماید: از ظاهر سیاق بر مى آید كه مراد از" نفس واحدة" آدم (ع) و مراد از" زوجها" حوا باشد كه پدر و مادر نسل انسان است كه ما نیز از آن نسل مى باشیم و به طورى كه از ظاهر قرآن كریم بر مى آید همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند هم چنان كه از آیات زیر همین معنا بر مى آید كه:" خلقكم من نفس واحدة، ثم جعل منها زوجها" ترجمه: همه شما را از یك نفس خلق كرد، نفسى كه پس از خلقتش همسرش از او خلق شد (سوره زمر آیه: 6)" یا بنی آدم لا یفتننكم الشیطان كما أخرج أبویكم من الجنة" ترجمه: اى فرزندان آدم زنهار كه شیطان شما را نفریبد هم چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون كرد( سوره اعراف آیه: 27) و آیه زیر كه حكایت گفتار ابلیس است:" لئن أخرتن إلى یوم القیامة لأحتنكن ذریته إلا قلیلا" ترجمه: اگر مرگ مرا تا روز قیامت تاخیر بیندازى، نسل آدم را جز افرادى انگشت شمار گمراه خواهم كرد (سوره اسرا آیه: 62).
علامه می فرماید: از آیه شریفه" و بث منهما رجالا كثیرا و نساء" بر مى آید كه نسل موجود از انسان، تنها منتهى به آدم و همسرش مى شود و جز این دو نفر، هیچ كس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است، (نه حورى بهشتى، و نه فردى از افراد جن و نه غیر آن دو)، و گرنه مى فرمود:" و بث منهما و من غیرهما". با پذیرفتن این معنا این مطلب به عنوان نتیجه بر آن متفرع مى شود که كل بشر از آدم و حوا نشات گرفته اند.

عمر صنف انسان و انسانهاى اولیه
علامه می فرماید: در تاریخ یهود آمده است كه: عمر نوع بشر از روزى كه در زمین خلق شده تا كنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست كه اعتبار عقلى هم كمك و مساعد این تاریخ است، براى اینكه اگر ما از نوع بشر یك انسان مرد و یك زن را كه با هم زن و شوهر باشند فرض كنیم كه در مدتى متوسط نه خیلى طولانى و نه خیلى كوتاه با هم زندگى كنند، و هر دو داراى مزاجى معتدل باشند، و در وضع متوسطى از حیث امنیت و فراوانى نعمت و رفاه و مساعدت و ... و همه عوامل و شرایطى كه در زندگى انسان مؤثرند قرار داشته باشند و از سوى دیگر فرض كنیم این دو فرد در اوضاعى متوسط توالد و تناسل كنند، و باز فرض كنیم كه همه اوضاعى كه در باره آن دو فرض كردیم در باره فرزندان آن دو نیز محقق باشد، و فرزندانشان هم از نظر پسرى و دخترى بطور متوسط به دنیا بیایند، خواهیم دید كه این انسان كه در آغاز فقط دو نفر فرض شده بودند، در یك قرن یعنى در رأس صد سال عددشان به هزار نفر مى رسد، در نتیجه هر یك نفر از انسان در طول صد سال پانصد نفر مى شود. آن گاه اگر عوامل تهدیدگر را كه با هستى بشر ضدیت دارد (از قبیل بلاهاى عمومى، یعنى سرما، گرما، طوفان، زلزله، قحطى، و با، طاعون، خسف، زیر آوار رفتن، جنگهاى خانمان برانداز و سایر مصائب غیر عمومى كه احیانا به تك تك افراد مى رسد) در نظر بگیریم و از آن آمار كه گرفتیم سهم این بلاها را كم كنیم، و در این كم كردن حد اكثر را در نظر بگیریم یعنى فرض كنیم كه بلاهاى نامبرده از هر هزار نفر انسان نهصد و نود و نه نفر را از بین ببرد، و در هر صد سال كه بر حسب فرض اول در هر نفر هزار نفر مى شوند، غیر از یك نفر زنده نماند.و به عبارت دیگر: عامل تناسل كه باید در هر صد سال دو نفر را هزار نفر كند تنها آن دو را سه نفر كند، و از هزار نفر تنها یك نفر بماند، آن گاه این محاسبه را به طور تصاعدى تا مدت هفت هزار سال یعنى هفتاد قرن ادامه دهیم، خواهیم دید كه عدد بشر به دو بلیون و نیم مى رسد، و این عدد همان عدد نفوس بشر امروزى است، كه آمارگران بین المللى آن را ارائه داده اند.پس اعتبار عقلى هم همان را مى گوید كه تاریخ گفته است.

