تبليغاتX
یک معلم - پاسخ به 5 شبهه مهم در مورد منتهی شدن نسل انسان های حاضر به حضرت آدم. (2)

صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

پیام مدیر وبلاگ : (یک معلم )همکار گرامی، خوش آمديد! ----------------------------- http://www.nooroozy.blogfa.com//---------------------------- www.1moallem.com

منوي اصلي
لينکهاي سريع

آآرشیو ماهانه
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
ادامه ی آرشیو ماهانه

لينک دوستان


پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
دفتر جفظ ونشر آثار مقام معظم رهبری
زندگی زیبای رهبری
وزارت آموزش و پرورش
دفتر آموزش و پرورش نظری وپیش دانشگاهی
معاونت امور اساتید
گروه مشاوران جوان وزارت آ پ
دانشگاه تربیت دبیرشهیدرجایی
شهیدآوینی
سامانه هوشمند مهر دولت (سخاکارت)
سامانه مدیریت حساب بانک خانوار
سمپاد
آپلود عکس نامحدود
آپلود سنتر مجانی
ایران هاست
کنترل پنل ایران هاست
قالب من
آموزش طراحی لوگو
ایران خودرو
118
شبکه خبر
خبرگزاري پانا
خبرگزاري مهر
اکونیوز
جوان آنلاین
سامانه ازدواج الکترونیکی
اداره کل مدارس خارج از کشور
گرداب
اندیشکده راهبردی امنیت نرم
جهان نیوز
آرشیو برنامه های صدا وسیما
واحدپاسخ به سوالات ديني
مجلس شورای اسلامی
مشخصات نمایندگان مجلس شورای اسلامی
فراکسیون اصولگرایان مجلس
مركز آمار ايران
حزب الله ايران
آسان دانلود
شهرالكترونيك گرگان
سازمان هواشناسی کشور
تصوير متحرك وضع دماي ايران
تصوير انيميشن ماهواره اي هواشناسي ايران
پيش بيني وضع هواي همه شهر هاي ايران
پيش بيني وضع هواي شهر گنبدكاووسmsn
تصوير متحرك وضع هواي ايران
رشد
دفتر مقام معظم رهبری
موتور جستجوی قطره
خبرگزاری ایرنا
سایت شهید مرتضی مطهری
آموزش و پرورش شهر تهران
رياست آموزش و پرورش شهر تهران
وبلاگ گرگان نيوز
جستجو گر گوگل
سايت ياهو
خبرگزاری فارس
كارمند نيوز
حفا نیوز
ببین نیوز
شهید نیوز
شرکت لیزینگ فرهنگیان
درگاه ملی آمار(مرکز آمار ایران)
ادبيات راهنمائي
خبرگزاری ایسنا
بانک سوالات امتحانی مقطع متوسطه
مرکز پژوهش های مجلس
سایت آفتاب
وبلاگ ارتباطات
بخشنامه های امور اداری
آرشیو سوالات خرداد ماه کلیه رشته ها
سازمان آموزش وپرورش شهرستانهای استان تهران
ریاست جمهوری اسلامی ایران
همه دانشگاه های ایران
همه روزنامه های ایران
همه خبرگزاری های ایران
مرکزتربیت معلم شهید آیت الله دکتربهشتی گنبدکاووس
پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز
گروه درسی قرآن
درس هایی از قرآن(قرائتی)
سایت الف
سایت علمی-آموزشی شهزستان جم
بانک ملت
گروه درس قرآن
وبلاگ سرباز معلم کوچکترین مدرسه ایران
وبلاگ درس عربی
وبلاگ دانلود نرم افزار
سایت تبیان
مدرسه اينترنتي
متن PDF کتابهای درسی
بانک اطلاعات خدمات کشوری
مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران
اوقات شرعی همه شهرهای ایران
وبلاگ کوتاه-جالب- خواندنی
وبلاگ مذهبی- نظامی
پايگاه اطلاع‏رساني مبارزه با افكار بهائيت
یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد
وبلاگ نقطه سرخط
وبلاگ امتداد راه
سایت پرشین گرافیک
وبلاگ کتابهای کمک درسی رایگان(3مقطع)
آخرین منجی
آخر الزمان و ظهور حضرت مهدی(عج)
موعود
وبلاگ روایتی دیگر
وبلاگ قابی برای نوشتن
سایت : شیمانا
وبلاگ : اسلام حقیقی آخرالزمان
وبلاگ : رادیومعلم
اداره کل امور اداری
پایگاه اطلاع رسانی دولت
وبلاگ: روحانی نژاد(خبرنگار)
وبلاگ تجف زاده (خبرنگار)
وبلاگ ده نمکی(کارگردان)
سایت : بازیاب
سایت : همراه اول
وبلاگ: تاریخ-شاهنامه- ادبیات
معاونت برنامه ریزی ونظارت راهبردی رئیس جمهور
اداره کل چاپ و توزیع کتابهای درسی
سازمان سنجش آموزش کشور
معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی رئیس جمهور
وبلاگ معلم(کمال ادب)
وبلاگ: دوستانه
پورتال مردم (ملی)
بانک قوانین ومقررات (جدید)
نشریه معارف
سازمان بازنشستگی کشوری
وبلاگ آشنایی با کامپیوتر(بیگدلی)
پایگاه کتابهای درسی ایران
وب سایت نقاشی کودکان
خبرهای داغ فوتبال
کوثرنیوز
شیعه نیوز
abctools.ir
پاتوق کتاب
دفتر نشرمعارف
ایران مارکت سنتر
بهره وری
دفتر آموزش و ارتقای مهارتهای حرفه ای و تربیت معلم
بیمه معلم
ثانیه ها می گذرند
خبرگزاری غیررسمی : میگنا (!)
سايت دانشگاه آزاد اسلامی - آزادشهر
دانشگاه آزاد اسلامی - آزادشهر
روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامی - آزادشهر
اعضاي هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامی - آزادشهر
آپلودرایگان نامحدود
پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت
کارگروه تحولات اقتصادی
معاونت اموراساتید نهاد نمایندگی
سایت دانشگاه معارف اسلامی
صندوق ذخیره فرهنگیان
پیش ثبت نام اینترنتی عتبات عالیات
انجمن جامعه شناسی ایران
سایت های مرتبط با آ - م - پ
صادقون
بانک سرمایه
رادیو اینترنتی ایران صدا
مجتمع آموزش عالي پیامبر اعظم(ص)
دانایی
سایت جهان اینترنت
یاسین مدیا
ذاکرین
غدیر
معلم منتقد
احکام
چراغان
اديان وفرق
ياسين
وبلاگ :پايه دوم ابتدائي
وهابيت و اسلام
ايستگاه حرفه و فن دير
ديني و عربي و قرآن راهنمايي
تمنا
چارقد
دانش آموزان كلاس اولي من
بكن ها و نكن ها (طنز)
عاشورائيان
با حضرت عشق
عكس كودكانه
گروه مشاوران جوان راميان
طلبه بلاگ
سايت خبري فرانيوز
ازهردري سخني...
انجمن فرزانگان كوير دامغان
ققط ايران فقط...
ندای فطرت
شادابی
شکلک در وبلاگ
دانستنیهایی درباره رهبر و رهبری
بانک وبلاگ های آموزشی
دانلودموسیقی سنتی ایرانی
توربو دانلود (ترم افزار)
شهرداری نوده
مسعود ده نمکی
از هر گوشه ای ,خوشه ای
دلنوشته های یک خانم مدیر
کودکی من
blogskin
یادداشتهای یک اصفهانی (طنز)
قطعه26
گالری عکسهای جالب
از چشم من
عدالت خواهی
تردید
مدرسه من
ایرانیان کانادا
سابات
تجهیزات نظامی
روزنامه نگار مسلمان
قالب وبلاگ
مطالب گوناگون
دانلودستان
آخرین امید
تفسیر سوره حمد
منتظران مهدی (عج)
روزهای جانبازی
حقوق بین الملل...
وبلاگ ابطحی
4Visit.com -کلیپ ویدئویی
ندای فطرت
وبلاگ : وسايل كمك آموزشي (وکام)
آموزشگاه روباتیک
مركز سنجش آموزش وپرورش
شوشتر نگار
تبسم بهار
اداره کل تعاون وپشتیبانی
بهشت خوبان
یادداشت های یک معلم
یاس
کیش
سامانه جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارهای کشور
نقدوبررسی ادیان ومذاهب ساختگی
معلم ریاضی
بصیرت110
ایران1991
سینما تهران
هندبالیست
آموزش حرفه وفن (سلطان شیخی)
افسران جوان جنگ سایبری
سیدخراسانی
تازه های علمی


لوگوي دوستان

آمار بازديد


آمار بازديد :
» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin

یک مـعلـم
Image by Cool Text: Free Graphics Generator - Edit Image

تبليغات


محل تبلیغات شما


پاسخ به 5 شبهه مهم در مورد منتهی شدن نسل انسان های حاضر به حضرت آدم. (2)

شبهه تطور انواع در مورد نسل انسان های حاضر

اصل شبهه:
برخی بر اساس مبانی نقلی و عقلی شبهه ای را مطرح نموده اند که: مراد از آدم در داستان حضرت آدم، آدم نوعى، یعنى جنس و طبیعت انسان خارجى است، كه در همه افراد هست، نه آدم شخصى، و مراد از اینكه افراد انسان بنى آدم هستند این است كه افراد این نوع زیاد شده چون قیود زیادى منضم به آن گشته، و داستان داخل شدن آدم در بهشت، و سپس بیرون شدنش به اغواى شیطان، و نافرمانى كردن او، یك تمثیل تخیلى است، تا بفهماند این نوع از جانداران فى نفسه چه مكانتى دارد، و چقدر مقرب درگاه خدا است، و وقتى دنبال هواى نفس را مى گیرد، و ابلیس را اطاعت مى كند، تا چه پایه پایین مى آید.و برخی از آنها گفته اند: نسل حاضر بشر منتهى مى شود به یك جفت و یا چند جفت انسان، كه این جفت ها از یك نوع حیوان دیگر جدا شده اند، كه آن حیوان از سایر حیوانات به مرز انسانیت نزدیك تر بوده، مانند میمون، همانطور كه گاهى از فردى كامل فردى كاملتر و نابغه پدید مى آید، كه این تطور را در اصطلاح صاحبان فرضیه جهش مى گویند.حتی برخی از آنها بر اساس یک فرضیه دیگر می گویند كه نسل حاضر منتهى مى شود به یك جفت انسان مثل خود، یعنى كامل و داراى عقل، كه آن یك جفت با جهش و تطور از نوعى دیگر از انسان كه از نظر ظاهر انسان بودند، ولى فاقد كمال فكرى بودند، پیدا شده، آن گاه به حكم تنازع در بقاء، و انتخاب اصلح، نسل تكامل نیافته منقرض شد، و دو نفر انسان تكامل یافته باقى ماند، كه نسل حاضر از آن دو فرد تكامل یافته است. آنها بیان می دارند که مقصود از كلمه آدم، در داستان حضرت آدم، آدم نوعى است یعنى طبیعت انسانیت كه در همه افراد وجود دارد و بنا بر اینكه فردى از نوع انسان باشد، این فرد متولد از نوعى دیگر از حیوانات مثلا میمون بوده، و از طریق تطور انواع و پیدایش فردى كاملتر از فردى كامل، و فردى كامل از فردى ناقص، و همچنین ناقصى از ناقص تر، بوجود آمده است. یا آنكه فرد نامبرده انسانى كامل و داراى كمال فكر بوده، كه از یك جفت انسان غیر كامل و غیر مجهز به جهاز تعقل، متولد شده است، و مبدأ ظهور و پیدایش نوع انسانهاى مجهز به تعقل و قابل تكلیف شده است. بنابر این بشر موجود در عصر حاضر نوع كاملى از انسان است كه هر فرد آن منتهى می شود به انسان اول، كه او نیز فردى كامل بوده به نام آدم، كه او از طریق تطور از نوع دیگرى از انسان متولد شده، كه آن نوع ناقص و فاقد عقل بوده، و همچنین آن نوع نیز منتهى شود به نوعى دیگر، و این سیر قهقرى در انواع حیوانات ادامه داشته باشد، تا در آخر منتهى می شود به بسیطترین و ساده ترین حیوان، كه از هر حیوان دیگر ناقص تر باشد.و به عكس اگر از آن حیوان ناقص و ساده شروع كنیم، لا یزال از ناقصى به كاملى، و از كاملى به كامل ترى می رسیم، تا منتهى می شویم به انسان، اما انسان بدون تعقل، و سپس از آن حیوان منتقل می شویم به انسان كامل، كه تمامى این انواع همه در یك سلسله قرار داشته، و به هم متصل و از یكدگر متولد شده اند، به طورى كه آن حیوان ساده، جد اعلاى انسان امروزى می باشد.برخی از آنها به دلایل علمی متوسل می شوند و می گویند: آنچه امروز نزد دانشمندان زیست شناس در باره طبیعت انسان شایع است این است كه اولین فرد انسان فردى تكامل یافته بوده، یعنى در آغاز انسان نبوده بعد در اثر تكامل انسان شده است، و مخصوصا این فرضیه: یعنى اینكه:" انسان قبلا یك فرد حیوان بود و با تكامل انسان شد" و اصل فرضیه، یعنى اینكه انسان حیوانى بوده، و در اثر تكامل انسان شده، مطلبى است مورد تسلیم و قبول همه و تمام مسائل و بحثهایى را كه در باره طبیعت انسان كرده اند بر اساس این فرضیه بنا نهاده اند چون تفصیل فرضیه آنان بدین قرار است كه: زمین (كه یكى از ستارگان سیار است) در آغاز قطعه اى جدا شده از خورشید بوده، و از آن منشعب شده، و در آن ایام در حال اشتعال و چون فلزات ذوب شده مایع بوده، و به تدریج و در تحت عواملى شروع به سرد شدن كرده، و پس از سرد شدن باران هاى سهمگینى بر آن باریده و سیل هاى مهیبى بر روى آن جریان یافته، و از تجمع آن سیل ها در نقاط گود زمین دریاها پدید آمده، و سپس تركیبات آبى و زمینى پدیدار گشته، و پس از آن گیاهان آبى و بعد از تكامل یافتن گیاهان و مشتمل شدنش بر جرثومه هاى حیات، ماهى و سایر حیوانات آبى پدید آمده، و آن گاه ماهى بال دار پیدا شده كه هم در آب زندگى مى كرده و هم در خشكى، و آن گاه حیوانات صحرایى و در آخر انسان موجود گشته، و همه این تحولات از راه تكامل صورت گرفته، تكاملى كه بر تركیبات موجود زمین در مرتبه سابق عارض، گشته، به این معنا كه تركیب موجود در زمین، با تكامل از صورتى به صورت دیگر در آمده، نخست گیاه پیدا شده، و بعد حیوان آبى و آن گاه حیوان ذو حیاتین، و سپس حیوان صحرایى و در آخر انسان.دلیل همه اینها كمال منظمى است كه در نهاد و ساختمان موجودات مشاهده مى شود، و پیداست كه موجودات طورى منظم شده اند كه از نقص رو به كمال بروند، تجربه هاى پى در پى در موارد جزئى از تطور و تحول نیز دلیل دیگر بر این معنا است.