نقد دیدگاه دانشمندان ژئولوژى توسط علامه طباطبایی
علامه می فرماید: این اعتقاد، دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح" ژئولوژى" که معتقدند عمر نوع بشرى بیش از ملیونها سال است، و بر این گفتار خود ادله اى از فسیل هایى كه آثارى از انسانها در آنها هست، و نیز ادله اى از اسكلت سنگ شده خود انسانهاى قدیمى آورده اند، كه عمر هر یك از آنها به طورى كه روى معیارهاى علمى خود تخمین زده اند بیش از پانصد هزار سال است. این ادله اى كه آورده اند قانع كننده نیست، دلیلى نیست كه بتواند اثبات كند كه این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسانهاى امروز است، و دلیلى نیست كه بتواند این احتمال را رد كند كه این اسكلت هاى سنگ شده مربوط است به یكى از ادوارى كه انسانهایى در زمین زندگى مى كرده اند، چون ممكن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسانها متصل به دوره فسیل هاى نامبرده نباشد، بلكه انسانهایى قبل از خلقت آدم ابو البشر در زمین زندگى كرده و سپس منقرض شده باشند، و همچنین این پیدایش انسانها و انقراضشان تكرار شده باشد، تا پس از چند دوره نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.و اما قرآن كریم به طور صریح متعرض كیفیت پیدایش انسان در زمین نشده، كه آیا ظهور این نوع موجود (انسان) در زمین منحصر در همین دوره فعلى است كه ما در آن قرار داریم، و یا دوره هاى متعددى داشته، و دوره ما انسانهاى فعلى آخرین ادوار آن است؟.هر چند كه ممكن است از بعضى آیات كریمه قرآن استشمام كرد كه قبل از خلقت آدم ابو البشر ع و نسل او انسانهایى دیگر در زمین زندگى مى كرده اند، مانند آیه شریفه:" و إذ قال ربك للملائكة إنی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء" ترجمه: و زمانى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند باز در زمین كسانى مى گذارى كه در آن فساد كنند و خونها بریزند؟ ( سوره بقره آیه: 30) كه از آن بر مى آید قبل از خلقت بنى نوع آدم دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است.در بعضى از روایات وارده از ائمه اهل بیت علیهم السلام هم مطالبى آمده كه سابقه ادوار بسیارى از بشریت را قبل از دوره حاضر اثبات مى كند. در كتاب توحید از امام صادق (ع) روایتى آورده كه در ضمن آن به راوى فرموده: شاید شما گمان كنید كه خداى عز و جل غیر از شما هیچ بشر دیگرى نیافریده، نه، چنین نیست، بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آدم از آن آدم ها هستید

پاسخ به مسئله اختلاف رنگ ها
علامه در این رابطه می فرماید: چه بسا گفته باشند كه اختلاف رنگ پوست بدن انسانها كه عمده آن سفیدى در نقاط معتدله از آسیا و اروپا و سیاهى در ساكنان آفریقاى جنوبى، و زردى در ساكنان چین و ژاپن، و سرخى در هنود آمریكائیان مى باشد حكم مى كند به اینكه هر یك از این نسل ها به مبدئى منتهى شود كه غیر از مبدأ آن دیگرى است، چون اختلاف رنگها از اختلاف طبیعت خونها ناشى مى شود، و بنا بر این مبدأ مجموع افراد بشر نمى تواند كمتر از چهار نوع زن و شوهر باشد چرا كه چهار نوع رنگ بیشتر وجود ندارد (و از یك نوع زن و شوهر چهار نوع انسان منشعب نمى شود، پس فرضیه آدم و حوا قابل قبول نیست).و چه بسا بر نظریه خود استدلال نیز كرده باشند به اینكه: همه مى دانیم قاره آمریكا در قرون اخیر كشف شد، (كه كریستف كلمب فرانسوى آن را كشف كرد)، و وقتى كشف كرد سرخ پوستان را در آنجا دید، با اینكه همه مى دانیم سرخ پوستان هیچ ارتباط و اتصالى با سایر سكنه دنیا نداشتند و نمى شود احتمال داد كه ساكنان نیم كره شرقى دنیا با فاصله بسیار زیادى كه با آنان داشتند ریشه و منشا واحدى داشته باشند و همه به یك پدر و یك مادر منتهى شوند، و لیكن هر دو دلیل علیل و محل خدشه است. اما مساله اختلاف خونها و به دنبالش اختلاف رنگها هیچ دلالتى بر نظریه آنان ندارد، براى اینكه بحث هاى طبیعى امروز اساس خود را بر این پایه نهاده كه انواع كائنات در حال تطور و تحولند و با چنین مبنایى چگونه اطمینان پیدا مى شود به اینكه اختلاف خونها و به دنبالش اختلاف رنگها مستند به تطور در این نوع نباشد؟ با اینكه این دانشمندان جزم و قطع دارند بر اینكه تطور و تحول در بسیارى از انواع جانداران از قبیل اسب و گوسفند و فیل و غیر آن واقع شده و این بحث و فحص سرانجام به آثارى باستانى و تحت الارض بسیارى برخورده كه كشف مى كند چنین تطورى واقع شده علاوه بر اینكه علماى امروز هیچ اعتنایى به اختلاف رنگها نداشته، در جرائد مى خوانیم كه در این ایام در انگلستان جمعى از دكترهایى كه خود را طبیب مى دانند در این صدد بر آمده اند كه فرمولى تهیه كنند كه رنگ پوست بدن انسان را تغییر دهند، مثلا سیاه آن را به سفید مبدل سازند. و اما مساله وجود انسانهاى سرخ پوست در ماوراى بحار با اینكه همین طبیعى دانان مى گویند كه تاریخ بشریت از میلیونها سال تجاوز مى كند هیچ چیزى را اثبات نمى كند، این تاریخ نقلى است كه عمر بشر را، شش هزار سال و اندى مى داند، و وقتى مطلب از این قرار باشد چه مانعى دارد كه در قرون قبل از تاریخ حوادثى رخ داده باشد و قاره آمریكا را از سایر قاره ها جدا كرده باشد، هم چنان كه آثار باستانى ارضى بسیارى دلالت دارد بر اینكه دگرگونگیهاى بسیارى در اثر مرور زمان در سطح كره زمین رخ داده، دریاها خشكى و خشكى ها دریا شده، و بیابانها كوه و كوه ها مسطح و از همه اینها مهم تر اینكه دو قطب شمال و جنوب و منطقه هاى زمین دگرگون گشته، دگرگونى هایى كه علوم طبقات الارض و هیات و جغرافیا آن را شرح داده است، و با این حرفها و نظریه ها دیگر دلیلى براى آقایان باقى نمى ماند مگر صرف استبعاد اینكه آمریكایى سرخ پوست، با چینى زردپوست در یك پدر و یك مادر مشترك باشند.