آنها با دلیل نقلی می گویند: مراد از آدم كه در آیات مربوط به خلقت بشر، نامش ذكر شده، آدم نوعى است، نه یك فرد معینى از بشر، گویى كه مطلق انسان از این جهت كه خلقتش منتهى به مواد زمین است، و از این جهت كه به امر تولید مثل پرداخته، آدم نامیده شده، و این احتمال خود را به ظاهر آیه زیر مستند كرده كه مى فرماید:" و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لآدم" ترجمه: با اینكه ما شما را نخست خلق كردیم. و سپس صورتگرى نمودیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم به آدم سجده كنید (سوره اعراف آیه: 11) چون این آیه از این اشاره خالى نیست كه فرشتگان مامور شده اند براى كسى سجده كنند كه خداى تعالى با خلقت او و تصویرش آماده سجده اش كرده است و آیه شریفه فرموده او شخص معین نبوده، بلكه جمیع افراد بشر بوده است. همچنین آنها براى اثبات فرضیه تطور انواع استدلال می كنند به آیه شریفه" إن الله اصطفى آدم و نوحا و آل إبراهیم و آل عمران على العالمین" ترجمه: خداوند برگزید آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر عالمیان (سوره آل عمران، آیه 33)به این بیان كه" اصطفاء" به معناى انتخاب و برگزیدن نخبه هر چیزى است، و این برگزیدن وقتى صحیح است كه فرد برگزیده شده در بین جماعتى باشد، تا انتخاب كننده آن فرد را از بین سایر افراد انتخاب كند. و نیز آیه «ما لکم لا ترجون لله وقارا*و قد خلقکم أطوارا*أ لم تروا کیف خلق الله سبع سماوات طباقا*و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا*و الله أنبتکم من الأرض نباتا*ثم یعیدکم فیها و یخرجکم إخراجا*و الله جعل لکم الأرض بساطا» ترجمه: تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد! چرا شما برای خدا عظمت قائل نیستید؟! در حالی که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به انسان کامل رسیدید)! و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید، سپس شما را به همان زمین بازمی گرداند، و بار دیگر شما را خارج می سازد؟

و نیز استدلال كرده اند به آیه" و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لآدم" ترجمه: ما نخست شما را خلق و سپس تصویر كردیم، آن گاه به ملائكه گفتیم كه به آدم سجده كنید (سوره اعراف، آیه 11) به این بیان كه كلمه" ثم" در جایى استعمال مى شود كه بین ما قبل و ما بعدش زمانى فاصله شده باشد. و در آیه شریفه بین تصویر، و خلقت" ثم" فاصله شده، كه مى رساند بین آن دو فاصله زمانى بوده، پس انسان قبل از خلقت آدم وجود داشته و پس از انسان آدم وجود یافت، و ملائكه مامور به سجده بر وى شدند.و نیز براى اثبات فرضیه مذكور به آیه" و بدأ خلق الإنسان من طین ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین ثم سواه و نفخ فیه من روحه" ترجمه: خلقت انسان را از گل آغاز كرد، سپس نسل او را از چكیده اى از آبى خوار قرار داد، و سپس او را تسویه و صورتگرى نموده و از روح خود در او بدمید (سوره سجده، آیات 7- 9) استدلال شده است.به این بیان كه آیه اولى از آنها متعرض آغاز خلقت بشر است، و مى فرماید كه خلقت اولى بشر از خاك بوده، خاكى كه مبدأ مشترك پیدایش همه افراد است، و آیه سوم مساله صورتگرى و نفخ روح در آدم را بیان مى كند كه آخرین مرحله تكامل انسانى است، و چون این دو مرحله را با كلمه" ثم" عطف كرده، مى فهماند كه فاصله زمانى معتنابهى در بین این دو مرحله بوده.و این زمان متوسط همان زمانى است كه بین سایر انواع فاصله مى شده، تا هر نوعى به نوع بالاتر خود تطور پیدا كند، و با این تطور تدریجى انسان كامل شود، مخصوصا از كلمه" سلالة" به خاطر اینكه نكره است، و دلالت بر عموم مى كند، فهمیده مى شود كه هر نوع كاملترى از سلاله اى از نوع ناقص تر درست شده است.

عناصر منطقی شبهه:
1- مسلمانان معتقدند که نسل همه بشر منتهی به حضرت آدم (ع) و همسرش می شود.
2- در حالی که طبق تحقیقات دانشمندان زیست شناس و طبق آیات قرآن نسل انسان ها به یک آدم نوعی می رسد که به صرت تکاملی به صورت کنونی رسیده است.
3- بنابر این نسل انسان های امروزی به حضرت آدم منتهی نمی شود بلکه به یک آدم نوعی می رسد.
پاسخ شبهه:
نقد استدلال به نوعی بودن مراد از آدم
علامه طباطبایی می فرماید: اینکه برخی می گویند مراد از آدم، آدم نوعى، یعنى جنس و طبیعت انسان خارجى است، كه در همه افراد هست، نه آدم شخصى، و مراد از اینكه افراد انسان بنى آدم هستند این است كه افراد این نوع زیاد شده چون قیود زیادى منضم به آن گشته، و داستان داخل شدن آدم در بهشت، و سپس بیرون شدنش به اغواى شیطان، و نافرمانى كردن او، یك تمثیل تخیلى است، سخنى است كه با آیه سابق و ظواهر بسیارى از آیات قرآنى نمى سازد، از قبیل آیه" الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثیرا و نساء" ترجمه: او كسى است كه شما را از یك تن خلق كرد، و همسر آن یك تن را نیز از خود او قرار داد، و از آن دو تن مردان و زنان بسیارى منتشر كرد ( سوره نساء، آیه 1) چون اگر مراد از نفس واحد (یك تن) آدم نوعى باشد، دیگر محلى براى فرض همسر براى او باقى نمى ماند، و از قبیل این آیه است، آیاتى كه مى رساند خدا او و همسرش را در بهشت داخل كرد، و آن دو با خوردن از آن درخت، خدا را نافرمانى كردند.اصل این حرف كه گفته اند مراد، آدم نوعى است، ناشى از اعتقاد به قدیم بودن زمین، و انواع موجودات اصلى آن، و از آن جمله انسان است، كه قهرا افراد این انواع اصلى، از دو طرف گذشته و آینده غیر متناهى خواهند بود، یعنى از ازل انسانها بوده اند، و تا ابد نیز خواهند بود، و اصول علمى این دعوى را بطور قطع باطل مى كند.

نقد استدلال به آیات در این رابطه
علامه می فرماید اینکه می گویند: مراد از آدم كه در آیات مربوط به خلقت بشر، نامش ذكر شده، آدم نوعى است، نه یك فرد معینى از بشر، گویى كه مطلق انسان از این جهت كه خلقتش منتهى به مواد زمین است، و از این جهت كه به امر تولید مثل پرداخته، آدم نامیده شده، و چه بسا كه این احتمال خود را به ظاهر آیه زیر مستند كرده باشند، كه مى فرماید:" و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لآدم" ترجمه: با اینكه ما شما را نخست خلق كردیم. و سپس صورتگرى نمودیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم به آدم سجده كنید (سوره اعراف آیه: 11) چون این آیه از این اشاره خالى نیست كه فرشتگان مامور شده اند براى كسى سجده كنند كه خداى تعالى با خلقت او و تصویرش آماده سجده اش كرده است و آیه شریفه فرموده او شخص معین نبوده، بلكه جمیع افراد بشر بوده است، چون فرموده:" شما را خلق كردیم و سپس صورتگرى نمودیم ..." و همچنین در آیه دیگر فرموده:" قال یا إبلیس ما منعك أن تسجد لما خلقت بیدی ... قال أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، ... قال فبعزتك لأغوینهم أجمعین إلا عبادك منهم المخلصین" « سوره ص آیه: 83» نخست سخن از خلقت یك فرد دارد، مى فرماید:" اى ابلیس چه چیز تو را باز داشت از اینكه سجده كنى براى كسى كه من او را به دست خود خلق كردم؟ ... ابلیس گفت:" من از او شریف ترم، چرا كه مرا از آتش و او را از گل آفریدى" و در آخر از همان یك فرد تعبیر به جمع كرده مى فرماید: ابلیس گفت:" به عزتت سوگند كه همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان مخلصت را".
لیكن این احتمال قابل قبول نیست، و اشكالهاى زیر آن را رد مى كند:
نخست اینكه مخالف ظاهر آیاتى است كه نقل كردیم، و دوم اینكه مخالف صریح آیه اى است كه در دنبال نقل داستان خلقت آدم و سجده ملائكه و خوددارى ابلیس از آن- در سوره اعراف- آمده و فرموده: یا بنی آدم لا یفتننكم الشیطان كما أخرج أبویكم من الجنة ینزع عنهما لباسهما لیریهما سوآتهما" ترجمه: اى بنى آدم زنهار كه شیطان شما را دچار فتنه نسازد، هم چنان كه پدر و مادرتان را از بهشت بیرون كرد و لباسشان را از تنشان كند، تا عورتشان نمودار شود." سوره اعراف آیه: 27"چون ظهور این آیه در اینكه آدم شخصى معین بوده و در بهشت بسر مى برده و شیطان، او و همسرش را فریب داده، جاى تردید نیست.
سوم مخالفتش با ظاهر آیه زیر است كه مى فرماید:" و إذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبلیس قال أ أسجد لمن خلقت طینا قال أ رأیتك هذا الذی كرمت علی لئن أخرتن إلى یوم القیامة لأحتنكن ذریته إلا قلیلا" ترجمه: و آن زمان كه به ملائكه گفتیم بر آدم سجده كنید، پس همگى سجده كردند مگر ابلیس، كه گفت: آیا بر كسى سجده كنم كه تو او را از گل آفریدى؟ و اضافه كرد: به من بگو آیا این موجود خاكى را بر من برترى داده اى؟ اى خدا اگر تا قیامت عمرم دهى ذریه و نسل او را از راه بدر خواهم كرد، مگر اندكى از آنان را." سوره اسرا آیه 62".
و چهارم مخالفتش با ظاهر آیه مورد بحث است كه مى فرماید:" یا أیها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثیرا و نساء ..."، به همان بیانى كه در تفسیرش گذشت.
پس همه این آیات با این معنا كه جنس بشر به اعتبارى آدم نامیده شود و یك فرد از این جنس هم به اعتبارى دیگر آدم خوانده شود نمى سازد و نیز با این معنا كه خلقت بشر به اعتبارى به تراب نسبت داده شود و به اعتبارى دیگر به نطفه، هیچ سازگارى ندارد، مخصوصا آیه شریفه:" إن مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون ..." " سوره آل عمران آیه 59" كه صریح در این است كه خلقت آدم مانند خلقت عیسى و خلقت عیسى مانند خلقت آدم خلقتى استثنایى است و اگر منظور از كلمه" آدم" آدم نوعى بود، دیگر تشبیه خلقت عیسى به آن معنا نداشت، چون خلقت عیسى" خارق العاده" بود و خلقت نوع بشر بطور" عادى" است و صاحبان این احتمال از نظریه از حد اعتدال و میانه روى به حد تفریط گرائیده اند، هم چنان كه زین العرب یكى از علماى اهل سنت به سوى افراط گرائیده و گفته است اعتقاد به خلقت بیش از یك آدم، كفر است (یعنى آن قدر پاى بند به فردیت شخص آدم شده كه حاضر نیست آدم هاى متعدد در نسل هاى متعدد را بپذیرد، با اینكه طبق روایات و نیز كشفیات اخیر آدم هاى بسیارى بوده اند كه هر یك سر سلسله نسل خود به شمار مى آیند).

نقد استدلال به فرضیه منتهى شدن نسل حاضر بشر به یك و یا چند جفت انسان
این فرضیه كه كسى بگوید: نسل حاضر بشر منتهى مى شود به یك جفت و یا چند جفت انسان، كه این جفت ها از یك نوع حیوان دیگر جدا شده اند، كه آن حیوان از سایر حیوانات به مرز انسانیت نزدیك تر بوده، مانند میمون، همانطور كه گاهى از فردى كامل فردى كاملتر و نابغه پدید مى آید، كه این تطور را در اصطلاح صاحبان فرضیه جهش مى گویند، نیز با آیات قرآن نمى سازد. براى اینكه آیاتى كه در سابق ذكر كردیم، صریح در این بودند كه مبدأ پیدایش نسل انسان یك جفت انسان بوده، كه خود آن دو، نسل كسى نبوده اند، و از هیچ جاندارى متولد نشدند. علاوه بر این، دلیل علمى هم كه بر مدعاى خود اقامه كرده اند از اثبات آن قاصر است.

انسان نوعى است مستقل (نه تحول یافته از نوعى دیگر نظیر میمون)
آیاتى كه گذشت براى اثبات این مطلب كافى است و نیازى به دلیل دیگر نیست، براى اینكه همه آنها،" نسل بشر متولد شده از نطفه را" منتهى به دو فرد از انسان به نام" آدم" و" همسر او" (حوا) مى دانند و در باره خلقت آن دو صراحت دارند به اینكه: از تراب بوده (در نتیجه جز این را نمى توان به قرآن كریم نسبت داد كه) پس انسانیت منتهى به این دو تن است و این دو تن هیچ اتصالى به مخلوقات قبل از خود و هم جنس و مثل خود نداشتند، بلكه بدون سابقه حادث شده اند.
و آنچه امروز نزد دانشمندان زیست شناس در باره طبیعت انسان شایع است این است كه اولین فرد انسان فردى تكامل یافته بوده، یعنى در آغاز انسان نبوده بعد در اثر تكامل انسان شده است، و مخصوصا این فرضیه: یعنى اینكه:" انسان قبلا یك فرد حیوان بود و با تكامل انسان شد" هر چند بطور قطع مورد قبول و اتفاق همه دانشمندان نیست و به اشكالهاى بسیارى برخورده و بصورتهاى مختلف بر آن اعتراض كرده اند، و لیكن اصل فرضیه، یعنى اینكه انسان حیوانى بوده، و در اثر تكامل انسان شده، مطلبى است مورد تسلیم و قبول همه و تمام مسائل و بحثهایى را كه در باره طبیعت انسان كرده اند بر اساس این فرضیه بنا نهاده اند چون تفصیل فرضیه آنان بدین قرار است كه: زمین (كه یكى از ستارگان سیار است) در آغاز قطعه اى جدا شده از خورشید بوده، و از آن منشعب شده، و در آن ایام در حال اشتعال و چون فلزات ذوب شده مایع بوده، و به تدریج و در تحت عواملى شروع به سرد شدن كرده، و پس از سرد شدن باران هاى سهمگینى بر آن باریده و سیل هاى مهیبى بر روى آن جریان یافته، و از تجمع آن سیل ها در نقاط گود زمین دریاها پدید آمده، و سپس تركیبات آبى و زمینى پدیدار گشته، و پس از آن گیاهان آبى و بعد از تكامل یافتن گیاهان و مشتمل شدنش بر جرثومه هاى حیات، ماهى و سایر حیوانات آبى پدید آمده، و آن گاه ماهى بال دار پیدا شده كه هم در آب زندگى مى كرده و هم در خشكى، و آن گاه حیوانات صحرایى و در آخر انسان موجود گشته، و همه این تحولات از راه تكامل صورت گرفته، تكاملى كه بر تركیبات موجود زمین در مرتبه سابق عارض، گشته، به این معنا كه تركیب موجود در زمین، با تكامل از صورتى به صورت دیگر در آمده، نخست گیاه پیدا شده، و بعد حیوان آبى و آن گاه حیوان ذو حیاتین، و سپس حیوان صحرایى و در آخر انسان.دلیل همه اینها كمال منظمى است كه در نهاد و ساختمان موجودات مشاهده مى شود، و پیداست كه موجودات طورى منظم شده اند كه از نقص رو به كمال بروند، تجربه هاى پى در پى در موارد جزئى از تطور و تحول نیز دلیل دیگر بر این معنا است.

در اینجا ممكن است سؤال شود كه منظور از این فرضیه (فرضیه تطور) چه بوده؟ و با آن، چه چیز را خواسته اند اثبات كنند؟ جواب این است كه مى خواسته اند خواص و آثارى را كه قبلا در نوع انسانى نبوده و بعدا پیدا شده توجیه كنند، اما دلیل به خصوصى كه فقط این فرضیه را اثبات كند و سایر فرضیه ها و محتملات مساله را نفى نماید نیاورده اند، با اینكه فرض تباین این نوع با سایر انواع فرضى است ممكن، و هیچ اشكالى متوجه آن نیست، آرى ما مى توانیم نوع بشرى را پدیده اى مستقل و غیر مربوط به سایر انواع موجودات فرض كنیم، و تحول و تطور را در" حالات" او بدانیم نه در" ذات" او، و این فرضیه علاوه بر اینكه ممكن است مطابق تجربیات نیز باشد، چون ما تجربه كرده ایم كه تا كنون هیچ فردى از افراد این انواع به فردى از افراد نوع دیگر متحول نشده، مثلا هیچ میمون ندیده ایم كه انسان شده باشد، بلكه تنها تحولى كه مشاهده شده در خواص و لوازم و عوارض آنها است. بنابر این فرضیه تحول انواع تنها و تنها فرضیه اى است كه مسائل گوناگونى را با آن توجیه كنند و هیچ دلیل قاطع بر آن ندارند، پس حقیقتى كه قرآن كریم بدان اشاره مى كند كه انسان نوعى جداى از سایر انواع است، هیچ معارضى ندارد و هیچ دلیل علمى بر خلاف آن نیست.

نقد استدلال به آیات سوره نوح
یکی از آیاتی که در این رابطه به آن استدلال شده، عبارت است از «ما لکم لا ترجون لله وقارا*و قد خلقکم أطوارا*أ لم تروا کیف خلق الله سبع سماوات طباقا*و جعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا*و الله أنبتکم من الأرض نباتا*ثم یعیدکم فیها و یخرجکم إخراجا*و الله جعل لکم الأرض بساطا » ترجمه: تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد! چرا شما برای خدا عظمت قائل نیستید؟! در حالی که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به انسان کامل رسیدید)! و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید، سپس شما را به همان زمین بازمی گرداند، و بار دیگر شما را خارج می سازد؟»(نوح ،13-17).
ظاهر آیات قرآن کریم مخالف نظریه ترانسفورمیسم و تطور انواع داروین می باشد و تقارن لفظی اطوار هیچ گونه دلالتی بر هماهنگی با این نظریه ندارد (اطوار اشاره به خلقت حضرت آدم از خاک و خلقت انسان از مراحل مختلفی از نطفه و جنین تا تولد است همان طور که احوال مختلف مانند کودکی، جوانی و پیری و ••• و هم چنین اشکال مختلف، دارد) و این که فرموده است «و الله أنبتکم من الأرض نباتا»( نوح، 17) به این معنا است که بالأخره همین عناصر زمین هستند که به طور خاص و ترکبیب ویژه ای در مواد غذایی قرار گرفته و سپس تبدیل به نطفه شده و شما از آن حاصل می شوید و اساسا این آیه ناظر به فرزندان آدم(ع) است نه به خود آدم چنان که خطاب (کم) متوجه مخاطبین است که غیر از حضرت آدم و حوا هستند.
نظریه داروین یک فرضیه علمی است که هنوز به اثبات نرسیده است و احیانا در علوم زیست شناسی شواهدی قوی علیه آن در دست است و بسیاری از دانشمندان این رشته آن را نپذیرفته اند و چنین فرضیه ای نمی تواند با ظواهر محکم قرآنی تقابل داشته و بر آن مقدم شود.ممکن است بعضی از دانشمندان این عقیده را داشته باشند که به فرض صحت قطعی نظریه تطور و تکامل انواع این فرضیه با ظواهر دیگر قرآن سازگار باشد البته این نظر دارای توجیهات مختلفی است مثلا عده ای می گویند که: بیان قرآن کریم در مورد خلقت آدم و حوا امری سمبلیک است و دسته ای می گویند: به فرض صحت نظریه داروین خلقت آدم و حوا استثناء است و گروهی می گویند: ظواهر آیات را می توان بر این نظریه تطبیق داد.

نقد استدلال به فرضیه تطور
علامه می فرماید: برخی این فرضیه را مطرح نموده اند كه نسل حاضر منتهى مى شود به یك جفت انسان مثل خود، یعنى كامل و داراى عقل، كه آن یك جفت با جهش و تطور از نوعى دیگر از انسان كه از نظر ظاهر انسان بودند، ولى فاقد كمال فكرى بودند، پیدا شده، آن گاه به حكم تنازع در بقاء، و انتخاب اصلح، نسل تكامل نیافته منقرض شد، و دو نفر انسان تكامل یافته باقى ماند، كه نسل حاضر از آن دو فرد تكامل یافته است. این فرضیه نیز با آیات قرآنى سازگار نیست، و نمى شود آن را تحمیل بر قرآن كرد، چون آیه" إن مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون"، به همان بیانى كه گذشت، و نیز آیات دیگرى كه همین معنا را مى رساند، آن را باطل مى داند. علاوه بر این، این گفتار صرف فرضیه اى بیش نیست، و ادله اى كه براى اثبات آن اقامه كرده اند، از اثباتش قاصر است، و شواهدى است كه ماخوذ مى باشد از تشریح تطبیقى و جنین هاى حیوان و فسیل هاى یافت شده در حفریات، كه دلالت مى كند بر اینكه صفاتى كه در انواع حیوانات و نیز اعضاى آنهاست به تدریج، و همچنین اصل پیدایش آنها به تدریج صورت گرفته است، به این معنا كه در آغاز خلقت زمین، نخست ساده ترین حیوان پیدا شده، و سپس حیوانات تكامل یافته ترى با جهش به وجود آمده اند، و همچنین به تدریج تركیبات بیشترى و محكم ترى و پیچیده ترى به خود گرفته اند، تا در آخر كامل ترین حیوانات، یعنى انسان پدید آمده. این آن مطلبى است كه شواهد زیست شناسى بر آن دلالت مى كند، و لیكن صرفنظر از اینكه گفتیم این فرضیه را نمى توان بر قرآن كریم تحمیل كرد، از نظر علمى نیز دلیل مذكور قانع كننده و اثبات كننده آن نیست، زیرا صرف پیدایش نوع كامل از حیث تجهیزات، بعد از نوع ناقص، در مدتهاى طولانى، بیش از این دلالت ندارد كه سیر تكاملى ماده براى قبول صورتهاى مختلف حیوانى به تدریج بوده است، پس او بعد از پذیرش صورت ناقص نوع حیوانى استعداد قبول حیات كاملا انسانى را پیدا كرده، و بعد از پذیرش صورت موجوداتى پست به صورت موجوداتى شریف در آمده است. این نهایت چیزى است كه ادله زیست شناسى بر آن دلالت دارد، و اما اینكه موجودات كامل از ناقص متولد شده اند،- كه ادعاى زیست شناسان است- دلیل مزبور آن را اثبات نمى كند، و نمى گوید كه حیوانات كامل از حیوانات ناقص منشعب شده، و بین همه آنها و در آخر میان انسان و میمون خویشاوندى است، و این بحث یعنى بحث زیست شناسى با همه موشكافیها و طول مدتش تا كنون براى نمونه به هیچ فرد از نوع كاملى برنخورده، كه از نوع دیگرى متولد شده باشد، البته به طورى كه خود تولد را مشاهده كنیم نه دو فرد كامل شبیه بهم را.
و آنچه تا كنون یافته اند كه شهادت مى دهد بر دگرگونى تدریجى، هر چه هست دگرگونى در یك نوع است، كه همواره از صفتى به صفتى دیگر منتقل مى شود، ولى از نوعیتش به نوعیت دیگر منتقل نشده است، و تا كنون به این معنا برنخورده اند كه مثلا میمونى حیوان غیر میمون و كاملترى شود، و مدعى همین است كه انواع در سیر تكاملى جاى خود را به یكدیگر داده، نوع ناقص بدل به نوع كامل مى شود.
آنچه مى توان پذیرفت، و نمى شود انكار كرد، تنها این مقدار است كه نشاه زندگى از نظر كمال و نقص و شرافت و پستى داراى مراتبى مختلف است، و اعلى مراتب زندگى، زندگى انسانى است، و از آن پایین تر زندگى حیواناتى است كه به زندگى انسان شبیه تر است و همچنین حیوانات دیگرى كه در مراتب پایین تر از زندگى انسان قرار دارد كه هر یك به زندگى انسان نزدیكترند در مرتبه عالى ترى قرار دارند.و اما اینكه این اختلاف مراتب از راه هر نوعى به نوع همسایه خود كه كامل تر از آن است صورت گرفته، هیچ دلیلى در كار نیست، كه آن را افاده كند، و از اختلاف مراتب زندگى نمى توان تطور را نتیجه گرفت. بله مى توان از آن حدس غیر یقینى زد، پس فرضیه تطور انواع، فرضیه اى است حدسى، كه اساس علوم طبیعى امروز را تشكیل داده، كه ممكن است روز دیگر فرضیه اى قوى جاى آن را بگیرد، چون علم هیچ وقت توقف نمى كند، و همواره رو به پیشرفت، و دامنه مباحث علمى رو به گسترش است.