علامه می فرماید: اینكه بعضى گفته اند: نسل حاضر بشر منتهى مى شود به چند تن انسان، كه هر یك داراى رنگ مخصوصى بوده اند، یكى سرخ پوست، دیگرى زرد پوست، سومى سفیدپوست، چهارمى سیاه پوست، و چهار نژاد فعلى بشر منتهى مى شود به چهار زن و شوهر، و یا آنكه بعضى از این نژادها قدیمى، و بعضى دیگر بعدها پیدا شده اند، مانند نژاد سرخ و زرد، كه در آمریكا و استرالیا پدید آمده اند.
این سخن نیز باطل است، براى اینكه تمامى آیات قرآنى كه متعرض آغاز خلقت بشر است، نسل بشر حاضر را منتهى به یك زن و شوهر مى داند، حال چه اینكه مراد از آدم را، آدم شخصى بگیریم، و چه آدم نوعى و طبیعت آدم، و اما چهار زن و شوهر فرضیه اى است كه به هیچ وجه آیات قرآنى با آن نمى سازد.علاوه بر این، چهار جفت بودن كه مبدأ پیدایش چهار نژاد بشر مى باشد، مبنى بر این است كه این چهار نژاد سفید و سیاه و سرخ و زرد با هم تباین داشته باشند، و چهار نوع جداگانه باشند، تا مثلا نژاد سیاه منتهى به منشاى شود غیر منشا و مبدأ پیدایش نژاد سفید و همچنین آن دو نژاد دیگر. و یا قاره هاى زمین از ازل از یكدیگر جدا بوده باشند، و جداییشان هرگز مسبوق به عدم نبوده باشد، و بطلان این نیز مانند فرضیه هاى بالا در امروز روشن، و بلكه نزدیك به بدیهى شده است.

پاسخ طبق آیات قرآن
قرآن كریم ظاهر قریب به صریحش این است كه نسل حاضر از انسان از طرف پدر و مادر منتهى مى شود به یك پدر (بنام آدم) و یك مادر (كه در روایات و در تورات به نام حوا آمده) و این دو تن، پدر و مادر تمامى افراد انسان است، هم چنان كه آیات زیر بر این معنا دلالت مى كند:" و بدأ خلق الإنسان من طین ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین" ترجمه: و خلقت انسان را از گل آغاز كرد، سپس نسل او را از چكیده آبى بى مقدار بیافرید (سوره سجده: 8) " إن مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون" ترجمه: محققا وضع عیسى نزد خدا نظیر وضعى است كه آدم داشت و خدا او را از خاك خلق نموده سپس خطاب به خاك فرمود باش و خاك آدم شد(سوره آل عمران آیه: 59)" و إذ قال ربك للملائكة إنی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك، قال إنی أعلم ما لا تعلمون، و علم آدم الأسماء كلها" « سوره بقره آیه: 30- 31»" إذ قال ربك للملائكة إنی خالق بشرا من طین فإذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین"ترجمه: آن زمان كه پروردگارت به ملائكه گفت: بشرى از گل خواهم آفرید: چون از خلقتش به پرداختم، و از روح خود در او دمیدم همه برایش به سجده بیفتید(سوره ص آیه: 71) به طورى كه ملاحظه مى شود آیاتى كه نقل شد شهادت مى دهند بر اینكه سنت الهى در بقاى نسل بشر این بوده كه از راه ساختن نطفه این بقا را تضمین كند، و لیكن این خلقت با نطفه بعد از آن بود كه دو نفر از این نوع را از گل بیافرید، و او آدم و پس از او همسرش بود كه از خاك خلق شدند (و پس از آنكه داراى بدنى و جهازى تناسلى شدند فرزندان او از راه پدید آمدن نطفه در بدن آدم و همسرش خلق شدند) پس در ظهور آیات نامبرده بر اینكه نسل بشر به آدم و همسرش منتهى مى شوند جاى هیچ شك و تردیدى نیست، هر چند كه مى توان (در صورت اضطرار) این ظهور را تاویل كرد.

خداوند در سوره انعام می فرماید: " و هو الذی أنشأكم من نفس واحدة فمستقر و مستودع ..." ترجمه: و او كسى است كه شما را از یك تن پدید آورد، پس [برخى از شما در دنیا] مستقرند و [برخى ] در ودیعتگاه قرار دارند [كه هنوز از صلب یا رحم خارج نشده اند].(انعام، 98). علامه می فرماید: ظاهرا مراد از اینكه فرمود:" و هو الذی أنشأكم من نفس واحدة" این است كه نسل حاضر بشر با همه انتشار و كثرتى كه دارد منتهى به یك نفر است، و آن آدم است كه قرآن كریم او را مبدأ نسل بشر فعلى دانسته است. و مراد از" مستقر" آن افرادى است كه دوران سیر در اصلاب را طى كرده و متولد شده و در زمین كه به مقتضاى آیه" و لكم فی الأرض مستقر" « سوره بقره آیه 36» قرارگاه نوع بشر است مستقر گشته، و مراد از" مستودع" آن افرادى است كه هنوز سیر در اصلاب را تمام نكرده و به دنیا نیامده و بعدا متولد خواهند شد.آیه در مقام بیان خلقت تمامى افراد بشر و انشعابشان از یك فرد است، و به همین جهت است كه به لفظ" انشاء" تعبیر كرد نه به لفظ" خلقت"، چون لفظ انشاء معناى ایجاد دفعى و بدون تدریج را مى رساند بر خلاف خلقت و الفاظ دیگرى كه مرادف آن است كه معناى ایجاد تدریجى را مى دهد. مؤید معنای آیه " و ما من دابة فی الأرض إلا على الله رزقها و یعلم مستقرها و مستودعها" ترجمه: هیچ جنبده اى در زمین نیست مگر آنكه روزى وى به عهده خدا است و خدا قرارگاه (زمین) و منزلهاى عاریت (ارحام مادران و اصلاب پدران) او را مى داند (سوره هود آیه 8) است كه در مقام بیان علم خدا به احوال همه افراد بشر است، و معلوم است كه علم خداوند به احوال افراد بشر چه آنان كه متولد شده اند و چه آنان كه در اصلاب پدرانشان مى باشند علمى است دفعى نه تدریجى.بنا بر این، معناى آیه شریفه این است كه:" پروردگار متعال آن كسى است كه شما نوع بشر را از یك فرد ایجاد كرده و زمین را تا مدت معینى به دست شما آباد نموده است، و این زمین تا زمانى كه شما نسل بشر منقرض نشده اید مشغول به شما و در دست شما است، پیوسته بعضى از شما افراد بشر مستقر در آن و بعضى دیگر مستودع در اصلاب و ارحام و در حال به وجود آمدن در آنند.

بنابر این آیاتى كه گذشت براى اثبات این مطلب كافى است كه همه آنها،" نسل بشر متولد شده از نطفه را" منتهى به دو فرد از انسان به نام" آدم" و" همسر او" (حوا) مى دانند و در باره خلقت آن دو صراحت دارند به اینكه: از تراب بوده (در نتیجه جز این را نمى توان به قرآن كریم نسبت داد كه) پس انسانیت منتهى به این دو تن است و این دو تن هیچ اتصالى به مخلوقات قبل از خود و هم جنس و مثل خود نداشتند، بلكه بدون سابقه حادث شده اند.آیات كریمه قرآن ظاهر قریب به صریح است در اینكه بشر موجود امروزى كه ما افرادى از ایشانیم از طریق تناسل منتهى مى شوند به یك زن و شوهر معین، كه قرآن نام آن شوهر را آدم معرفى كرده، و نیز صریح است در اینكه این اولین فرد بشر و همسرش از هیچ پدر و مادرى متولد نشده اند، بلكه از خاك یا گل یا لایه یا زمین، به اختلاف تعبیرات قرآن خلق شده اند.این آن معنایى است كه آیات با ظهور قوى خود، آن را افاده مى كنند، چیزى كه هست ظهور آیات در این معنا به حد صراحت نمى رسد، و نص در این معنا نیست، تا نشود آن را تاویل كرد، از سوى دیگر، مساله از ضروریات دین هم نیست، تا منكر آن مرتد از دین باشد، بله ممكن است این معنا را از ضروریات قرآن دانست، كه نسل حاضر بشر منتهى به مردى به نام آدم است. و به هر تقدیر از ظاهر قرآن بر مى آید كه نسل حاضر بشر منتهى به آدم و همسرش مى شود، و آدم و همسرش از پدر و مادرى متولد نشده، بلكه از زمین تكون یافته اند.