عدم دلالت آیات بر تایید فرضیه تطور انواع
علامه می فرماید: بعضى از اهل بحث براى اثبات فرضیه تطور انواع به آیه شریفه" إن الله اصطفى آدم و نوحا و آل إبراهیم و آل عمران على العالمین"( سوره آل عمران، آیه 33) استدلال می كنند.
به این بیان كه" اصطفاء" به معناى انتخاب و برگزیدن نخبه هر چیزى است، و این برگزیدن وقتى صحیح است كه فرد برگزیده شده در بین جماعتى باشد، تا انتخاب كننده آن فرد را از بین سایر افراد انتخاب كند.علامه می فرماید: آنها غفلت كرده اند از اینكه كلمه" عالمین" كه" الف و لام" دارد، افاده عموم مى كند، یعنى بر عالمها، كه بر تمام بشر تا روز قیامت صادق است، پس آدم و نوح و آل عمران و آل ابراهیم بر تمامى معاصرین خود و آیندگان از بشر اصطفاء و برگزیده شدند، همانطور كه عالمین در آیه" و ما أرسلناك إلا رحمة للعالمین" ترجمه: تو را نفرستادیم مگر به عنوان رحمت براى همه عالمها (سوره انبیاء، آیه 107) افاده عموم مى كند با این حال چه مانعى دارد كه بگوییم آدم نیز مانند سایر نامبردگان برترى بر همه بشر دارد، چیزى كه هست سایر نامبردگان بر معاصرین خود و آیندگان، برگزیده شدند، ولى آدم بر آیندگان برگزیده شده است.و بر فرض هم كه بگویید اصطفاء، باید حتما از بین معاصرین باشد، مى گوییم چه مانعى دارد كه آدم وقتى به مقام اصطفاء رسیده باشد، كه فرزندانى داشته، و از بین آنان برگزیده شده باشد، چون در آیه دلالتى نیست بر اینكه از اول خلقتش و قبل از فرزنددار شدنش به این مقام رسیده باشد. علاوه بر این اگر اصطفاء آدم، و برگزیده شدنش از بین انسانهاى اولى باشد،- كه مستدل هم همین را مى گوید-، این اصطفاء براى آدم فضیلتى نمى شود، چون مستدل مى گوید آدم به خاطر عقل دار بودنش اصطفاء شد، و داشتن عقل اختصاص به آدم نداشت، فرزندان او نیز عقل داشتند، پس تمامى بنى آدم نسبت به انسانهاى اولى اصطفاء دارند، و اینكه در آیه اصطفاء را تنها به آدم نسبت داده، تخصیص بدون مخصص است. بنابر این اصطفاى آدم به این معنا است كه او را اولین مخلوق و پدیده از بنى نوع بشر قرار داده، در زمین جایش داد و در این باره فرمود:" و إذ قال ربك للملائكة إنی جاعل فی الأرض خلیفة" « سوره بقره آیه 30».و نیز آن جناب اولین كسى است كه باب توبه برایش باز شد، و در باره توبه او فرمود: " ثم اجتباه ربه فتاب علیه و هدى " « سوره طه آیه 122- 123» و اولین كسى است كه برایش دین تشریع شد، و در آن باره فرمود:" فإما یأتینكم منی هدى، فمن اتبع هدای فلا یضل و لا یشقى " « سوره طه آیه 122- 123» و این خصوصیات كه ذكر شد از مختصات حضرت آدم (ع) است، و فضائل بسیار بزرگى است كه كسى چنین فضائلى ندارد.
و نیز استدلال كرده اند به آیه" و لقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لآدم" ترجمه: ما نخست شما را خلق و سپس تصویر كردیم، آن گاه به ملائكه گفتیم كه به آدم سجده كنید (سوره اعراف، آیه 11) به این بیان كه كلمه" ثم" در جایى استعمال مى شود كه بین ما قبل و ما بعدش زمانى فاصله شده باشد. و در آیه شریفه بین تصویر، و خلقت" ثم" فاصله شده، كه مى رساند بین آن دو فاصله زمانى بوده، پس انسان قبل از خلقت آدم وجود داشته و پس از انسان آدم وجود یافت، و ملائكه مامور به سجده بر وى شدند. لیكن این استدلال صحیح نیست، زیرا كلمه" ثم" همه جا براى افاده تاخیر زمانى نمى آید، و در بسیارى از موارد تنها ترتیب كلامى را مى رساند، و حتى در كلام خداى تعالى بسیارى اوقات تنها براى این منظور آمده است.
و نیز براى اثبات فرضیه مذكور به آیه" و بدأ خلق الإنسان من طین ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین ثم سواه و نفخ فیه من روحه" ترجمه: خلقت انسان را از گل آغاز كرد، سپس نسل او را از چكیده اى از آبى خوار قرار داد، و سپس او را تسویه و صورتگرى نموده و از روح خود در او بدمید (سوره سجده، آیات 7- 9) استدلال شده است.به این بیان كه آیه اولى از آنها متعرض آغاز خلقت بشر است، و مى فرماید كه خلقت اولى بشر از خاك بوده، خاكى كه مبدأ مشترك پیدایش همه افراد است، و آیه سوم مساله صورتگرى و نفخ روح در آدم را بیان مى كند كه آخرین مرحله تكامل انسانى است، و چون این دو مرحله را با كلمه" ثم" عطف كرده، مى فهماند كه فاصله زمانى معتنابهى در بین این دو مرحله بوده.و این زمان متوسط همان زمانى است كه بین سایر انواع فاصله مى شده، تا هر نوعى به نوع بالاتر خود تطور پیدا كند، و با این تطور تدریجى انسان كامل شود، (مثلا اگر بین میمون تا انسان اولى بى شعور یك میلیون سال فاصله شده، بین آن انسان و انسان داراى شعور نیز، یك میلیون سال فاصله شده است) مخصوصا از كلمه" سلالة" به خاطر اینكه نكره است، و دلالت بر عموم مى كند، فهمیده مى شود كه هر نوع كاملترى از سلاله اى از نوع ناقص تر درست شده است.
علامه می فرماید: این استدلال نیز درست نیست، زیرا جمله" ثم سویه" عطف شده به جمله" بدء" و چون آیات در مقام بیان ظهور و پیدایش نوع انسانى از راه خلقت است، و اینكه ابتداى خلقت انسان كه همان خلقت آدم باشد از گل بوده، و سپس مبدل شده به سلاله اى از آب مخصوص تا فرزندانش پدید آیند، و سپس خلقت این نوع یعنى خود آدم و فرزندانش به وسیله صورتگرى و نفخ روح پایان پذیرفت.و این معناى صحیحى است كه قابل انطباق با لفظ آیه است، و لازم نیست كه ما جمله" ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین" را بر انواع متوسط بین خلقت از گل و بین تسویه و نفخ روح بگیریم، و نكره بودن" سلالة" نیز هیچ مستلزم عمومیت نیست، چون اگر شنیده اید كه نكره عمومیت را مى رساند، در جایى است كه در سیاق نفى باشد، نه سیاق اثبات، و سیاق آیه مورد بحث، سیاق اثبات است.

نتیجه با توجه به آیات قرآن
آیات كریمه قرآن ظاهر قریب به صریح است در اینكه بشر موجود امروزى- كه ما افرادى از ایشانیم-، از طریق تناسل منتهى مى شوند به یك زن و شوهر معین، كه قرآن نام آن شوهر را آدم معرفى كرده، و نیز صریح است در اینكه این اولین فرد بشر و همسرش از هیچ پدر و مادرى متولد نشده اند، بلكه از خاك یا گل یا لایه یا زمین، به اختلاف تعبیرات قرآن- خلق شده اند.این آن معنایى است كه آیات با ظهور قوى خود، آن را افاده مى كنند، چیزى كه هست ظهور آیات در این معنا به حد صراحت نمى رسد، و نص در این معنا نیست، تا نشود آن را تاویل كرد، از سوى دیگر، مساله از ضروریات دین هم نیست، تا منكر آن مرتد از دین باشد، بله ممكن است این معنا را از ضروریات قرآن دانست، كه نسل حاضر بشر منتهى به مردى به نام آدم است.و اما آدم كیست؟ آیا مقصود از این كلمه، آدم نوعى است؟ یعنى طبیعت انسانیت كه در همه افراد وجود دارد؟ و یا عده معدودى از افراد بشر است كه ریشه هاى انسانهاى امروز بوده اند؟ و یا فردى از جنس انسان است كه نامش آدم است؟، معلوم نیست.
و بنا بر اینكه فردى از نوع انسان باشد آیا این فرد متولد از نوعى دیگر از حیوانات مثلا میمون بوده، و از طریق تطور انواع و پیدایش فردى كاملتر از فردى كامل، و فردى كامل از فردى ناقص، و همچنین ناقصى از ناقص تر، بوجود آمده؟یا آنكه فرد نامبرده انسانى كامل و داراى كمال فكر بوده، كه از یك جفت انسان غیر كامل و غیر مجهز به جهاز تعقل، متولد شده است، و مبدأ ظهور و پیدایش نوع انسانهاى مجهز به تعقل و قابل تكلیف شده؟ كه بشر موجود در عصر حاضر نوع كاملى از انسان باشد كه هر فرد آن منتهى شود به انسان اول، كه او نیز فردى كامل بوده به نام آدم، كه او از طریق تطور از نوع دیگرى از انسان متولد شده، كه آن نوع ناقص و فاقد عقل بوده، و همچنین آن نوع نیز منتهى شود به نوعى دیگر، و این سیر قهقرى در انواع حیوانات ادامه داشته باشد، تا در آخر منتهى شود به بسیطترین و ساده ترین حیوان، كه از هر حیوان دیگر ناقص تر باشد.و به عكس اگر از آن حیوان ناقص و ساده شروع كنیم، لا یزال از ناقصى به كاملى، و از كاملى به كامل ترى برسیم، تا منتهى شویم به انسان، اما انسان بدون تعقل، و سپس از آن حیوان منتقل شویم به انسان كامل، كه تمامى این انواع همه در یك سلسله قرار داشته، و بهم متصل و از یكدگر متولد شده باشند، بطورى كه آن حیوان ساده اى كه گفتیم، جد اعلاى انسان امروزى باشد.و یا آنكه سلسله توالد و تناسلى كه فعلا در بین ما انسانها هست، پس از رسیدن به آدم و همسرش منقطع شود، و آدم و همسرش از زمین تكون یافته باشند، و از مادر و پدرى متولد نشده باشند، هیچ یك از این چند صورت ضرورى دین اسلام و قرآن كریم نیست.
و به هر تقدیر ظاهر آیات قرآنى همین صورت اخیر است، یعنى از ظاهر قرآن بر مى آید كه نسل حاضر بشر منتهى به آدم و همسرش مى شود، و آدم و همسرش از پدر و مادرى متولد نشده، بلكه از زمین تكون یافته اند.چیزى كه هست آیات قرآنى بیان نكرده كه چگونه آدم از زمین خلق شد، آیا در خلقت او علل و عوامل خارق العاده دست داشته؟ و آیا خلقتش به تكوین الهى آنى بوده، بدون اینكه مدتى طول كشیده باشد پس جسد ساخته شده از گل، مبدل به بدنى معمولى و عادى و داراى روح انسانى شده؟ و یا آنكه در زمانهایى طولانى این دگرگونى صورت گرفته، و استعدادهایى یكى پس از دیگرى در او تبدل یافته، و نیز صورتهایى یكى پس از دیگرى به خود گرفته، تا آنكه استعدادش براى گرفتن روح انسانى به حد كمال رسیده، آن گاه آن روح در او دمیده شده است، و كوتاه سخن نظیر نطفه در رحم علل و شرایطى یكى پس از دیگرى در او اثر كرده است؟ هیچ یك از این احتمالات در قرآن كریم نیامده است.
تنها روشن ترین آیه اى كه در باره خلقت آدم در قرآن دیده مى شود آیه" إن مثل عیسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فیكون" « سوره آل عمران، آیه 59» است، چون این آیه شریفه در پاسخ از احتجاج مسیحیان بر پسر بدون عیسى براى خدا نازل شده، مسیحیان احتجاج مى كردند به اینكه او بدون پدرى از جنس انسانى، به دنیا آمده، و حال آنكه هر كس به دنیا بیاید از پدرى متولد مى شود، پس پدر عیسى باید خدا باشد، آیه شریفه در پاسخ آنان مى فرماید: صفت عیسى (ع) مانند صفت آدم است، كه خداى تعالى او را از خاك زمین خلق كرد، بدون اینكه پدرى داشته باشد، كه از نطفه او متولد شود، پس چرا مسیحیان نمى گویند آدم پسر خدا است.
و اگر مراد از خلقت از خاك، منتهى شدن خلقت آدم به خاك باشد، همانطور كه همه جانداران متولد از نطفه نیز خلقتشان منتهى به زمین مى شود، در این صورت معناى آیه چنین مى شود كه: صفت عیسى كه پدر ندارد مانند صفت آدم است كه خلقتش منتهى به خاك مى شود، هم چنان كه همه مردم نیز چنینند.و معلوم است كه در این صورت دیگر آدم خصوصیتى ندارد، تا به خاطر آن عیساى بدون پدر را با وى مقایسه كنند، و در نتیجه آیه شریفه بى معنا مى شود، یعنى احتجاج علیه نصارى و پاسخ به دلیل آنان نمى شود.
با این بیان روشن مى گردد كه تمامى آیات قرآنى كه از خلقت آدم از تراب، و یا گل یا امثال آن خبر مى دهد، همه بر مدعاى ما دلالت مى كند، یعنى مى فهماند كه خلقت او آنى، و بدون گذشت زمان، و بدون پدر و مادر بوده، و گرنه دیگر براى آدم خصوصیتى نمى ماند، كه تنها خلقت او را به رخ ما بكشد، و بفرماید من او را از خاك یا گل خلق كرده ام، چون در این صورت تمامى حیوانات و انسانها نیز خلقتشان به گل و خاك منتهى مى شود. پس اگر فرموده:" إنی خالق بشرا من طین" ترجمه: من یك فرد بشر را از گل آفریدم (سوره ص، آیه 71) و یا مى فرماید:" و بدأ خلق الإنسان من طین" ترجمه: خلقت انسان را از گل آغاز كرد (سوره سجده، آیه 8.) همه دلالت دارد بر اینكه خلقت آدم با خلقت سایر افراد بشر و سایر جانداران فرق داشته است.

منابع:

ترجمه الميزان، ج‏4، ص: 228

ترجمه الميزان، ج‏3، ص: 259

3- ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 380-387

چگونگی پیدایش نخستین انسان از دیدگاه فلاسفه، متون مذاهب و ادیان (1)

تحقیق درباره چگونگى پیدایش نخستین مراحل ساختمان جسمانى و جنبه هاى ادراکى و روحى اولین انسان، از دیرزمان مورد توجه علماى دین، فلاسفه و راویان تاریخ بوده و از جمله موضوعات مورد علاقه بشر بوده است، چرا که براى انسان که یکى از ویژگیهاى مهم او پرسشگرى و تلاش براى دانستن است، شناخت ریشه ها و چگونگى پیدایش نسل و نوع و نژاد او جالب و شایان توجه است.تبارشناسى، به گونه جدید، با عنوان انسان شناسى ادامه دارد، عنوانى که در قرن شانزدهم سرزبانها افتاد و در بهترین تعریف خود عبارت است از: بررسى اصل و تبار انسان همراه با رشد مادى، اجتماعى، فرهنگى و رفتارى او، در گذشته و حال. برجسته ترین زیر عنوان انسان شناسى عبارت است از انسان شناسى طبیعى و انسان شناسى فرهنگى که در انسان شناسى طبیعى پیدایش، ریشه و تبار انسان به عنوان یک پدیده زیست شناختى مورد مطالعه قرار مى گیرد و در انسان شناسى فرهنگى، بررسى جنبه هاى فرهنگى او را پوشش مى دهد. تاریخ انسان شناسى طبیعى، دیدگاه هاى متنوعى را درباره چگونگى پیدایش نخستین انسان، از زبان فلاسفه و متون مذاهب و ادیان روایت مى کند:

1. رویش از زمین
باور به رویش انسان از زمین یکى از دیدگاه هاى کهن درباره پیدایش انسان است که شاید نخستین بار توسط فردى به نام (لوکرتیوس) در یونان باستان مطرح گردید.

2. خاستگاه کیهانى انسان
نظریه (پان اسپرمى) یکى دیگر از دیدگاه هاى انسان شناختى کهن و برگرفته از تعالیم فیلسوف یونانى، آنکسا غورس (یا آناکساگوراس) (428- 500 ق، م) مى باشد که مى گفت: حیات از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت و آفرینش و فنا به آن راه ندارد، جنینهاى اثیرى یا تخمهاى تغییرناپذیر بسیار خرد به نام (اسپرماتا) در پهنه عالم پراکنده اند و از هوا توسط باران به زمین منتقل مى شوند و در خاک مرطوب زمین بارور مى گردند و از همین نطفه هاست که موجودات زنده، حتى آدمى پدید مى آیند.عقیده پان اسپرمى در قرن 19 و 20 نیز دانشمندانى مانند (یوستون فون لبیگ) (1873 - 1803م) شیمى دان آلمانى و (هرمان فون هلمهولتز)(1894- 1821 م) فیزیکدان آلمانى را تحت تأثیر قرار داد.

3. نظریه ترانسفورمیسم
ترانسفورمیسم یا تکامل انواع، زنده ترین و پرماجراترین دیدگاه درباره شناخت نخستین انسان است که هم ریشه در تاریخ دارد و هم در عصر دانش تجربى به صورت جدى به بحث گرفته شده و مى شود.
در میان فلاسفه پیش از میلاد که به عنوان طراحان نظریه ترانسفورمیسم شناخته شده اند، سخن فیلسوف چینى (تسون تسه) که 2500 سال پیش مى زیسته قابل توجه است که مى گوید: تمام سازمانها اصولا از یک واحد شروع شده اند. این نوع واحد به مرور زمان، مراحل گوناگون و تغییرات مداوم یافته است که موجب پیدایش شکلهاى مختلف و اجسام و موجودات متنوع گشته است، این موجودات تازه بلافاصله صورت هاى مختلفى پیدا نمى کردند و با نوع قبلى خود تفاوت زیاد نداشته اند، بلکه بر عکس، اختلاف و تمایز آنها بر اثر تغییرات تدریجى و در طى نسلهاى پشت سرهم صورت گرفته است.
کالبد شکافى انسان، فصلى دیگر در انسان شناسى طبیعى
انسان شناسى طبیعى در غرب، کالبدشناسى را مى طلبید که از نگاه توده مردم آن دیار با نوعى حرمت شکنى و قداست زدایى همراه بود، بدین دلیل که انسان بر مبناى آموزه هاى کتاب مقدس، به عنوان موجود فوق طبیعى قلمداد مى شد و شایسته گرامى داشت بود، بدین رو حتى پس از قرون وسطى کالبد شکافى، جرم تلقى مى شد.در سال 1543 میلادى حرمت کالبد آدمى، از سوى پزشکى بلژیکى با نام (اندرآس و سالیوس) (1564 - 1514 م) شکسته شد و او اطلس دقیقى از کالبد انسان چاپ کرده و راه را براى بررسى دقیق تر جسم انسان باز کرد. طبیعى شدن ارگانیزم انسانى، نخستین گام به سوى پرسشهاى جدید بود و براى پویندگان این وادى، این سؤال پدید آمد که: آیا میمون آدم نما یک حیوان است یا یک انسان؟مطالعه تاریخ طبیعى انسان، زمانى وارد مرحله جدید شد که نمونه هاى میمون آدم نما در اروپا شناخته شد و نخستین توصیف از آن به وسیله پزشک هلندى (نیکولائوس تلب) ارائه گردید. و (کار ادوارد تیس) طبیب انگلیسى در پایان سده هفدهم میلادى، مطالعه اى روى بقایاى یک شامپانزه و یک انسان انجام داد که بر اساس آن 48 خصوصیت وظایف الاعضائى، همانندى بین آن دو را نشان مى داد و 34 ویژگى میمون را به جانوران پیوند مى داد. بر اساس این تحقیق، مفهوم تداوم رابطه نسبى بین حیوانیت و انسانیت، بر شکاف بین آن دو مى چربید، و با این تصور، فرضیه زنجیره عظیم هستى که بیانگر نظم و به هم پیوستگى در میان موجودات طبیعى، از ساده ترین تا پیچیده ترین بود، مطرح شد. و بدین ترتیب زمینه براى توجه بیش تر به نظریه ترانسفورمیسم فراهم آمد.
ارزمس داروین (1831 - 1802م) پدر بزرگ داروین نیز عقیده داشت که جانوران در همه مراحل تکامل در پیکارند، در جریان این پیکار، جانداران با پدید آوردن اندامهاى تازه براى پاسخگویى به نیازمندى ها و مقتضیات خویش در سایه تلاش و کوشش (نه با انتخاب طبیعى گونه هاى برتر بر حسب اتفاق، آن گونه که چارلز داروین یک قرن بعد گفت) مراحل تکامل را مى پیمایند.چارلز داروین که در پرتو دانش دیرین شناسى، دانش تشریح و دانش جنین شناسى، به مطالعه اسکلتهاى فسیل شده موجودات حیوانى، استخوانبندى حیوان و انسان و نحوه رشد جنین پرداخته و بدین نتیجه رسیده بود که آدمى از بعضى حیوانات اشتقاق یافته است; براین باور بود که تفاوتهایى بین افراد یک نوع وجود دارد، وقتى که به دلیل ناکافى بودن مواد معیشتى، پیکار براى زنده ماندن شروع مى شود، آن فرد و افرادى که تمایز مناسب بهره بردن و زنده ماندن را دارند، در میدان رقابت; برنده مى شوند، و ناتوانها راه نابودى را پیش مى گیرند و تمایزها از طریق وراثت به نسل بعدى منتقل مى شوند و شکل کامل ترى را پدید مى آورند و تمام این تغییرات اتفاقى مى باشند و در دامن طبیعت به وجود مى آیند و خواست و تلاش خود حیوان در آنها دخالتى ندارد.