منابع :

محمدتقي مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن؛ ص 425 ـ 454

ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 383

ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 400

4- ترجمه الميزان، ج‏4، ص: 224 تا ص: 227

شبهه وجود انسان های قبل از آدم (ع)

اصل شبهه:
برخی بر اساس مبانی نقلی و عقلی شبهه ای را در مورد خلقت انسان اولیه ذکر نموده اند که: از نظر اسلام و ادیان الهی، انسان ها فرزندان آدم و حوا بر روی زمین هستند؛ حال آن که از نظر علمی و با بررسی هایی که شده، معلوم گردیده که انسان هایی به نام کرومانیون و نئاندرتال وجود داشته اند که نمی توانسته اند صحبت کنند و خمیده حرکت می کرده اند؛ به این تناقض چگونه می توان پاسخ گفت؟آنها مطرح می کنند که اگر انسانهای عصر حجر از نسل آدم(ع) هستند، چرا از جد خود درک کمتری داشته اند؟! چون آدم(ع) با خدا حرف می زد ولی انسانهای بعد از ایشان نیمه وحشی!بودند و زبان و خط نداشته اند. و نیز اگر قبل از حضرت آدم. آدمیانی دیگری هم هست شده بودند، و اگر انسانهای قبل از آدم هم آفریده شده بودند چرا ما از قرآن و احادیث به طور واضح چیزی در این باره نشنیده ایم. و اگر كه هست نشده. ملایك از كجا با اعمال انسان آشنا بودند كه به خداوند در مورد آفرینش انسان اعتراض داشتند؟ و چگونه ملائکه گفتند انسان موجود خون ریزی است؟
آنها به دلایل نقلی متوسل شده و می فرمایند: خداوند در آیه 30 سوره بقره می فرماید: « و إذ قال ربك للملئكة إنى جاعل فى الارض خلیفة قالوا أ تجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال إنى أعلم ما لا تعلمون» ترجمه: و چون پروردگارت بفرشتگان گفت: من میخواهم در زمین جانشینى بیافرینم گفتند: در آنجا مخلوقى پدید مى آورى كه تباهى كنند و خونها بریزند؟ با اینكه ما تو را بپاكى مى ستائیم و تقدیس میگوئیم؟ گفت من چیزها میدانم كه شما نمیدانید (بقره، 30)
همچنین می گویند در روایات نیز اشاره شده که انسانهایی قبل از حضرت آدم وجود داشته اند: در روایات مطرح شده است که امام باقرعلیه السلام به جابر بن یزید می گوید: «گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم! خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی». در آخر آنها بر اساس دلایل عقلی و نقلی نتیجه می گیرند که انسان هایی قبل از حضرت آدم بوده اند.

عناصر منطقی شبهه:
1- طبق اعتقاد مسلمانان انسان هایی قبل از حضرت آدم (ع) وجود نداشته اند.
2- ولی طبق آیات و روایات انسان هایی قبل از حضرت آدم (ع) وجود داشته اند.
3- بنابر این آدم هایی قبل از حضرت آدم (ع) وجود داشته اند.

پاسخ شبهه:
در مورد اینکه قبل از حضرت آدم انسانهایی بوده یا نه؟ بحث و مجادله است و ظاهرا گروهی که هم دارای تمدن بوده اند و هم به شکل آدم قبل از حضرت آدم موجود بوده اند که اصطلاحا به آنان انسانهای نئاندرتال می گویند البته این هم ممکن است که نسل حضرت آدم روزی از تمدن و مظاهر آن مثلا خواندن و نوشتن و... محروم بوده است ولی هرگز از آن خمیر مایه اصلی که فطرت پاک و عقل کاوشگر باشد (دل و عقل) محروم نبوده است. بلی تحصیل تمدن برای بشر سالیان و قرون متمادی طول کشیده است اما اینکه ممکن است بر اثر حوادث بعضی از نسلهای بشر به مناطقی گسیل شده باشند و در سختی و دوری از وسایل ابتدایی زندگی گرفتار آمده باشند برای ما چندان معلوم نیست.به هر تقدیر تاریخ غیر مکتوب بشر و نسل حضرت آدم چندان روشن و واضح نیست و نمی توان به راحتی و درستی در این مورد سخن گفت.

دیدگاه های گوناگون در خصوص خلقت آدم
در خصوص خلقت آدم دیدگاه های گوناگونی مطرح شده است از جمله:
1. پیش از حضرت آدم، هیچ موجودی از آدم یا شبیه آدم وجود نداشته و حضرت آدم یک دفعه و به طور مستقل خلق شده است.
2. پیش از حضرت آدم موجوداتی شبیه آدم و جن بوده اند و سپس یا از بین رفته اند و یا هنوز هم وجود دارند.
3. پیش از حضرت آدم، آدم وجود داشته ولی تکامل نایافته بود و به هر دلیل از میان رفته و منقرض شده اند و آنگاه حضرت آدم بدون ارتباط با آدم های گذشته به طور کامل مستقل آفریده شده اند.
4. پیش از حضرت آدم، آدم وجود داشته و تکامل نایافته بود، اما از میان نرفتند بلکه در بستر تکامل خود به مرحله انسانیت رسیده و حضرت آدم نخستین انسان و نخستین پیامبر از نسل همه آدم ها بوده و یک باره خلق نشده است.
از مجموع آیات قرآنی و روایات این نکته به دست می آید که سرسلسله افراد انسانی موجودی به نام حضرت آدم(ع) بوده است و افراد نسل او بر اثر نطفه هایی که در رحم مادرانشان انعقاد پیدا می کنند، ایجاد می شوند اما این که خود آدم چگونه پیدا شده از جمع آیات به این نتیجه می رسیم که او از خاک آفریده شده است و پس از طی مراتبی چون گل چسبنده و چکیده ای از گل و تبدیل آن به گل خشکیده و تکمیل اندام شایستگی دمیده شدن روح را پیدا کرده و به صورت موجودی کامل در آمده است. بنابراین اگر هم شواهدی دال بر وجود موجوداتی شبیه به انسان در سال های بسیار دور پیدا شده است، منافاتی با این مسئله ندارد که انسان های فعلی از نسل آدم وحوا می باشند و آدم و حوا از نسل انسان ها یا شبه انسان های گذشته نمی باشند و در علم امروز هم چنین چیزی اثبات نشده است و تنها در حد یک فرضیه آن هم در نزد بعضی از زیست شناسان مطرح می باشد.
از سوی دیگر وقتی مجموع آیاتی را که در خصوص ارزش و مقام انسان نازل گشته بررسی می نماییم، به این حقیقت واقف می شویم که قرآن کریم انسان را یک نوع مجزا از حیوان مطرح می کند به عنوان موجودی که اختلاف ذاتی و ماهوی با موجودات دیگر دارد در حالی که در نظریه چهارم پیش گفته مسأله اختلاف ذاتی و ماهوی میان انسان وحیوان مطرح نیست بلکه انسان هم حیوانی است که نظام فیزیولوژی پیچیده تری دارد نه این که نوعی مجزا از حیوان باشد (روم / 20؛ آل عمران / 59؛ سجده / 7 و 8؛ مؤمنون / 12؛ صافات / 11؛ حجر / 26 - 29 و...)
با جمع بندی آیات فوق و روایات مطرح شده در خصوص وجود انسان هایی قبل از حضرت آدم می توان به نظریه سوم اذعان نمود، بدین بیان که پیش از حضرت آدم(ع) انسان های تکامل نایافته ای بوده اند که از بینش و آگاهی حضرت آدم(ع) و نسل او برخوردار نبودند این آدمیان در قالب و صورت حیوانی نبوده اند و نیز تنها زندگی غریزی بر آنها حاکم نبوده است ولی به شکل انسان کنونی که دارای زندگی توأم با آگاهی و مسؤولیت باشند نیز نبوده اند، نسل این انسان ها به دلایلی که فعلا بر ما مجهول است منقرض شده اند و آنگاه خداوند متعال حضرت آدم(ع) را به صورت کاملا مستقل و مجزا با اوصاف و ویژگی های منحصر و مختص به خود از گل آفرید؛ انسانی که دارای آگاهی، بینش، تعقل چشمگیر و.. بود و انسانی که گل سر سبد جهان هستی و نمایانگر اوصاف الهی است.

پاسخ استدلال به آیه 30 سوره بقره
در سوره مبارکه بقره آیه 30 آمده است: هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت من در زمین خلیفه ای قرار می دهم فرشتگان گفتند آیا کسی را خلیفه قرار می دهید که خون ریز و فاسد است در حالی که ما تسبیح کننده و تقدیس کننده هستیم و خداوند فرمود من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. اینجا سئوال هست که فرشتگان قبل از خلقت آدم از کجا دانستند که آدم و انسان خون ریز و فاسد است. بعضی گفته اند که از کلمه ”الارض“ متوجه شدند که محدود است وخلیفه الله نامحدود پس تنازع و درگیری و خونریزی خواهد داشت و بعضی گویند موجوداتی که شبیه انسان بودند ولی خلیفه الله نبودند قبل از خلقت حضرت آدم وجود داشته اند و امروز در علوم زیست شناسی به این نوع انسانها انسانهای نئاندرتال و به انسانهایی از نسل حضرت آدم انسانهای هابلیسم می گویند که شاخصه هابلیست ها آن است که مثلا به خاک سپرده شده اند.این که فرشتگان از کجا متوجه شدند که آدمی، موجودی خون ریز و فاسد است، دست کم دو نظر وجود دارد:

الف: فرشتگان از کلمه (فی الارض و خلیفه الهی) در (انی جاعل فی الارض خلیفة) متوجه شدند که اگر موجودی خلیفه الهی باشد خواست های نا محدود و متعالی دارد، و از سویی دیگر زمین محدود و ناچیز است و لا محاله تعارض و درگیری و فساد پدید خواهد آمد. فرشتگان به خاطر سابقه ذهنی كه از «موجودات زمینی» داشتند مسئله خونریزی و فساد و نابودی را مطرح كردند. زیرا اقتضای زندگی در زمین همراه با كمبود و تزاحم است.