ترانسفورمیسم در نگاه نقادان
ترانسفورمیسم به گونه داروینیستى اش، با واکنش منفى ارباب کلیسا و پژوهشگران حوزه دانش تجربى رو به رو گردید و موفقیت چشم گیرى به دست نیاورد.کلیسا و متون مقدس که با دانش تجربى - از اخترشناسى گرفته تا زمین شناسى جدید - همخوانى نداشت و تضعیف شده بود، این بار نیز توان رویارویى جدى با نظریه تکامل را که با نص کتاب مقدس در تضاد بود، نداشت. نص گرایان به قصد دفاع از کتاب مقدس، به توجیه مبانى نظریه تکامل دست یازیدند. فلیب گوس (1815 - 1888 م) طبیعى دان انگلیسى بر این بود که خداوند، به همه آن سنگواره ها (فسیلها) نقش دو پهلو و غلط انداز داده است تا ایمان انسان را بیازماید. پژوهندگان پروتستان، روایت کتاب مقدس را تعبیر شاعرانه و کنایى از اذعان به اتکاى جهان به خداوند گرفتند، اذعانى که از نظر آنان با قول به تکامل - همچون شیوه آفرینش گرى خداوند - ناسازگار نبود. نواندیشان (تجدد خواهان) مى گفتند: کتاب مقدس سراپا و تنها یک سند و ساخته بشرى است. کاتولیکها -که کتاب مقدس و تفسیر مجتهدانه کلیسا را با هم حقایق منزل دانسته و معتقد بودند که حقیقت، سطوح و ساحتهاى مختلف دارد و راه تفسیر کتاب مقدس مسدود نیست - اول نظریه تکامل را تخطئه کردند، ولى سرانجام پذیرش آن از سوى آنها رو به فزونى نهاد و جسم انسان را تحول یافته از صورت ساده حیوانى دانستندو تنها روح را افاضه الهى تلقى کردند. بین دانشمندان علوم طبیعى و تجربى نیز نظریه تکامل با تردیدهایى روبه رو گردید. تامس هاکسلى (1825 - 1895 م) زیست شناس انگلیسى که از حامیان این نظریه به حساب مى آید، مدعى بود که دلایل انتخاب طبیعى براى اثبات تغییر انواع کافى نیستند. پیدایش اتفاقى حیوانات و صفات آنها، یکى دیگر از زمینه هاى مورد نقد، در نظریه تکامل است، که حتى توجه خود داروین را نیز به خود جلب کرده است، آنجا که مى گوید:درک این جهان عظیم و شگفتى آفرین از جمله انسان… یعنى حمل هستى این جهان بر وجود بخت و اتفاق یا ضرورت کور، امکان پذیر نمى نماید. وقتى که به این شیوه تأمل مى کنم، احساس مى کنم ناچارم قائل به وجود یک علت اولى باشم که ذهنش هشیارى کما بیش شبیه به انسان داشته باشد; و سزاوارم که خداشناس نامیده شوم… ولى سپس این شک در خاطرم خلجان مى کند: آیا به ذهن انسان که به اعتقاد راسخم از وضعى نظیر ذهن نازل ترین حیوانات ارتقا و تکامل یافته است، اعتماد هست که چنین استنباطهاى شکوهمندى به عمل آورد.
(ورگو) متخصص علوم طبیعى، شک و تردیدش را نسبت به قرابت خیالى میان انسان و میمون این گونه توضیح مى دهد: ما وقتى که در ساختمان انسانى که مربوط به دوران چهارم است - همان انسانى که باید به میمون نزدیک تر باشد تا انسان - دقیق مى شویم، آن را مشابه با خودمان مى یابیم. اشکال مهم تر، اینکه داروینیسم، فضایل اخلاقى و ارزشهاى انسانى را بایستى غیرعلمى و ناسازگار با تکامل بداند، زیرا بر اساس این نظریه جنگ و جدال اقوام و ملل، بلکه اشخاص با یکدیگر، امرى طبیعى است و حق با کسى است که نیرومند و غالب مى شود و ناتوان مغلوب، مظلوم نیست، و اگر این سخن مقبول باشد، صلح طلبى و سلامت خواهى و رأفت و رحمت، خلاف طبیعت خواهد بود و باید گذاشت مردم بدرند و هر نوع سبعیت را مرتکب شوند.به همین دلیل هربرت اسپنسر که قبل از داروین در پى اثبات این بود که آزادى عمل بخش خصوصى در تجارت با ضوابط اکید طبیعت که سرانجام بهبود زیستى به بار مى آورد هماهنگ است; در تنازع تکاملى داروینى، توجیه ادعاى خود را بازیافت. نامبرده تنازع بین آدمها و فناى قطعى ضعفا را عامل اجتناب ناپذیر تکامل به حساب مى آورد و در سال 1884 اعلام داشت که باید افراد بیکار یا افرادى را که به جهاتى سربار جامعه هستند از میان برد، نه آن که بدانها کمک و یا از آنها دستگیرى کرد.


4. نظریه ثبات انواع یا فیکسیسم
آفرینش مستقل و معجزه آساى نخستین انسان که مورد باور اکثر قریب به اتفاق فلاسفه و دانشمندان گذشته بوده و تا سال 1826، اعتقاد مردم اروپا را به خود اختصاص داده بود; تکیه گاهش آموزه هاى ارسطویى و سرچشمه اش تورات و انجیل شناخته شده است و در قرن هفده و هجده توسط دانشمندانى چون (جان رى) (1705 - 1627 م)، و (کارل لینه) (1778 - 1707 م) و (جورج گوویه) (1832 - 1769م) به مرحله اتقان و استحکام رسیده است. فیکسیسم نه تنها انواع جانوران و انسان را داراى آفرینش مستقل و تغییرناپذیر مى داند که در دامن خود نظریه (تشکیل قبلى) را نیز پرورانده است و (گوویه) که از پایه گذاران نظریه ثبات انواع است، به (تشکیل قبلى) نیز باور داشت.بر اساس نظریه تشکیل قبلى، تخم پیش از لقاح، شامل موجود کاملى است که براى رشد آماده است. وجود این موجود نیز باید شامل تخمهایى باشد که در هر یک از آنها موجود کاملى باشد، موجودات مزبور نیز از نو تخمهایى شامل موجودات دیگر دارند و همین طور! بر این اساس در جسم (حوا) طبقه به طبقه تخمهاى مربوط به نسلهاى آینده وجود داشته است.ولى (لیونهوک) در سال 1679 میلادى مدعى شد که موجودات قبلى در اسپرماتوزوئید است. بدین ترتیب اختلافى پدید آمد که آیا اساس بشریت در تخم حوا بوده یا داخل اسپرماتوزوئید آدم(ع).به هر حال نظریه (تشکیل قبلى) توانست توجه دانشمندى چون (هالرو شارل بونه) را جلب کند و دانشمندان بزرگى را به هواخواهى از خود، وا دارد.
قدیمى ترین متن دینى که نظریه ثبات انواع در آن با صراحت مطرح است، باب هاى نخست تورات است که مورد پذیرش دنیاى مسیحیت نیز هست و باید از طریق مطالعه این متون با ابعاد نظریه فیکسیسم آشنایى به دست آورد.

داستان آدم در تورات
برپایه آنچه در تورات است، خداوند، آدم را یکسره ازخاک آفریده و با دمیدن روح، او را نفس زنده ساخته و حوا را از دنده چپ او آفریده و سپس هر دو را در باغ عدن سکنى داده است. آن گاه به آن دو فرمان داده که از همه درختان آن باغ بهره گیرند جز از درخت معرفت نیک از بد که اگر از آن بخورند خواهند مرد. در اینجا مار - و بنابر بعضى تفسیرها شیطان که به صورت مار درآمده بود - حوا را فریب داد تا از آن درخت خورد و به آدم نیز داد. پس از آن بود که چشمان آن دو باز شد و خود را برهنه دیدند. خداوند پس از این نافرمانى ایشان را سرزنش کرد و پس از پوشاندن آنان، از باغ عدن بیرون شان کرد تا مبادا از درخت حیات بخورند و مانند خود او جاودانه گردند.آنچه گذشت چکیده اى بود از آنچه در باب اول تا پنجم تورات در این باره آمده است. در سفر تکوین و کتاب آفرینش تورات، از نقش شیطان و فرشتگان در قصه آدم، یادى نشده است، ولى در کتب بین العهدین (حکمت سلیمان، 2 / 23) آمده است: خداوند انسان را براى بى مرگى و به صورت جاودانگى خود آفرید، اما ابلیس بر آدم حسد برد و او را به نافرمانى و گناه کشید و از این رو مرگ به جهان راه یافت.در کتاب تلمود نیز از فراخوانده شدن فرشتگان به رایزنى درباره آفرینش آدم و تقسیم شدن آنها به دودسته موافق و مخالف و فرمان الهى به سجده فرشتگان بر آدم و سرپیچى شیطان از سجده بر آدم و جهنمى شدن او و…، سخن رفته است. بعضى از شارحان سفر پیدایش براین مطلب عقیده دارند که شیطان پس از محرومیت خود از سعادت ابدى، تصمیم گرفت که خوشى زوج مقدس را با واداشتن آنها به سرپیچى از فرمان خداوند، به اندوه و خوارى بدل سازد. پیش از آن از سوى فرشتگان به آدم و حوا، تاریخ گذشته ابلیس و نیز تصمیم او بر اغواى آن دو یادآورى شده بود تا با هم باشند، و بدین وسیله با خطر توطئه شیطان رویارویى نمایند، به رغم همه اینها روزى حوا از آدم فاصله گرفت و در نبود او علاقه شدیدى به درخت ممنوعه پیدا کرد. شیطان از این فرصت سود برده و توسط مارى از زن پرسید..ولى (ویلیام میلر) مفسر تواناى انجیل در اثر خود (مسیحیت چیست) مى گوید: شیطان به صورت مار داخل باغ شد و (حوا) را راضى کرد تا از میوه آن درخت بخورد و حوا آدم را نیز به تناول از آن میوه وا داشت.به هر حال دشمنى شیطان با آدم و حوا و نقش فرشتگان در قصه آن دو، به گونه اى نزد اهل کتاب پذیرفته شده است، گرچه سفر پیدایش به این مطلب اشاره یا تصریحى ندارد.

پیامد گناه آدم براى نسل او
در میان مطالب مختلفى که در متن قصه آدم به چشم مى خورد، گناه زوج مقدس با اهتمام بیش ترى، از سوى مفسران کتاب مقدس، مورد مطالعه قرار گرفته است.گناه آدم که از نظر (ویلیام میلر) یک عصیان عمدى و مخالفت آگاهانه با اراده الهى بود ،علاوه بر چند اثرى که در تورات مطرح شده اند، پیامد شخصى و نوعى دیگرى را نیز داشته است. از نظر کلیسا خداوند به آدم دو نوع موهبت داده بود:
1. موهبت ذاتى یعنى اراده و عقل که به یارى آنها مى توانست آفریدگار خود را بشناسد و از خواست و اراده او پیروى کند.
2. موهبتهاى اضافى که عبارتند از ایمان، محبت، علم به حقایق امور، جاودانگى، قدرت غلبه بر شهوات و آزادى از درد و بیمارى، ولى آدم از عقل خود چنان که باید، بهره نگرفت و نافرمانى کرد و گناهکار شد و از مقامش فرو افتاد، و به اعتقاد کلیساى کاتولیک، پس از سقوط، تنها موهبتهاى اضافى را از دست داد، ولى کلیساى پروتستان، سقوط آدم را موجب فساد تمام موهبتهاى او مى داند. علاوه بر آثار شخصى، گناه آدم، پى آمد نوعى نیز داشت که عبارت است از گناه آلوده شدن نوع بشر و این در نامه پولس رسول به رومیان قابل مطالعه است که در آن آمده است: به همین جهت هم چنان که به وساطت یک آدم، گناه داخل جهان گردید، و به گناه موت، و به این گونه موت بر همه مردم طارى گشت، از آنجا که همه گناه کردند(باب 5 آیات 12 و 13). در رابطه با نحوه انتقال گناه آدم و حوا به نسل آنها دو دیدگاه به نام (نظریه آفرینشى) و (نظریه انتقال) مطرح است که دیدگاه نخست، نظریه رایج کلیساى ارتدوکس شرقى را تشکیل مى دهد و بر اساس آن گناه در جسم که محل شهوات است ادامه مى یابد و در عمل زناشویى از پدر به پسر منتقل مى شود. بر اساس نظریه دوم که توسط (ترتولین) متکلم مسیحى سده سوم میلادى مطرح شده است، روح چون جسم در نطفه از پدر به فرزند منتقل مى شود و گناه نه تنها در جسم بلکه در روح نیز مضمراست و در طى توالد و تناسل از نسلى به نسل دیگر مى رسد.

منابع:

1-مجله پژوهش های قرآنی شماره 15 و 16 ، مقاله تحلیل داستان آدم در قرآن ، نوشته سید ابراهیم سجادی

2-لاندمان، انسان شناسى فلسفى، ترجمه رامپور صدرنبوى،ص 5-3

3-على اصغر حلبى ، انسان در اسلام و مکاتب غربى، ص 14 و ص 137 – 127

4-دانیل بیتس و فرد پلاک، انسان شناسى فرهنگى، ترجمه محسن ثلاثى ، ص 20 و 29

5-آپارین، حیات، طبیعت، منشأ و تکامل آن، ترجمه هاشم بنى طرفى، ص 10و11

6-محمود بهزاد، ، داروینیسم و تکامل، ص 201 و ص 103

7-ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاء الدین خرمشاهى، ص 106 و 112 و ص 120- 125 و 605

8-علوى طباطبایى، محمد جواد،آفرینش در قرآن، ص 116

9-جواهر لعل نهرو، نگاهى به تاریخ جهان، 2/ 1004 – 1055

10-دائرة المعارف بزرگ اسلام، مقاله آدم و یهودیت، 1/ 173

11-تفسیر نمونه ، ج6/ 122

12-دائرة المعارف بزرگ اسلامى، مقاله آدم و مسیحیت، 1/ 179

13-دان کیوپیت، دریاى ایمان، ترجمه حسن کامشاد، طرح نو/ 112 - 111و 119 – 118

14-دائرة المعارف بزرگ اسلامى، مقاله آدم در آیین زرتشتى، 1/ 180

شبهه چگونگی ازدواج فرزندان آدم و انتشار نسل حضرت آدم (1)

اصل شبهه: برخی بر اساس مبانی عقلی و نقلی شبهه ای را ذکر نموده اند که: از آدم و حوا دو فرزند به نام هابیل و قابیل به وجود آمدند و سلسله نسل از آنها پدید آمد، نسل آدم چگونه انتشار پیدا کرد؟
فرزندان حضرت آدم با چه کسانی ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با خواهران خودشان ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با همسرانی از جنس ملک یا جن ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با انسان های دیگر ازدواج کرده اند؟ اگر با خواهران خود ازدواج کرده باشند با توجه به حرمت ازدواج برادر و خواهر در تمام ادیان و شرایع، چگونه این ازدواج قابل توجیه است؟ آنها می گویند در اسلام ازدواج با محارم حرام است بنابر این انسان چگونه پس از حضرت آدم تكثیر یافته است؟ آنها بیان می دارند که قران منحصر بودن نسل انسان در آدم و حوا، تنها با ازدواج فرزندان آنها با همدیگر را اثبات نموده است. اولین سؤالی كه با این سخن پیش می آید، این است كه این عمل در اسلام و بنا به آنچه كه معروف است در سایر شرایع، حرام و ممنوع بوده است. اگر بگوییم بنا به مصلحتی بوده باز اشكال می شود كه تجویز چنین ازدواجى(ازدواج خواهر و برادر) هم مخالف با فطرت بشر و همچنین، مخالف با شرایع انبیا است كه آن نیز طبق فطرت است، هم چنان كه خداى عز و جل فرموده: " فأقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم" « سوره روم آیه 30»، و حاصل مفاد آیه این است كه شرایع الهى همه مطابق با فطرت است و دین پایدار هم دینى است كه چنین باشد.همچنین آنها شبهه وارد نموده اند که اینگونه ازدواج با قوانین طبیعى یعنى قوانینى كه قبل از پیدایش مجتمع صالح در بشر به منظور سعادتش، در انسان ها جارى بوده نمى سازد، زیرا اختلاط و انسى كه در بین افراد یك خانواده برقرار است غریزه شهوت و عشق ورزى و میل غریزى را در بین خواهران و برادران باطل مى كند، و به قول مونتسكیو حقوقدان معروف در كتابش روح القوانین: " علاقه خواهر برادرى غیر از علاقه شهوانى بین زن و مرد است" او می گوید: این عمل مخالف قوانین طبیعی است چرا كه بر اساس قانون طبیعت، اجتماع انسانی برای سعادت او شكل گرفته است ولی آمیزش درون خانواده و منزل غریزة عشق و محبت بین خواهر و برادر را از بین می برد.
عناصر منطقی شبهه:
1- طبق آیات قران قران نسل انسان در آدم و حوا، تنها با ازدواج فرزندان آنها با همدیگر منحصر بوده است.
2- در حالی که این موضوع اولا این عمل در اسلام و بنا به آنچه كه معروف است در سایر شرایع، حرام و ممنوع بوده است و ثانیا بر خلاف فطرت انسانی و قوانین طبیعی است.
3- بنابر این اینکه قرآن فرموده نسل انسان در آدم و حوا، تنها با ازدواج فرزندان آنها با همدیگر منحصر بوده، درست نیست.
پاسخ شبهه:
در كتابهای تاریخی در مورد چگونگی تولید مثل حضرت آدم و حوا ـ علیهما السلام ـ نظرات مختلفی وجود دارد .تناسل طبقة اول انسان، یعنی آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتیجه اش متولد شدن پسران و دخترانی و به عبارت دیگر خواهران و برادرانی گردیده است و در این باره بحثی نیست، بحث در این است كه طبقة دوم بشر یعنی همین خواهران و برادران چگونه و با چه كسانی ازدواج كرده اند؟ آیا ازدواج در بین خود آنان بوده و یا به طریقی دیگر صورت گرفته است؟ كه در این رابطه با توجه به روایات و آراء دانشمندان سه نظریه مطرح می باشد.

1. ازدواج و تناسل فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ به این نحو بوده است كه خداوند برای هر یك از پسران و دختران، زوجی از فرشتگان و جنیان آفرید و اولاد آنها با یكدیگر به صورت پسر عمو و دختر عمو در آمدند و تكثیر نسل صورت گرفت. «زراره» به نقل از امام صادق ـ علیه السلام ـ در رد نظر اهل سنت پیرامون ازدواج برادران و خواهران با یكدیگر می گوید: وای بر این گروه كه نظرات آنها نه موافق نظرات فقهای حجاز است و نه مطابق آراء فقیهان عراق. خداوند دو هزار سال قبل از خلقت آدم امر فرمود تا بر لوح محفوظ نقش بندند كه ازدواج برادر و خواهر با یكدیگر از محرمات است پس چگونه است اینگونه نظرات در حالیكه ما هیچ اثری از حلیت این موضوع در كتب آسمانی مثل تورات و زبور و فرقان(قرآن) نمی یابیم براستی كه اینگونه برداشتها چیزی نیست مگر تقویت نظریة مجوسیان.» آنگاه حضرت پیرامون پیدایش نسل آدم و ذریه او اینگونه فرمودند: «آدم ـ علیه السلام ـ در هفتاد بار زایمان حوا ـ علیه السلام ـ صاحب یكصد و چهل دختر و پسر شد(حضرت حوا در هر حمل صاحب دو قلو، یكی پسر و دیگری دختر، می شدند) تا اینكه هابیل به دست برادرش كشته شد. در مرگ او آدم آنقدر بی تابی كرد كه تصمیم گرفت پنجاه سال از نزدیكی با حوا دوری گزیند، بعد از این مدت طولانی خداوند بر آنها عطیه ای بهشتی مرحمت فرمود، عصر روز پنج شنبه حوریه ای سیه چشم بنام« نزلة» از بهشت فرود آمد و به امر خداوند با «شیث» ازدواج نمود و فردای آن روز به هنگام عصر دیگر كنیزكی بهشتی بنام «منزلة» به امر خداوند از بهشت پایین آمده و به ازدواج فرزند دیگر آدم یعنی«یافث» در آمد. از همسر شیث پسری به دنیا آمد و نیز از همسر یافث دختری، و آن هنگام كه آند و به حد بلوغ رسیدند با یكدیگر ازدواج نمودند سلف صالح و برگزیدگان از پیامبران یكی پس از دیگری پا به عرصة وجود نهادند».در حدیث دیگری علامه مجلسی به سند معتبر نقل می كند كه امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: «از برای آدم چهار پسر متولد شد، پس خدا به ایشان چهار نفر از حور العین فرستاد، پس هر یك از ایشان را به یكی از پسرهای خود داد، و چون فرزندان از ایشان به دنیا آمد خدا آن حوریان را به آسمان برد، و به این چهار نفر، چهار نفر از جن تزویج كرد و نسل از ایشان به هم رسید، پس هر حملی كه در مردم هست از آدم هست، و هر حسن و جمالی كه هست از حور العین است، و هر بدصورتی و بدخلقی كه هست از جن است. در روایتی دیگر از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است كه: «... هنگامیكه قابیل به سن بلوغ رسید با دختركی از جنس جنیان به نام«جهانه» ازدواج نمود، بعد از آن خداوند هابیل را به آدم بخشید و او با حوریه ای بهشتی به نام«نزله» وصلت نمود».

2. آنها (فرزندان آدم ـ علیه السلام ـ ) با نسل های باقیمانده از نسل های پیشین ازدواج كردند. چرا كه آدم ـ علیه السلام ـ نخستین انسانی نبود كه بر این پهنا گام نهاده، بلكه پیش از او انسانهایی در روی زمین زندگی می كرده اند و منقرض شده اند چیزی كه هست بقایایی از آنها در روی زمین وجود داشت كه به تكثیر نسل كمك می كرد.در كتاب«توحید» صدوق از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایتی آورده شده كه در ضمن آن به راوی فرموده: «شاید شما گمان كنید كه خدای عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگری نیافریده، نه چنین نیست بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آدم از آدم ها هستید».و از امام باقر ـ علیه السلام ـ و امام سجاد ـ علیه السلام ـ نیز حدیثی به این معنا نقل شده است.

3. نظریه سوم ناظر به اینست كه: ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوز آن، ضرورت آغاز آفرینش و نبودن همسری دیگر بوده است. از امام سجاد ـ علیه السلام ـ (در گفتگویی كه با مردی قرشی داشته) نقل شده است كه«... هابیل با«لودا» خواهر هم قولوی قابیل ازدواج كرد و«قابیل» با«اقلیما»، همزاد و هم قولوی هابیل.» مرد قرشی گفت اینكه عمل مجوسیان امروز است، حضرت فرمود: «مجوسیان اگر این كار را می كنند و ما آن را باطل می دانیم برای این است كه بعد از تحریم خدا آن را انجام می دهند». و به سند صحیح از امام رضا ـ علیه السلام ـ در جواب اینكه: «نسل آدم چگونه به هم رسید؟ نقل شده كه فرمود: «حوا حامله شد به هابیل و خواهر او در یك شكم، و در شكم دوم به قابیل و خواهر او، پس هابیل را به خواهر قابیل و قابیل را به خواهر هابیل تزویج نمود، و بعد از آن نكاح خواهران حرام شد».
در جمع بندی اقوال باید بگوییم كه علامه مجلسی طرفدار قول اول است و در رابطه با احادیثی كه راجع به قول سوم نقل شده گفته است: «چون این احادیث موافق اهل سنت است، بر تقیه حمل كرده اند». علامه طباطبائی در«المیزان» در تفسیر آیة شریفة«و بث منهما رجالا كثیرا و نساء» (نساء/1) به شدت طرفدار قول سوم است .و می نویسد: «از ظاهر اطلاق آیه شریفه بر می آید كه در انتشار نسل بشر غیر از آدم و همسرش هیچ كس دیگری دخالت نداشته، نه هیچ زنی از غیر بشر دخالت داشته، و نه هیچ مردی، چون قرآن كریم در انتشار این نسل تنها آدم و حوا را مبدأ دانسته و اگر غیر آدم و حوا مردی یا زنی از غیر بشر دخالت می داشت، می فرمود: « و بث منهما و من غیرهما» و یا عبارتی دیگر نظیر این را می آورد تا بفهماند كه غیر از آدم و حوا موجودی دیگر نیز دخالت داشته است.

چگونی انتشار نسل حضرت آدم از نظر روایات
در كتاب خصال از امام باقر ع روایت كرده كه فرمود: خداى عز و جل در همین زمین از روزى كه آن را آفریده، هفت عالم خلق كرده (و سپس بر چیده) و هیچیك از آن عوالم از نسل آدم ابو البشر نبودند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد كرد و براى هر یك عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر آدم ابو البشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت .و در نهج البیان شیبانى از عمرو بن ابى المقدام از پدرش ابى المقدام روایت آورده كه گفت: من از امام ابى جعفر ع پرسیدم: خداى عز و جل حوا را از چه آفرید؟ فرمود: این مردم در این باره چه مى گویند؟ عرضه داشتم: مى گویند او را از دنده اى از دنده هاى آدم آفرید، فرمود: دروغ مى گویند، مگر خدا عاجز بود كه او را از غیر دنده آدم خلق كند؟ عرضه داشتم: فدایت شوم پس او را از چه آفرید؟ فرمود: پدرم از پدران بزرگوارش نقل كرده كه گفتند: رسول خدا (ص) فرمود: خداى تبارك و تعالى قبضه اى (مشتى) از گل را قبضه كرد و آن را با دست راست خود مخلوط نمود (كه البته هر دو دست او راست است) و آن گاه آدم را از آن گل آفرید و مقدارى زیاد آمد حوا را از آن زیادى خلق كرد.نظیر این روایت را مرحوم صدوق از عمر و نامبرده نقل كرده و در این میان روایاتى دیگر نیز هست كه دلالت دارد بر اینكه حوا را از پشت آدم یعنى از كوتاهترین ضلع او (كه سمت چپ او است) خلق كرده و همچنین در تورات در فصل دوم از سفر تكوین چنین آمده، لیكن هر چند چنین چیزى فى نفسه مستلزم محال عقلى نیست، اما آیات كریمه قرآن از چیزى كه بر آن دلالت كند خالى است.
و در احتجاج از امام سجاد ع آمده كه در حدیثى و گفتگویى كه با مردى قرشى داشته سخن بدینجا رسانده كه: " هابیل"، با" لوزا" خواهر همزاى" قابیل" ازدواج كرد و" قابیل" با" اقلیما"، همزاى هابیل، راوى مى گوید: مرد قرشى پرسید: آیا هابیل و قابیل خواهران خود را حامله كردند؟ فرمود: آرى، مرد عرضه داشت: اینكه عمل مجوسیان امروز است، راوى مى گوید: حضرت فرمود: مجوسیان اگر این كار را مى كنند و ما آن را باطل مى دانیم براى این است كه بعد از تحریم خدا آن را انجام مى دهند، آن گاه اضافه نمود: منكر این مطلب نباش براى اینكه درستى این عمل در آن روز و نادرستیش در امروز حكم خدا است كه چنین جارى شده، مگر خداى تعالى همسر آدم را از خود او خلق نكرد؟ در عین حال مى بینیم كه او را بر وى حلال نمود، پس این حكم شریعت آن روز فرزندان آدم و خاص آنان بوده و بعدها خداى تعالى حكم حرمتش را نازل فرمود .مطلبى كه در این حدیث آمده موافق با ظاهر قرآن كریم و هم موافق با اعتبار عقلى است، ولى در این میان روایات دیگرى است كه معارض با آن است و دلالت دارد بر اینكه اولاد آدم با افرادى از جن و حور كه برایشان نازل شدند ازدواج كردند، (و این روایات با اعتبار عقلى درست در نمى آید، زیرا خلقت جن و حوریان بهشتى مادى نیست و غیر مادى نمى تواند فرزند مادى بزاید) و خواننده محترم از آنچه گذشت حق مطلب را دریافت نمود.