ب: قبل از وجود حضرت آدم(ع) موجوداتی مانند انسان بودند. که اگر چه خلیفه الله نبودند ولی دیگر صفات انسان را دارا بودند. و فرشتگان از نحوه زندگی و حیات آنان پی برده بودند که انسان خون ریز و فاسد است. برخی از صاحب نظران از این آیه دلیلی بر وجود آدم هایی قبل از حضرت آدم(ع) استفاده كرده اند البته با این ویژگی كه استعداد مقام خلافت الهی را نداشته اند به همین جهت جنبه فساد و خونریزی آنان بیشتر نمایان بود. و فرشتگان به خاطر همان سابقه ذهنی اعتراض كردند اما خداوند با اشاره به مقام خلافت الهی آدم ابوالبشر و انسان های كامل از این نسل، فرشتگان را متوجه اشتباه آنان كرد. كه این نوع از آدم ها تفاوت اساسی با موجودات زمینی گذشته دارند. از این رو اگر چه احتمال انقراض آدم هایی بدون استعداد مقام خلافت الهی وجود دارد اما نظریه اول كه اعتراض فرشتگان با توجه به ویژگی موجودات زمینی بوده قابل توجه است. به ویژه در آیه شریفه نخست سخن از آدم به میان نیامده تنها سخن از آفرینش موجودی در روی زمین مطرح شده كه فرشتگان تنها به این جنبه آن توجه داشتند و به مقام خلافت او ناآگاه بودند.ما یک سری اخبار و روایات داریم که این معنای دوم را هم تأیید می کند [اگر چه این دو نظر با هم قابل جمع هستند] و از لحاظ علمی زیست شناسان به کالبدهایی از انسان ها دست یافته اند که مربوط به میلیون ها سال پیش است (انسان های نئاندرتال) که با نسل امروزی (انسانهای هابیلی) در جمجمه و دیگر اعضای بدن اندکی تفاوت دارند. شاخصه کالبدهای انسان های هابیلی و نسل کنونی آن است که معمولا به خاک سپرده شده اند بر عکس انسان های نئاندرتال. این در حالی است که عمر نسل کنونی حداکثر به 6 الی 7 هزار سال بیشتر نمی رسد.

این که قرآن کریم از آن موجودات نامی به میان نیاورده است، لابد نیازی به این کار نبوده است. و قرار نیست که قرآن کریم تمام جزئیات را تبیین کند. تبیین جزئیات تا حدودی به عهده روایات و اخبار از پیامبر(ص) و اهل البیت علیهم السلام می باشد. چنان چه قرآن کریم جزئیات نماز و شرایط آن و رکعات آن را مشخص نکرده است و این روایات است که این مهم را به عهده گرفته است.

بررسی این موضوع از دیدگاه روایات
در خصوص وجود انسان هایی قبل از انسان فعلی از نسل حضرت آدم(ع) به صورت های گوناگون در روایات مطرح شده است مثلا امام باقر(ع) به جابر بن یزید می گوید: گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؟ آری به خدا قسم خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی (خصال، ج 2، ص 450 و نیز بحارالانوار، ج 63، ص 82 - 83). و طبق روایاتی،پیش از آفرینش این آدم و نسل حاضر آدمها و نسلهایی از همین نوع بر این زمین می زیسته اند. در اکتشافات قرون اخیر فسیلهایی از نوع بشر پیدا شده که میلیونها سال قبل؛ بر روی این زمین می زیسته اند،در صورتی که حداکثر عمر این نسل؛ طبق ادله ی معتبر؛ بین هفت و هشت هزار سال است، نتیجه اینکه این روایات که در بحار ج 25 ص 25 و ج 8 ص 374، توحید صدوق ص 277 و خصال صدوق ص 652 و دیگر کتب روایی نقل شده است، ظاهرا اشاره به همین مطلبی دارد که کشفیات علمی امروز بدان پی برده اند.
برخی از اندیشمندان اسلامی بر اساس این روایات معتقدند که «آدم(ع)» نخستین انسانی نبوده که گام بر روی کره خاکی نهاده است، بلکه قبل از او انسان های دیگری بوده اند که به دلایل نامعلومی نسلشان منقرض گشته است.