چگونی انتشار نسل حضرت آدم از نظر آیات
از این که نسل حضرت آدم و حوا چگونه انتشار یافته است اقوال متعددی وجود دارند که شاخصه این اقوال آن است که با ظاهر قرآن کریم سازگار نیستند. قرآن کریم در سوره مبارکه نساء آیه اول می فرماید: « یا أیها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الأرحام إن الله كان علیكم رقیبا » ترجمه: اى مردم بترسید از پروردگار خود، آن خدایى كه همه شما را از یك تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق كرد و از آن دو تن خلقى بسیار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگیخت و بترسید از آن خدایى كه به نام او از یكدیگر مسئلت و درخواست مى كنید (خدا را در نظر آرید) و در باره ارحام كوتاهى مكنید كه همانا خدا مراقب اعمال شما است (سوره نساء، آیه 1). می بینیم در این آیه جز حضرت آدم و حوا(همسر او) عنصر دیگری را در خلقت آدمیان دخالت نداده است و تأکید دارد که تنها از این دو زنان و مردان فراوانی را خلق کرده است .و همینطور در آیه 27 سوره اعراف فرماید: «یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما أخرج أبویکم من» ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد ( ترجمه مکارم شیرازی ).که باز می بینیم پدر و مادر تمام آدمیان را حضرت آدم و همسر او می داند و عنصر ثالثی را دخیل نمی داند.

طبق آیه اول سوره نساء، خدا پرورش دهنده انسانهاست و هموست كه انسانها را از نسل یك نفر به وجود آورده كه منظور حضرت آدم است و همسر او حوا را هم از او آفرید و از این دو نفر مردان و زنان بسیارى پدید آورد.كیفیت خلقت نوع بشر و تكثیر ذریه آدم و پدید آمدن انسانها از پدران و مادران بهترین وضعیت و حالت در ایجاد نوع بشر است. خداوند با قرار دادن غریزه جنسى در نهاد آدمى و شدت علاقه اى كه به او نسبت به جنس مخالف داده، كارى كرده است كه به طور طبیعى و بدون احتیاج به امر تشریعى نسل بشر در روى زمین باقى مانده است هر چند كه امر تشریعى به ازدواج نیز به صورت استحبابى وجود دارد ولى غریزه جنسى آنچنان نیرومند است كه خود به خود و حتى در میان اقوام وحشى نیز تولید مثل وتكثیر نسل وجود دارد.با توجه به متن قرآن و ظواهر آیات، شكى وجود ندارد كه از دیدگاه قرآن نسل كنونى بشر به یك فرد به نام آدم مى رسد كه خدا او را از خاك آفرید و از روح خود بر او دمید و او نخستین انسان روى زمین است كه بدون پدر و مادر آفریده شده است.

مطلب دیگر اینكه طبق همین آیه، نسل بشر به یك تن مى رسد كه همان آدم است و همسر آدم نیز از او به دنیا آمده. اكنون باید دید كه منظور از این جمله چیست؟ و همسر آدم چگونه از خود آدم پدید آمده است؟ طبق بعضى از روایات، همسر آدم از دنده چپ آدم مخلوق شده و طبق بعضى از روایات دیگر، او پس از خلقت آدم از باقیمانده سرشت آدم آفریده شده است. البته در بعضى از آیات قرآنى هم آمده كه خدا از خود شما همسرانى براى شما آفرید (خلق لكم من انفسكم ازواجا) ولى این آیات مربوط به نسلهاى بعدى است و ناظر به جریان آدم و حوا نیست.اگر در سند روایاتى كه به آنها اشاره شد تردید كنیم، باید بگوییم كه ما از چگونگى خلقت حوا از آدم اطلاعى نداریم و فقط طبق آیه مورد بحث مى دانیم كه حوا نیز از آدم آفریده شده است. و نسل بشر به یك نفر مى رسد كه نام او آدم است.

موضوع دیگرى كه در اینجا قابل بررسى و تأمل است این است كه از این آیه فهمیده مى شود كه نسل بشر از آدم و همسر او ازدیاد پیدا كرده و مردان و زنان بسیارى در روى زمین پراكنده شده اند. در اینجا این سؤال پیش مى آید كه فرزندان بلافصل آدم چگونه و با چه كسانى ازدواج كردند؟ و نسلهاى بعدى چگونه به وجود آمدند؟ از این آیه فهمیده مى شود كه دختران و پسران آدم و حوا با یكدیگر ازدواج كرده اند و ازدواج خواهر و برادر یك حكم تشریعى و قراردادى است و این حكم در آن زمان نیامده بود و بعدها كه نسل آدم تكثیر شد و نیازى به ازدواج خواهر و برادر نبود، این حكم از سوى خدا آمد و این هیچ گونه استبعادى ندارد. زیرا طبق نص صریح قرآن بعضى از ازدواجهاى حرام، قبلا حرام نبوده و در شریعت اسلام حرام شده است مانند جمع كردن میان دو خواهر كه در شریعتهاى قبلى جایز بود و یك مرد مى توانست همزمان با دو خواهر ازدواج كند ولى در شرع اسلام این امر ممنوع شد و ازدواج با خواهر همسر حرام اعلام شد.این نشان مى دهد كه حرام بودن ازدواج با بعضى از زنها یك مسأله قراردادى است و ممكن است بعضى از زنها در زمانى حلال باشند و در زمانى طبق مصلحت جدیدى كه پیش مى آید حرام باشند. بنابراین نباید در ازدواج فرزندان آدم با یكدیگر استبعاد كرد. چون ظاهر این آیه همین موضوع را مى رساند. البته در بعضى از روایات آمده كه فرزندان بلافصل آدم با حورى یا جنى ازدواج كردند و در بعضى از روایات آمده كه حوا همیشه دوقلو مى زایید كه یكى از آنها پسر و دیگرى دختر بود. پسر هر شكم با دختر شكم دیگر ازدواج مى كرد و شاید هم فرزندان آدم با بازماندگان انسانهاى پیشین ازدواج كردند چون طبق یك نظریه، آدم نخستین انسان در روى زمین نبود بلكه پیش از او هم انواع مشابهى از انسانها در روى زمین زندگى مى كردند كه به تدریج نسل آنها قطع شد و خدا آدم را از خاك آفرید.

منابع:

تفسير نمونه، تهران، ج 3، ص 280-282

جعفر سبحاني، منشور جاويد، ج 11، ص 111، ج 4 ص 198

ترجمه تفسير الميزان ج 4، ص 229- 239، ج 16 ص 399

4- پاسخ به پرسش های مذهبی، نویسنده: مکارم شیرازی - ناصر و سبحانی- جعفر، ص 454

منبع : http://www.purcshgari.blogfa.com/

 

چهارشنبه 19 اسفند1388


مطالب پيشين

سطح انتقاد نبايد بالاتر از رئيس‌جمهور مي‌رفت.
طرح های ابتکاری (عکس)
اگر فرزند دختر مي‌خواهيد.
قبوض برق این بار تهرانیها را شوکه کرد
استيضاح وزير آموزش و پرورش کلیدخورد.
قيمت تمام سيم‌كارت‌هاي دائمي همراه اول به 150 هزار تومان كاهش يافت.
نتايج نهايي كنكور سراسري 89 فردا شب اعلام مي‌شود.
كارت‌هاي طلايي فرهنگيان الكترونيكي مي‌شود.
تعهد بیمه ایران نسبت به بیمه طلایی فرهنگیان را چگونه ارزیابی میکنید ؟
عملکرد بیمه ایران برای اجرای بیمه طلایی بايد اصلاح شود.
مشكلات استفاده از كارت بيمه طلايي فرهنگيان در كوتاه ‌مدت طبيعي است
بیمه طلایی معلمان از ادعا تا واقعیت .
آقای رئیس جمهور: کارت درمان فرهنگیان، طلائی نیست!
تفاوت بين ره‌توشه يك مجاهد حزب‌الله و سرباز ارتش امريكا! (عکس)
تازه‌ترين اطلاعات درباره كشف كيف اسناد محرمانه شاه مخلوع


درباره




بسم الله الرحمن الرحیم
یک معلم هستم. هدفم فراهم نمودن اطلاعات مورد نظر همکاران فرهنگی است.
دامنه مرتبط : www.1moallem.com

nooroozy@yahoo.com


 اطلاعات مورد نظر فرهنگیان
یک معلم

كد لوگوي ما
">

جستجو


مطالب مفید
جزوه آزمون آغازین ( سال اول متوسطه)
کانون رباتیک گلستان
چکیده کتاب اندیشه اسلامی (۲ ) به صورت پاورپوینت
نمونه سوالات درس اندیشه اسلامی (2)
سامانه ثبت نام الکترونیکی دانش آموزان
اوقات شرعی تمام نقاط دنیا
کانون رباتیک گلستان
تصاویر بازدید علمی دانشجویان مرکز تربیت معلم شهید بهشتی گنبدکاووس
قرآن و تئورى تحول انسان
گزارش تصویری از استان گلستان.
گزارش تصویری: مدرسه ای در اتوبوس
آموزش زبان عربی
سیزده بدر : پارک شبنم . نوده خاندوز. استان گلستان
دانلود نرم افزار صحيفه امام خميني (ره)
تصاوير زيبايي از نوده خاندوز- استان گلستان
آپلود فایل
متن کتاب : اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)
جزوه درس : اخلاق در سیره معصومین (ع)
یک روز برفی در ارتفاعات رامیان ـ استان گلستان
خطبه ها و حكمت هاي نهج اليلاغه
متن نهج البلاغه با ترجمه فازسي
فيش حقوقي فرهنگيان گلستان
بهائیت :بنیانی به استحکام تار عنکبوت
آلبوم عکس نویسنده وبلاگ
تصاوير حرمت‌شكنان عاشورا و درخواست از مردم براي شناسايي
منابع دروس معارف اسلامي
بررسی اجداد امام خمینی (ر ه)
نکاتی جالب در باره فرزندان امام خمینی (ره)
جزوه کمک آموزشی درس زبان عربی سال دوم دبیرستان
جزوه کمک آموزشی درس زبان عربی سال سوم دبیرستان(عمومی)
جستجوی شعر
جزوه درس (تحلیل اندیشه های تربیتی)
جزوه درس ( تحول بینش دینی)
دانلود آثار شهید مرتضی مطهری
فیش حقوق فرهنگیان
سرفصل دروس دانشگاهی
مترجم گوگل
جزوه کمک آموزشی درس زبان عربی سال اول دبیرستان
جزوه آشنایی با تخلفات اداری کارکنان دولت
پروژه های پیشنهادی اخلاق کار و ارزش های سازمانی
تصاویر فتنه سبز اموی
گزارشی تکان دهنده از جزئیات فعالیت مافیای ثروت و قدرت در ایران
ازدواج های سیاسی در ایران بعد از انقلاب.
فایل اکسل محاسبه حقوق بر اساس جداول فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري
جداول امتيازات فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري
لغت نامه دهخدا
متن قانون : مدیریت خدمات کشوری
اخبار آخرالزمان و مهدویت و صهیونیزم
دیکشنری آنلاین(انگلیسی به فارسی) و (فارسی به انگلیسی)
آپلود فایل هایpdf

لیست تمام پیوند ها



صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | لينك آر اس اس | طراح قالب

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by nooroozy
Design By : wWw.Theme-Designer.Com