دیدگاه علامه طباطبایی
مرحوم علامه طباطبایى(ره) در ذیل آیه 1 سوره نساء« « یا أیها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثیرا و نساء » ترجمه: اى مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایى كه همه شما را از یك تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق كرد و از آن دو تن خلقى بسیار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگیخت (سوره نساء، آیه 1) مى فرماید: «از ظاهر سیاق برمى آید كه مراد از «نفس واحده»، آدم و مراد از «زوجها» حوا است كه پدر و مادر نسل انسانند و ما نیز از آن نسل هستیم و به طورى كه از ظاهر قرآن كریم برمى آید، همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند. از آیه شریفه برمى آید كه نسل موجود از انسان، تنها به آدم و همسرش منتهى مى شود و جز این دو نفر، هیچ كس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است». در تاریخ یهود آمده است كه عمر نوع بشر از روزى كه در زمین خلق شده تاكنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست كه اعتبار عقلى هم با این تاریخ مساعد است؛ پس اعتبار عقلى هم همان را مى گوید كه تاریخ گفته است. لیكن دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح«ژئولوژى» معتقدند كه عمر نوع بشر بیش از میلیون ها سال است و بر این گفتار خود، از فسیل آثارى از انسان ها و نیز ادله اى از اسكلت سنگ شده خود انسان هاى قدیمى آورده اند، كه عمر هر یك از آنها معیارهاى علمى خودشان بیش از پانصد هزار سال است.این اعتقاد ایشان است؛ اما ادله اى كه آورده اند قانع كننده نیست. دلیلى نیست كه بتواند اثبات كند این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسان هاى امروزى است و دلیلى نیست كه بتواند این احتمال را رد كند كه این اسكلت هاى سنگ شده مربوط به یكى از ادوارى است كه انسان هایى در زمین زندگى مى كرده اند، چون ممكن است چنین بوده باشد و دوره ما انسان ها متصل به دوره فسیل هاى نامبرده نباشد، بلكه انسان هایى قبل از آفرینش آدم ابوالبشر در زمین زندگى مى كرده اند و سپس منقرض شده باشند و این پیدایش انسانها و انقراضشان تكرار شدهباشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد. قرآن كریم به طور آشكار، كیفیت پیدایش انسان در زمین را بیان نكرده كه آیا ظهور این نوع موجود (انسان) در زمین، منحصر در همین دوره فصلى است كه ما در آن قرار داریم و یا دوره هاى متعددى داشته و دوره ما انسان هاى فعلى آخرین ادوار آن است؟ممكن است از بعضى آیات شریف قرآن استشمام كرد كه قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسان هایى دیگر در زمین زندگى مى كرده اند؛ مانند آیه شریف « و اذ قال ربك للملئكة انى جاعل فى الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفك الدماء...» ترجمه: و زمانى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمین جانشینىبگذارم، گفتند [باز] در زمین كسانى مى گذارى كه در آن فساد كنند و خون ها بریزند، (بقره، 30).كه از آن برمى آید، قبل از آفرینش بنى نوع آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است. در بعضى از روایات وارده از ائمه(ع) مطالبى آمده كه سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى كند.

در كتاب توحید، ج 1، ص 277 از امام صادق(ع) روایتى آورده كه در ضمن آن به راوى فرموده: شاید شما گمان مى كنید كه خداى عز وجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آنهاهستید.مرحوم صدوق در كتاب خصال، ج 2، ص 652، ح 54 از امام باقر(ع) روایت كرده كه فرمود: خداى عز وجل از روزى كه زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض كرده است) كه هیچ یك از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را ازپوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد كرد و براى هر یك، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت.

اما درباره تكلیف اعمال انسانها اولیه باید دانست پاداش و عذاب در پی اختیار است و در صورتی كه اختیار او به حدی باشد كه به خواسته خود نیكی یا ستمی را روا بدارد از پاداش یاعذاب به دور نخواهد بود لذا حتی درباره حیوانات حداقل برخی از حیوانات حشر در قیامت مطرح می باشد.

منابع:

ترجمه تفسيرالميزان، ج 4، ص 221 -231، ج 16 ، ص 384 - 388 ، ج 4، ص 224 – 225

منشور جاويد، جعفر سبحاني، ج 4، ص 94

قاموس قرآن، سيدعلي اکبر قريشي، ج 1، و 2، صص 49 - 50).

علامه محمد تقي مصباح يزدي ؛ مباني انسان شناسي در قرآن، صص 73 – 81

5- مجله پرسمان -> تیر 1383، شماره 22 ،مقاله انسان‏های قبل از آدم

منبع : http://www.purcshgari.blogfa.com/

[ چهارشنبه 19 اسفند1388 ] [ 15:53 ] [ معلم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
معلم هستم. هدفم فراهم نمودن اطلاعات مورد نظر همکاران فرهنگی است.
دامنه مرتبط : www.1moallem.com
www.nooroozy.blogfa.com
امکانات وب

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
فروش بک لینکطراحی سایتعکس